هر بچهای ممکن است زمانی بدخلق و عصبانی باشد و بیدلیل بهانه جویی کند، اما همین بهانهجوییها و نق زدنها هم درحقیقت به دلیلی صورت میگیرد که ریشه در همان برآورده نشدن نیازها و خواستهای آنها دارد. حتی با وجود بهترین مراقبتها باز هم ممکن است به بخشی از این نیاز پاسخ لازم داده نشده باشد. گرسنگی، پوشش مناسب و گرمای کافی، امنیت و محبت مهمترین نیازهایی هستند که بچهها برای به دست آوردن آنها شروع به گریه میکنند. بعضی وقتها هم بیماریهای مختلف روی آنها اثر میگذارد و تندمزاج و عصبانیشان میکند؛ اما از آنجا که کودک نمیتواند بگوید چه میخواهد با سیستم کوچک فکریاش فقط درمییابد که یک چیز سرجایش نیست، مثلا گرسنهاش است و نمیتواند این را به شما منتقل کند پس با پاهایش به زمین میکوبد و موهایش را میکشد تا این مشکل را رو در روی شما قرار دهد.
مهمترین چیزی که باید به آن توجه داشت این است که روحیه بچهها با هم فرق میکند و چیزی که میتواند برای یک کودک قابل تحمل باشد برای دیگری بسیار آزار دهنده است. بنابراین اگر دیدید که بچه شما در صف بانک خسته شده و گریه سر میدهد نباید فکر کنید که او تازه غذا خورده و دیگر دلیلی برای گریه کردن ندارد. خیلی ساده این احتمال را بدهید که او از دیدن این همه آدم احساس ناخوشایندی دارد و یا رنگ داخلی فضای بانک همراه با همهمه موجود او را هیجان زده و مضطرب کرده است. هزار و یک دلیل دیگر میتواند برای این عدم آرامش او وجود داشته باشد.
بهترین کار این است که بچه تان را با بچههای دیگر حتی با خواهرها و برادرهایش مقایسه نکنید. آنها همیشه در پی جلب توجه و محبت والدین خود هستند و از همان کودکی این را بخوبی درک میکنند. به همین دلیل هم میتوانند نیاز به محبت بیشتر را با آزار دادن بچههای دیگر جبران کنند و یا با دوستان خود ناسازگاری کنند.بچههای زیر 2 سال از قوانین حاکم بر خانه سر در نمیآورند. آنها نمیتوانند درک کنند که شیشه خطرناک است و بریدن دستشان به چه معناست. آنها تجربه نکردهاند که اگر آب داغ روی پوستشان بریزد موجب سوختن میشود و نمیدانند که اگر غذا در گلویشانگیر کند میتواند برایشان خطر آفرین باشد. بنابراین بر عهدهماست که مراقب باشیم هنگامیکه آنها خشمگین میشوند یا میخواهند به نوعی توجه ما را جلب کنند دست به کارهایی نزنند که برایشان خطرناک باشد.
با توجه به این که پس از 2 سالگی بچهها بتدریج با قوانین و مقررات خانه آشنا میشوند شما میتوانید بسیاری از مشکلات آنها را برایشان توضیح دهید. مثلا از آنجا که بچهها آب بازی کردن را دوست دارند میتوانید به آنها اجازه این کار را بدهید، اما بگویید که چون فرش خیس و خراب میشود میتوانند این کار را در حمام انجام دهند. آنها از پاره کردن کاغذ هم لذت میببرند، اما شما میتوانید برایشان توضیح دهید که این روزنامه را پدرشان هنوز نخوانده و میتوانند از روزنامه قدیمی برای بازی استفاده کنند.
یکی دیگر از راههای آموزش دادن مقررات خانه این است که به کودک اجازه دهید از عواقب طبیعی کارش باخبر شود. مثلا وقتی او مفهوم مرتب کردن وسایلش را درک نمیکند، بگذارید تا خودش در میان وسایلش به دنبال اسباب بازی مورد علاقهاش بگردد تا دریابد داشتن نظم و مرتب کردن وسایل به چه دلیل است. گاهی هم که از خوردن غذا خودداری میکند بهتر است شما همه خشمتان را نثارش نکنید؛ وقتی با دل ضعفه پس از آن مواجه شد آن وقت مجبور میشود که با نان و پنیر کنار بیاید و بفهمد که در صورت نخوردن غذایی که دوست ندارد نان و پنیر در انتظار اوست. اینها راههای مسالمت آمیزی است که میتوان به کمکشان با بچههایی که تازه شروع به درک دنیای بیرون کردهاند کنار آمد.
در نظر داشته باشید که شما و فقط شما از نتیجه کار او باخبرید و او خودش اصلا نمیتواند حدس بزند که انجام یک کار میتواند چه مشکلی برایش به وجود بیاورد، اما وقتی او خودش با مشکل روبهرو شد آن وقت است که به درستی پیشبینی شما پی میبرد و بتدریج یاد میگیرد که به تجربه شما اعتماد کند. در صورتی که با امر و نهی کردن و داد و فریاد، بچهها فقط دچار وحشت و یا لجبازی میشوند و چیزی را باور نمیکنند.
گاهی هم بچهها احساساتشان را فقط با رفتارشان نشان میدهند و صحبتی درباره آنچه ناراحتشان کرده نمیکنند؛ مثلا بچه ای که از تاریکی میترسد دوست ندارد بخوابد و پیش از خواب باید کلی گریه کند تا خستگی ناشی از آن موجب شود که بدون فکر کردن به تاریکی به رختخوابش برود. یا بچهای که ترسیده معمولا شروع به زدن بچههای دیگر میکند تا به این وسیله خود را تخلیه کند. بنابراین بهتر است به جای هر چیز به دنبال یافتن ریشههای رفتارهای کودکانمان باشیم و به جای امر و نهی، مسخره کردن و یا دعوا کردنشان ببینیم چیزی موجب میشود که آنها به کاری دست بزنند که درست نیست.
فراموش نکنید که بیشتر رفتارهای غیرقابل قبول بچهها به دلیل کمبود اطلاعات، برآورده نشدن نیازهای آنها و استرس و فشار ناشی از محیط ایجاد میشود و تنبیه کردن به معنی عدم علاقه شما برای حل این مشکلات است. بچهها دقیقا زمانی نیازمند توجه شما هستند که کمتر از هر زمانی نشان میدهند.
رویا ثابتگیلانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم