با علیرضا مرندی ، نماینده منتخب مردم تهران‌

مجلس نباید حامی و یا منتقد دائمی دولت باشد

دکتر علیرضا مرندی از منتخبان مردم تهران در انتخابات مجلس هشتم است که مدرک پزشکی خود را سال 43 از دانشگاه تهران کسب کرده است و دارای مدرک تخصصی کودکان و فوق تخصص نوزادان از دانشگاه‌های آمریکاست و هم اکنون علاوه بر فعالیت‌های پزشکی، از استادان برجسته دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به شمار می‌رود.
کد خبر: ۱۶۷۲۵۷

دکتر مرندی 9 سال متصدی وزارتخانه بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بوده است؛ گر چه یک سال از مسوولیت وی در زمان دولت میرحسین موسوی با عنوان وزیر بهداری بوده است.

مرندی 5 سال (از سال 63 تا 68) در دولت میرحسین موسوی مسوولیت وزارت بهداری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را به‌عهده داشته است و 4سال (از سال 72 تا 76) از دوره دوم دولت آقای هاشمی رفسنجانی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بوده است.

علیرضا مرندی از سال 59 معاون آموزش و پژوهش و درمان وزارت بهداری بوده و از سال 61 تا 63 معاونت بهداشت این وزارتخانه را به عهده داشته است.

مرندی برای نخستین بار پیشنهاد تغییر نام وزارت بهداری به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را ارائه کرد که مجلس وقت نیز آن را به تصویب رساند و در دوران تصدی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طرح‌هایی نظیر واکسیناسیون سراسری فلج اطفال و کنترل جمعیت را به اجرا گذاشته است.

علیرضا مرندی که سال‌های اخیر در مطب خود در خیابان میرزای شیرازی و چند بیمارستان کودکان به طبابت مشغول بوده، در این دوره از انتخابات در فهرست جبهه متحد اصولگرایان در تهران قرار گرفت و در مرحله اول به مجلس هشتم راه یافت.

وی معتقد است مردم از ابتدای انقلاب نشان داده اند که پیوستگی دائمی به هیچ گروه و جریانی ندارند و هر جریانی که بتواند رضایت آنها را کسب کند، از سوی مردم در راس قرار می‌گیرد.

مردم از خدمتگزاران خود کار می‌خواهند. مردم به اصولگرایان رای داده‌اند، چون آنها را دوست دارند.
مشروح مصاحبه جام‌جم در زیر می‌آید:

ارزیابی و تحلیل شما از رویکرد مردم به اصولگرایان در این دوره از انتخابات چیست؟ و در مجموع آیا این رویکرد را پیروزی برای جریان اصولگرا می‌دانید و با چه رفتارهایی این رویکرد در دوره‌های بعدی نیز حفظ خواهد شد؟

اصولا مردم در سال‌های پس از انقلاب و حضور در دوره‌های مختلف انتخابات نشان داده‌اند که سرسپرده هیچ فرد، گروه و حزبی نیستند.

زمانی مردم به اصلاح‌طلبان به طور جدی رای دادند، به گونه‌ای که رای جریان رقیب اصلاح‌طلبان نزدیک به رای آنها نبود و اصلاح‌طلبان در مجلس و دولت رای قاطع کسب کردند.

اصلاح‌طلبان با رای مردم در آن دوره، زمام امور کشور را به طور قاطع و کامل در دولت و مجلس به دست گرفتند و این زمانی بود که اصلاح‌طلبان می‌توانستند با قاطعیت در خدمت به مردم موفق شوند.

اصلاح‌طلبان در این دوره می‌توانستند در کارهای خود بدون این که کسی بتواند چوب لای چرخ آنها بگذارد، موفق عمل کنند، زیرا مردم این فرصت را به آنها داده بودند.

مردم ما از ابتدای انقلاب پیوستگی خود به یک گروه سیاسی را نشان نداده‌اند، اما بیشتر اوقات به کسانی که به نام اصولگرا شناخته شده‌اند، رای داده‌اند.  شاید این رویکرد به دلیل اعتمادی باشد که مردم نسبت به اصولگرایان داشته و دارند.

برای همه روشن شده است که نتایج انتخابات مجلس قابل پیش‌بینی نیست. هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که نتایج انتخابات مجلس را از قبل می‌داند، زیرا مردم گاهی اوقات متفاوت از آنچه سیاسیون می‌اندیشند، رای می‌دهند.

بدون تردید همه کسانی که به نظام اسلامی معتقدند، دوست دارند به مردم خدمت کنند، اما این علاقه به خدمت کافی نیست.

اصولگرایان باید بتوانند به طور واقع تلاش و برنامه ریزی و مدیریت داشته باشند و با شناخت دقیق از نیازهای کشور برنامه مناسب با آن را تدوین کنند و با اقتدار به اجرا بگذارند.

اصولگرایان برای حفظ این رویکرد و اعتماد باید چگونه عمل کنند؟

مردم در این دور از انتخابات نشان دادند که به جریان اصولگرا معتقدند و در مقابل از آنها توقع و انتظار بسیاری دارند و این اعتقاد تا زمانی استمرار خواهد داشت که اصولگرایان اعتقاد راسخ و عملی خود را به اصول نشان دهند و از برنامه‌های اساسی آنان، رضایت مردم باشد.

اصولگرایان نمی‌توانند مغایر با شعارهایشان عمل کنند. مردم، دنیا و آخرت خود را با هم می‌خواهند. مسوولان نیز باید هم برای دنیا و هم آخرت مردم کار کنند. اگر ما دنیای مردم را خراب کنیم، آخرت آنها را نیز به باد می‌دهیم.

تکروی ما را به جایی نمی‌رساند و تقابل و تضعیف نیز زیان‌های بسیاری وارد می‌کند و ما را به زمین می‌زند. باید قدرت داشته باشیم که از همه نیروها و ظرفیت‌های نظام و انقلاب بیشترین استفاده را ببریم.

دسته‌ای از اصلاح‌طلبان، افراطی عمل کرده‌اند و هنوز هم افراطی می‌اندیشند و عملکرد این عده آنها را به زمین زد و اعتماد مردم را از آنان سلب کرد و گروهی از آنان نیز که قصد خدمت داشتند، به دلیل عملکرد همین گروه موفق نشدند.

اما در مقابل، دسته‌ای از اصلاح‌طلبان هستند که معتقد به نظام، متدین و علاقمند خدمت به مردم هستند؛ البته در گروه‌های اصولگرا نیز افراد افراطی وجود دارند. در هر گروهی امکان دارد افرادی وجود داشته باشند که بی‌نهایت سیاسی باشند و به مسائل کشور و مردم ابتدا سیاسی نگاه کرده و پس از آن نگاهی واقع‌بینانه داشته باشند که این رویه از هر جریانی که سربزند برای آینده کشور و مردم زیان‌آور است.

مردم می‌خواهند کسانی را که به کار و تلاش و خدمت به طور واقع اعتقاد دارند برگزینند. از سویی، خدمت به مردم و نظام باعث ثبات و پایداری بیشتر نظام می‌شود. تا ابد نمی‌توانیم با شعارها خود را نگاه داریم. اگر می‌خواهیم جایگاه خود را حفظ کنیم، گر چه دشمنان می‌خواهند این جایگاه حفظ نشود، باید این شعارها را به عمل تبدیل کنیم.

آمریکایی‌ها و غرب نمی‌خواهند نظام جمهوری اسلامی ایران در دنیا سربلند شود؛ اما اگر ما بخواهیم روی پای خود بایستیم باید به ظرفیت‌ها و توانایی‌های خود متکی باشیم که این موضوع نیز با شعار و حرف عملی نیست.

گر چه ما دشمنانی داریم، اما دوستان بسیاری نیز داریم. دوستان اصلی ما مردم ایران هستند و پس از آن مردم کشورهای جهان. امکان دارد دولت‌ها با ما دشمنی داشته و علاقه‌ای به نظام و حکومت اسلامی نداشته باشند، اما ملت‌ها علاقه بسیاری به نظام جمهوری اسلامی ایران دارند. ما به این دوستی‌ها بویژه به ملت بزرگ ایران بدهکار هستیم و باید خدمتگزار مردم ایران و الگویی برای ملت‌های جهان باشیم.

آنچه که ما باید به آن متعهد باشیم کار و تلاش و برنامه ریزی برای خدمت بیشتر به مردم است. رهبر معظم انقلاب 4 سال پیش از این، ابتدای کار مجلس هفتم تاکید کردند که نمایندگان مجلس باید خود را وقف مردم و نظام کنند و برای خدمت به مردم برنامه ریزی دقیق داشته باشند.

بر این اساس آنچه نمایندگان مجلس باید آن را به عنوان یک وظیفه اساسی بدانند این است که تمام هم و غم آنان برنامه‌ریزی برای دراز مدت، میان مدت و کوتاه مدت برای برقراری عدالت و حل مشکلات مردم و کشور باشد. این شایسته مجلس نظام اسلامی نیست که به روزمرگی دچار شود، زیرا این زیان بزرگ برای آینده نظام است.

البته نباید از مسائل روز غافل شد اما اگر تنها وقت خود و مجلس را صرف مسائل روز کشور کنیم و برنامه‌ریزی بلندمدت نداشته باشیم، از آینده غافل می‌شویم.

امروز هم به نظر می‌رسد از برنامه‌ریزی‌های زیربنایی برای آینده کشور غافل هستیم. چشم‌انداز 20 ساله نظام را که چند سال است رهبر معظم انقلاب ابلاغ کرده‌اند، برای عملیاتی و اجرایی کردن آن به اندازه‌ای که درخور اهمیت آن بوده، عمل نکرده‌ایم.

رهبر معظم انقلاب تاکید دارند ایران در 50 سال آینده حرف اول را در دنیا بزند؛ گر چه چشم انداز مربوط به منطقه است که لازمه این امر برنامه‌ریزی‌های دقیق بلندمدت است.

مهم‌تر از همه این که باید بتوانیم برای نسل بعدی کشور که می‌خواهد پرچم نظام اسلامی را در دست بگیرد، برنامه ریزی داشته باشیم و آنها را آماده کنیم تا بتوانند از نسل ما هوشمندتر، سالم‌تر، متعهدتر، مدیرتر و کارآمدتر آینده کشور را به‌دست‌گیرند.

اگر ما خود را فردی ولایت‌مدار می‌دانیم این رسالت ماست. ولایتی بودن به این نیست که وقتی رهبر معظم انقلاب مساله‌ای را می‌گویند، تنها آن را تکرار کنیم، تا رهبری بگویند که امسال سال نوآوری و شکوفایی است ما آن را تکرار کنیم بلکه باید در برنامه‌ریزی‌ها و اجرای خود در راه نوآوری و شکوفایی گام برداریم.

اگر از وضعیت موجود کشور و آنچه می‌گذرد غافل شویم، دیگر به اهداف خود نخواهیم رسید و در این صورت دیگر نمی‌توانیم خود را ولایت‌مدار بدانیم.

اگر جامعه‌ای فقیر و مشکل‌دار داشته باشیم، چگونه از یک جامعه فقیر می‌توانیم انتظار داشته باشیم محکم‌ترین اعتقادات اسلامی را داشته باشد. مردم خواهند گفت حکومت اسلامی بالای سر ماست و خود را مظهر اسلام می‌دانیم و بی‌عدالتی هر روز عمیق‌تر می‌شود.

محور اساسی انتظار مردم از جریان اصولگرا چیست؟

اگر ما اصولگرا هستیم، عدالت باید در راس امور باشد که این عدالت شامل همه بخش‌ها از جمله عدالت در سلامت، عدالت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. اگر در این زمینه کاری انجام ندادیم و مردم به جای این‌که حرکت را به سمت عدالت ببینند جهت عکس آن را مشاهده کنند، قطعا نباید انتظار داشته باشیم که باز هم به اصولگرایان رای دهند.

مردم باید هر سال ببینند که ما از سال قبل به سمت عدالت نزدیک‌تر شده‌ایم؛ گر چه شاید نتوان به طور کامل عدالت را برقرار کرد. نظام جمهوری اسلامی ایران باید مظهر عدالت باشد و هر کس به نظام و شیوه عمل آن نگاه کند بپذیرد که این نظام، عدالت محور است و در حال حرکت به سمت عدالت است، گرچه شاید برخی بی عدالتی‌ها نیز باشد، اما حرکت عمومی به سمت عدالت باشد.

سال به سال گرایش به عدالت باید بیشتر باشد، فاصله طبقاتی کاهش و رفاه قشرهای پایین اجتماع افزایش یابد. نباید تنها ادعا کنیم که تعدادی افراد زیرخط فقر بالای خط فقر آمده اند که البته این تعداد وضعیتشان چندان تفاوتی با کسانی که زیر خط فقر هستند، نمی‌کند.

الزامات تحقق این امر را چگونه ارزیابی می‌کنید و از چه راهی این مطلوب دست یافتنی است؟

این موضوع نیاز به کار جمعی دارد. همه وزارتخانه ها، قوه قضاییه، دولت و مجلس همه باید کار کنند به گونه‌ای که دیگر فرصتی برای طرح شعارهای سیاسی و سیاسی کاری باقی نماند.

البته دستیابی به عدالت یک سیاست است. اگر ما سیاست خود را عین دیانت می‌دانیم، سیاست این است که نظام و کشور به سمت برقراری عدالت پیش برود و عدالت اجتماعی و عدالت در سلامت حاکم شود.

آفت‌هایی که این راه را تهدید می‌کند، چیست؟ در گام برداشتن در این مسیر باید از چه کارهایی اجتناب کنیم؟

اگر مدام درباره مسائل جناحی و گروهی صحبت شود و هر گروه سیاسی تصمیم بگیرد که گروه رقیب خود را از صحنه به در کند، قطعا به این مطلوب دست نمی‌یابیم.

ما باید با عملکرد مثبت و خدمت صادقانه خود باعث شویم گروه‌هایی که فکر می‌کنیم طرفدار نظام نیستند، حذف شوند. وقتی ما که طرفدار نظام هستیم در عمل خوب کار کنیم، مردم تشخیص می‌دهند که مثلا گروه‌های رقیب ما خوب کار نمی‌کنند، پس به نظام اعتقاد ندارند و به آنها روی می‌آورند.

اگر ما نیز خوب کار نکنیم، نشان داده‌ایم که به نظام اعتقادی نداریم، در غیر این صورت مردم با شعار راضی نمی‌شوند.

برای تحقق این امر باید چه ظرفیت‌هایی را به کار گیریم و چگونه از آنها استفاده کنیم؟

به این منظور درست است که باید از نیروی جوان و تازه نفس‌ها و نسل سوم استفاده کنیم، اما نباید نسبت به تجارب بی‌تفاوت باشیم. یکی از اشکالات ما این است که برای تجارب، ارزشی قائل نمی‌شویم.

این تجارب بسادگی کسب نشده است. همین نظام و مردم برای کسب این تجربه‌ها هزینه کرده‌اند و این تجارب متعلق به نظام است. افرادی هم که تجربه کسب کرده‌اند حق ندارند تجارب خود را از مردم و نظام دریغ کنند و باید با اجبار آنها را وارد میدان کنیم.

وقتی ما همه تجارب را کنار بزنیم، به بی‌تجربگی ابتدای انقلاب دچار می‌شویم و به طور مرتب در دوره‌های مختلف باید دچار آزمون و خطا شویم.

لزومی ندارد کسانی که تجربه دارند حتما در مصدر کار نشسته و زمامدار یک وزارتخانه یا سازمان یا دستگاه شوند، بلکه می‌توانند نظر مشورتی خود را ارائه کنند.

بسیاری از اوقات افراد وقتی حکمی به آنها داده می‌شود، تصور می‌کنند با این حکم تمام اطلاعات مورد نیاز را در اختیار دارند؛ در حالی که تنها مسوولیت به آنها داده شده است نه علم آن مسوولیت. علم را باید کسب کرد، این علم در کلاس کسب نمی‌شود و باید از تجارب دیگران استفاده کرد.

یکی از اموری که در حال از دست دادن آن هستیم، تجاربی است که برخی با هزینه نظام کسب کرده‌اند. این تجربه‌ها در حال هرز رفتن هستند و بسیار کم از این تجارب استفاده می‌شود.

اجازه بدهید به اولویت‌های اصولگرایان در مجلس هشتم بپردازیم، همان طور که شما تاکید کردید، عدالت از اساسی‌ترین اولویت‌هاست. چه اولویت‌های دیگری در مقابل مجلس هشتم قرار دارد؟

همین عدالت دارای ابعاد مختلف است. در همین حوزه عدالت در اقتصاد، مسائل اجتماعی، فرهنگی و سلامت مطرح است.

همان‌طور که رئیس‌جمهور و مجلس هفتم نیز به عنوان شعار مطرح کردند. من به عنوان یک پزشک، عدالت در سلامت را محور و زیربنای عدالت اجتماعی می‌دانم.

من معتقدم اگر ما عدالت در سلامت را در کشور پیاده کنیم، بعد عظیمی از عدالت اجتماعی و راه بزرگی را در توسعه پیموده‌ایم. اگر ما می‌خواهیم در کشور توسعه داشته باشیم، بدون سلامت امکان‌پذیر نیست. نه تنها سلامت، بلکه توزیع عادلانه سلامت نیز امر مهمی است.

سلامت فقط شامل یک گروه صاحب علم، نفوذ اجتماعی و اغنیا نیست، سلامت روستاییان و افراد دارای توان اجتماعی و اقتصادی پایین بسیار با اهمیت است.

نمی‌توانیم از ملتی که فاصله طبقاتی بین آنها زیاد است و احساس بی عدالتی می‌کنند، انتظار داشته باشیم در توسعه کشور مشارکت فعالانه داشته باشند. کسانی که از لحاظ جسمی و روانی سلامت ندارند و از رفاه اجتماعی برخوردار نیستند، نمی‌توانند افراد سازنده‌ای باشند.

موضوع نحوه تعامل مجلس با دولت از نکات مهمی است که در خصوص آن بحث و نظریات بسیار متفاوتی مطرح است، به عقیده شما چه نوع تعاملی می‌تواند سازنده باشد، حمایت بدون نقد و نقد بدون در نظر گرفتن نقاط قوت چه وضعیتی را ایجاد می‌کند؟

در تعامل مجلس و دولت و خدمت به مردم هیچکدام از این مسائل نباید ملاک باشد. نباید بگوییم چون همه به یک گونه فکر می‌کنند زیان‌آور خواهد بود و یا این که فاصله فکری و اختلاف سلیقه دارند، خوب است. افراد باید خود را تنها در مقابل خدا و مردم مسوول بدانند.

رفاقت‌ها و اختلاف‌ها نباید مبنای قضاوت درباره افراد باشد. اگر بر مبنای رفاقت، ضعف‌ها را نادیده بگیریم، به سمت سقوط پیش می‌رویم و اگر تنها روی نقاط ضعف انگشت بگذاریم و عملکردهای مثبت را نادیده بگیریم، باز هم سقوط حتمی است.

اگر کارها درست انجام شود، باید تشویق صورت گیرد؛ حتی اگر ما به دولت علاقه‌ای هم نداشته باشیم. اگر به دولت علاقه داریم و می‌خواهیم در مسیر درست قرار گیرد، اگر به خطا می‌رود به او گوشزد کنیم و حتی اگر خطای خود را ادامه می‌دهد باید جلوی او را بگیریم. ما برای نظام و مردم کار می‌کنیم و باید پاسخگو باشیم.

در نظام اسلامی نباید ملاک این باشد که مسوولان از چه جریان و جناحی هستند. باید در درجه اول خواست مردم را ببینیم.

نقد یک ضرورت است و نقدها باید به گونه‌ای باشد که مشکلات را حل کند و نقدها با هدف ایجاد مشکل برای دولت نباشند وقتی نقد منصفانه‌ای نیز صورت می‌گیرد، دولت باید به آن توجه داشته باشد.

پس شما معتقدید که مجلس هشتم باید حمایت همراه با نقد منصفانه دولت را در پیش گیرد؟

حمایت و نقد حد و حدودی ندارد. امکان دارد مجلس در این لحظه از دولت حمایت و لحظه‌ای بعد نقد خود را مطرح کند. حمایت و نقد مستمر است. نباید مجلس حامی و منتقد دائمی دولت باشد.

در این میان افراد مطرح نیستند، بلکه راه و روش است که مورد حمایت یا نقد قرار می‌گیرد. تلاش برای کوبیدن افراد باعث تضعیف نظام می‌شود. نقد را نیز باید از خود آغاز کنیم. اگر می‌خواهیم حامی دولت باشیم، هم به خود و هم به دولت باید نقد منصفانه داشته باشیم.

باید به این موضوع توجه داشته باشیم که نمایندگان مجلس نمایندگان مردم هستند، حضرت امام خمینی (ره) نیز فرمودند که مجلس در راس امور است، پس بر این اساس دولت باید به قوانین مصوب مجلس تمکین کند. مجلس نیز حق ندارد با دولت تقابل کند.

هدف کار و خدمت برای نظام و مردم است و در این راه باید آنقدر مجلس و دولت نزدیک باشند که هیچ شائبه دوگانگی میان آنها ایجاد نشود. گر چه سلیقه‌های مختلف محترم هستند و باید درباره آنها بحث سازنده صورت گیرد.

مجلس 2 وظیفه بزرگ قانونگذاری و نظارت را به عهده دارد. تصور می‌شود در مجلس بخش نظارت در دوره‌های مختلف چندان جدی تلقی نشده است. شما در مجموع نظارت در کشور را چگونه می‌دانید؟

نظارت در کشور به هیچ وجه کافی نیست. نظارت مسوولان بر مسوولان پایین دست خود نیز کافی نیست. من در 9 سال وزارت خود در وزارت بهداشت نیز نمی‌توانم ادعا کنم که نظارت کامل به همه بخش‌ها داشته‌ام.

بخش نظارت همیشه قابل تعریف و اصلاح است. ما اشراف لازم به امور نداریم که یکی از دلایل مهم آن این است که شاخص‌های روشنی برای انجام کار نداریم که براساس آن بتوانیم تشخیص دهیم که مسوولان بر اساس شاخص‌ها حرکت می‌کنند یا نه.

قضاوت عملکردها دقیق و علمی نیست. پس از سال‌ها باز هم اختلاف می‌بینیم و نمی‌توانیم بخوبی رای دهیم که دستگاه یا مسوولی موفق بوده یا با عدم موفقیت مواجه بوده است.

مجلس شورای اسلامی نیز از نهادهایی است که نیاز به شاخص‌های خود برای نظارت دارد. متاسفانه در ارزیابی‌ها به همه جوانب توجه نمی‌شود. زمانی مردم شکایتی را مطرح می‌کنند و موضوع این شکایت با طرف شکایت مطرح می‌شود که قطعا هیچ کس اشتباه خود را نمی‌پذیرد.

در بخش نظارتی چشم بسته می‌توان گفت که در مجموع در طول این سال‌ها ضعیف عمل کرده‌ایم؛ در حالی که باید بدانیم در این زمینه باید روزی پاسخگو باشیم.

نباید به قصد تضعیف دولت و مچ‌گیری به عملکرد دولت نظارت داشته باشیم. وقتی در کار دولت نقصی می‌بینیم و آن را به طور منطقی مطرح کنیم، به نتیجه خواهیم رسید. ضرورت ندارد همه نظارت‌ها انعکاس و بازتاب رسانه‌ای پیدا کند.

در مجموع نظارت‌ها ناکافی است و اگر نظارتی نیز صورت می‌گیرد. نظارت واقعی نیست و بعضا با اهداف سیاسی و با هدف مچ گیری صورت می‌گیرد.

عدالت را در عرصه سلامت محقق کنیم‌

ما برای کشورمان یک سند چشم‌انداز 20 ساله تدوین کرده‌ایم و قصد داریم تا سال 1404 به شرایطی که در این سند ارائه شده است، دست یابیم؛ اما مسلما با یک جامعه بیمار این مساله محقق نخواهد شد، زیرا جامعه‌ای که می‌خواهد در زمینه اقتصادی، علمی و فناوری سرآمد باشد باید از نظر سلامت هم سرآمد باشد تا بتواند خوب فکر و عمل کند. جامعه سالم جامعه‌ای است که مردم آن را بالاترین حد سلامت جسم، روان و رفاه اجتماعی بهره‌مند باشند.

مفهوم سلامت یکی از مسائل مهمی است که باید در جامعه مورد توجه قرار گیرد و روی آن کار شود تا هم نگاه عوام و همه نگاه خواص نسبت به این مساله تغییر کند، چرا که متاسفانه تعریف غلطی از آن رواج پیدا کرده است و عامه مردم سلامت را با بیمار نبودن مساوی می‌دانند. حتی برداشت برخی مسوولان هم از سلامت، همان مقوله درمان است. با توجه به این موضوع، یکی از وظایف مهمی که ما در مجموعه پزشکی و بهداشتی کشور به عهده داریم جا انداختن معنای صحیح سلامت و القای آن به مردم و تلاش برای تحقق آن در جامعه است و مهمترین اولویت من در مجلس هشتم همین مساله خواهد بود.

ما برای این‌که در تمام امور پیشرفت کنیم نیازمند ارتقای سلامت جامعه هستیم و باید کاری کنیم که مردم هرگز به مرحله بیماری نرسند که نیازمند درمان باشند.

ارتقای سلامت هم باید روی قشر محروم جامعه بیشتر متمرکز باشد، زیرا اقشار مرفه در این زمینه کمتر مشکل دارند، در حالی که محرومان جامعه بخصوص در روستاها و نقاط محروم کشور بشدت از ضعف سلامت رنج می‌برند.

ما باید عدالت را در عرصه سلامت محقق کنیم و شرایطی را فراهم آوریم که محرومان از همان سطح سلامت برخوردار شوند که مرفهان و طبقات بالای جامعه برخوردارند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها