در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
براستی باید پرسید چه زمانی باید انتظار داشت که منطق و تفکرات تاکتیکی روز فوتبال دنیا بر بازی تیمهای استقلال و پرسپولیس حاکم شود؟! آخر جای تاسف است که 2 تیم نمیخواهند پاسخی مناسب به این همه اقبال و توجه هواداران بیشمار خود بدهند؛ هوادارانی که حالا مذاقشان هم با دیدن فوتبالهای حرفهای روز باشگاههای جهان تغییر یافته و نوع نگاهشان و انتظاری که از تیمهای محبوبشان دارند، بکلی متفاوتتر از گذشته شده است، گویا 2 تیم هنوز در تفکرات گذشته ماندهاند تا به نوعی تنها با این تفکر پا به میدان مسابقه بگذارند که دل به حوادث هنگام بازی دوخته و از اشتباههای طرف مقابل استفاده کرده و به گل برسند. با چنین تفکراتی، فیروز کریمی و افشین قطبی نیز ذوبشدگانی بیش در فضای حاکم نیستند تا دربی سرخابیها صرف هیاهویی بیش نباشد.
به هر حال آنچه در پایان این بازی جالب توجه بود، اظهارات مربیان استقلال و پرسپولیس بود که هریک در تناقض با دیگری صحبت کردند تا وقتی از دریچه منطق به این صحبتها نظر میافکنیم، به فیروز کریمی خرده بگیریم که چرا میخواهد خلاف مسیر آب شنا کرده و به نوعی خود را گول بزند؟
اگرچه افشین قطبی مثل همیشه برخوردی حرفهای و منطقی با نتیجه به دست آمده داشت و بصراحت عنوان کرد که تیمش تنها 22 دقیقه خوب بازی کرده است و در بقیه دقایق بازی، شجاعت لازم در نزد بازیکنانش دیده نشده است، ولی فیروز کریمی برخلاف نظر سرمربی پرسپولیس اعلام کرد که 2 تیم در این دیدار نترس و جسور بازی کردهاند!
هر چقدر فکر میکنیم، میبینیم بازیکنان 2 تیم منهای دقایقی چند، جسور و نترس بازی نکردهاند بویژه در نیمه دوم که رفتهرفته خواب را به چشم تماشاگران و بینندگان بازی آورد تا یک بازی بیطراوت و بدون سرعت لازم، تمام آن چیزی باشد که 45 دقیقه دوم را رقم زد.
بیشک اگر استقلال نترس و جسور بازی میکرد، میتوانست پس از گل زودهنگام خویش در دقایق اولیه بازی با فشار لازم بر خط دفاع کند و پراشتباه پرسپولیس به گل دوم نیز برسد؛ اما وقتی آبیها خیلی زود از گلزنی اشباع شده و عقب نشستند، طبیعی بود که سرخها با بازی رو به جلوی خویش که کریم باقری کهنهکار را محور حملات خویش در میانه زمین میدید، توسط محسن خلیلی به گل مساوی رسیده و با این گل همه چیز را مختومه کند.
فیروز کریمی در شرایطی صحبت از بازی نترس به میان میآورد که خود این جسارت را به خرج نداد و با نشاندن فرهاد مجیدی روی نیمکت و تک مهاجم بازی کردن تیمش، عملا از زهر خط حمله استقلال کاست تا آرش برهانی گلنزن هم طبق معمول بیخطر و کماثر در جلوی دروازه جلوه کند. کریمی حتی زمانی متوجه اشتباهش در بازی دادن به علیرضا منصوریان از ابتدای بازی و تعویض او با سعید بیات در ابتدای نیمه دوم شد که کار از کار گذشته بود.
شاید فیروز کریمی هم تحتتاثیر نخستین تجربه مربیگریاش در عرصه دربی پایتخت قرار گرفته بود که نتوانست با بهرهمندی درست از فرصتها و استفاده منطقی از سرمایههای تیمی، دستاوردهای فنی بهتری در مقابل پرسپولیس عرضه کند. به هر حال از مرد سرد و گرم چشیدهای چون او انتظار نمیرفت که واقعیتها را نادیده گرفته و راضی از نتیجه به دست آمده، دست به اظهارنظری بزند که نظر مخاطبان را برنیانگیزد.
زنگ خطر برای سرخها
هر چند که زنگ خطر برای پرسپولیسیها از مدتها قبل به صدا درآمده، اما تساوی با استقلال و از دست دادن 2 امتیاز حساس دیگر برای تیمی که از ابتدا روی قهرمانی لیگ برتر مانور داده، یک زنگ خطر اساسی است و شاید اگر آنان خیلی زود به خود نیایند، دیگر بار در حسرت جام باقی خواهند ماند. این در شرایطی است که سپاهان نزول کرده، دیگر بار به خود آمده تا با 2 پیروزی قابل توجه و بزرگش در 2 هفته اخیر (بر استقلال تهران و همتای اهوازیاش) با 46 امتیاز یکه و تنها در صدر جدول ایستاده و 4 امتیاز بیشتر از 2 مدعی بعدی یعنی پرسپولیس و صباباتری داشته باشد؛ 4 امتیازی که میتواند ضریب اطمینان و اعتماد به نفس زردهای اصفهانی در بازیها باقیمانده باشد، بویژه آن که آنان حالا با ناکامی در عرصه جام باشگاههای آسیا (تا اینجای کار و با 2 باخت) تمام هم و غمشان قهرمانی در لیگ برتر است.
افشین قطبی که منطقی به قضایا نگریسته و نیک واقف است که نباید بسادگی از 24 امتیاز باقیمانده براساس 8 بازی باقیمانده جدول لیگ عبور کند، باید فرسماژور نسبت به رفع ضعفهای تیمیاش با همبستگی دیگر کادر فنی و بازیکنان همت بگمارد تا «دل شیری» که طی این هفتهها ورد زبان سرمربی سرخها شده تا پایان شیر باقی بماند؛ اگرچه به قول خود قطبی این کار خیلی سخت و دشوار است.
حجتالله اکبرآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: