در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
و اکنون تولید سریالهای نوروزی به یکی از برنامههای ثابت تلویزیون تبدیل شده است و مردم عادت کردهاند ساعاتی از اوقات نوروزی خود را به دیدن این سریالها اختصاص دهند. هرچند در سه چهار سال اخیر تلویزیون تلاش کرده با پخش فیلمهای سینمایی بخش بیشتری از اوقات فراغت مردم را در اختیار بگیرد، اما سریالهای نوروزی بین عموم مخاطبان جای ویژه خود را دارد. امسال پس از گذشت چند سال، آغاز نوروز مصادف با خداحافظی با محرم و صفر بود؛ ماههایی که شیعیان به دلیل شهادت بزرگان دین خود، در آنها چندان شادی نمیکنند. بنابراین تلویزیون تلاش کرد با فاصله گرفتن از سریالهای مناسبتی و مذهبی، فضای شادی را برای مردم مهیا کند. با توجه به این رویکرد، نگاهی داریم به چند سریال و برنامههای دیگر شبکههای مختلف سیما در ایام نوروز.
پیامک از دیار تکرارها: مخاطبان تلویزیون در روزهای اول بهار که شادی و طراوت همه جا را فرا گرفته است، به دنبال لحظات آرامی هستند که بتوانند نیروی درون خود را بازآفرینی کنند و سال پیش رو را با انرژی بیشتری ادامه دهند. در این ایام اکثر مردم به دنبال نوآوری هستند و از هر فرآیندی که دریچهای به تازگی به روی آنها بگشاید استقبال میکنند. به همین دلیل جامعهشناسان و کارشناسان اجتماعی که به بهبود اوضاع فردی و اجتماعی مردم میاندیشند، معتقدند روزهای اول سال بهترین زمان است تا مردم با ایدهها و خلاقیتهای نو آشنا شوند و سعی کنند دنیا را از منظری بهتر ببینند؛ چون نگاه تازه و مهربان مردم به یکدیگر باعث میشود آسیبهای جامعه کاهش یابد.
مسلما ایام نوروز که روزهای دید و بازدید است و معمولا دور و بر تلویزیون را آدمهای زیادی گرفتهاند که حرفهای بسیاری برای گفتن دارند و کمتر به آنچه بر صفحه تلویزیون در حال آمد و شد است دقت میکنند، پخش سریالهای جدی مناسب نیست. در این روزها و شبها معمولا سریالها و فیلمهایی به نمایش درمیآیند که مفرح و سرگرمکننده باشند و پیگیری آنها به تمرکز و دقت زیادی نیاز نداشته باشد. در این شرایط آثاری دوام پیدا میکنند و مخاطبان پر و پا قرص مییابند که قصهای قوی داشته باشند و دوستان و اقوام دیدن آن را به یکدیگر توصیه کنند. از آنچه از شواهد و آمار برمیآید میتوان به این نتیجه رسید که در ایام پر رفت و آمد نوروز سریالهای تلویزیونی به دلیل استمرار و اینکه هر شب پخش میشوند از فیلمهای سینمایی طرفداران بیشتری دارند و در این میان، سریالهایی میتوانند درصد بیشتری از مخاطبان را از آن خود کنند که قصهای قویتر، پر کشمکشتر و شخصیتهایی قدرتمندتر و زندگی پر فراز و نشیبتری داشته باشند.
سریال«پیامک از دیار باقی» که ایام نوروز از شبکه یک سیما به نمایش درآمد در ظاهر با توجه به آنچه گفته شد به مرحله تولید رسید. قصه این سریال از فرمول قصههای عامهپسند تبعیت میکرد؛ قصه مردی پولدار که کودکی سختی را پشت سر گذاشته و به مرور با کلاهبرداری و حق دیگران را خوردن در میانسالی به ثروت زیادی دست پیدا میکند. این مرد کلاهبردار مثل دیگر همنوعان خود فرزندانی کلاش و کلاهبردار و زنی کاملا عامی و سادهلوح دارد. او بنا به یک ضربالمثل قدیمی تا از رسیدن دستش به دهانش مطمئن میشود تجدید فراش میکند و عاقبت برای اینکه از تیررس طلبکارها دور بماند خود را به مردن میزند. این قصه از قدیمالایام بین مردم سینه به سینه گشته و همیشه روزگار هم شنونده و در عصر تلویزیون و سینما بیننده خود را داشته و دارد. به همین دلیل سریال پیامک از دیار باقی توانست نظر مردم را به خود جلب کند و آنها را در مهمانیها پای تلویزیون بنشاند. واقعیت این است که مردم از این قصه که بارها در تلویزیون و سینما روایت شده خاطرات خوبی دارند، بیشتر مردم هنوز سریال«مسافری از هند» را با بازی شیلا خداداد و سروش گودرزی به یاد دارند که داستان آن درباره مردی کلاهبردار و دو زنه بود که برای در رفتن از دست طلبکارها خود را به مردن زده بود. محمدرضا شریفینیا هم چهرهای آشنا برای ایفای نقش مردهای فرصتطلب و دوهمسره است. فیلم کمدی «دنیا» با بازی شریفینیا سالهاست به الگویی برای کارگردانان تبدیل شده است. خیلیها با دیدن این سریال یاد فیلمها و سریالهای قدیمی افتادند و شاید برای تجدید خاطره به دیدن آن نشستند.
همه اینها نشان میدهد که پیامک از دیار باقی هرچند نکته جدیدی برای گفتن نداشت اما چون از قصه پر افت و خیزی برخوردار بود مردم به دیدن آن راغب بودند و دوست داشتند بدانند در این سریال، سرنوشت آدمها چه میشود و هرکدام به چه عقوبتی گرفتار میشوند (هرچند چون سریال تلاش میکرد کمدی باشد و سازندگان آن میدانستند که قرار است اثرشان نوروز پخش شود هیچکدام از شخصیتها به عقوبتی بد گرفتار نشدند و همگی با سلام و صلوات به سر خانه و زندگیشان برگشتند و فقط خدا را شکر که روحانی مسجد که همه گرفتاریها حتی کلاهبرداریها را حل و فصل میکرد بسادگی از کنار اختیار کردن دو همسر نگذشت و به آن جواب مثبت نداد و الا خدا میدانست از فردا چه اتفاقاتی رخ میداد). اما همانطور که در اول این مطلب ذکر شد در ابتدای سال مردم خلاقیتها را با دقت بیشتری میبینند و ایکاش سازندگان سریال پیامک از دیار باقی به نوآوریها بیشتر فکر میکردند و برای قصه سریال خود، حرفهای تازهتری پیدا میکردند.
مخاطبان سریالهای نمایشی تلویزیون ابتدا قصه را پیگیری میکنند و به سرنوشت آدمهای آن علاقهمند میشوند و بعد دقت میکنند که مثلا این نقش را کدام بازیگر اجرا میکند. و اگر خواسته باشند دقیقتر به سریال نگاه کنند مثلا به نحوه کارگردانی هم توجه میکنند و آن دسته از مخاطبان که تخصص بیشتری در زمینه اصول فنی دارند، از آن تعریف یا انتقاد هم میکنند.
در سریال پیامک از دیار باقی دو پسر جوان هم بودند که در کنار پدر، اصول شارلاتانیسم را آموخته بودند، اما معلوم نیست چرا نویسنده و کارگردان تا آخر قصه فقط به آنها به چشم اهرمهای منصور نگاه کردند که بدون اختیار به وسیله او جابهجا میشدند. پدر بعد از در گور خوابیدن رستگار شد، اما پسران او که طعم چنین تجربهای را نچشیدند در آینده چه خواهند کرد؟ مسلما پند و نصیحت آنها را سر به راه نخواهد کرد، چون اگر چنین بود پدر آنها خیلی پیش از اینها سر به راه شده بود. وقتی از نوآوری و تاثیر آن بر پایین آوردن آسیبهای اجتماعی سخن گفته میشود، منظور توجه به همین ریزهکاریهاست که از یک اثر تکراری یک کار بدیع و تازه میآفریند و باعث میشود یک سریال به دلیل تفاوتهایی حتی اندک هم که شده برای مدتی در خاطره مخاطبان بماند و ذهن آنها را به خود مشغول کند. از این دست سریالها کم نیستند و از میان آنها میتوان به آثاری چون میوه ممنوعه، صاحبدلان، او یک فرشته بود، خانه به دوش، متهم گریخت، مرد هزار چهره و... اشاره کرد.
نشانی را اشتباه آمدهاید
حتما مدیرانی که تصمیم گرفتند کارگردانی سریال«نشانی» را به رامبد جوان بسپارند بهتر از ما میدانستند و میدانند که رامبد جوان کارگردان، بازیگر و مجری با انرژی و شادی است که تلاش میکند این انرژی و نشاط را به مخاطبان خود هم القا کند. شاید با توجه به همین خصوصیات تصمیم گرفته شد که کارگردانی سریال نوروزی شبکه 2 سیما به رامبد جوان واگذار شود؛ کارگردانی که در پرونده کاری خود کارگردانی یک سریال مناسبتی ماه رمضان و یک فیلم کمدی به نام «اسپاگتی در 8 دقیقه» را دارد. کارگردانی که با شوخ و شنگی ذاتی خود توانست تماشاگران زیادی را به سینماها بکشاند و به تماشای اولین تجربه سینمایی خود وادارد تا به این وسیله به تهیهکنندگان نشان دهد که نمیگذارد آنها از ساخت فیلم او ضرر کنند.
شاید هم رامبد جوان با توجه به همین تواناییهای خود به مدیران شبکه 2 اطمینان داد که نمیگذارد در ایام نوروز آنتن این شبکه در زمان پخش سریال ویژه نوروز کممشتری باشد. اما واقعیت این است که تمام این فرضیهها اشتباه از کار درآمد و نشانی نتوانست در کنار رقیبان خود در شبکههای دیگر پیروز از میدان به در آید. به نظر نگارنده یکی از عمدهترین دلایل شکست رامبد جوان و سریال نشانی را میتوان در ضعف فیلمنامه جستجو کرد.
همانطور که قبلا ذکر شد اگر مواد اولیه ساخت یک سریال شامل تم، درونمایه، دیالوگها و شخصیتها درست انتخاب نشوند و در روایت آنها راه درستی برگزیده نشود، قصه نوشته شده برای یک سریال ضعیف از کار درمیآید و این ضعف آنقدر قوی است که نمیتوان آن را با رنگ و لعابی چون بازیگران معروف پوشاند.
نشانی، قصه یکنواختی داشت و زندگی شخصیتهایی که تعدادشان هم کم نبود، آنقدر فراز و فرود نداشت که بتواند مخاطبان را به سرنوشت آنها علاقهمند کند. فلورا سام، نویسنده و یکی از بازیگران سریال نشانی سالهاست با یک ایده تکراری فیلمنامههای خانوادگی مینویسد. معمولا این نویسنده که به هیچ عنوان شوخطبع هم نیست و در بیان اعتقادات خود نسبت به خانواده و زنان بسیار هم جدی است، دوست دارد همه مردم، دنیا را از دریچه نگاه او بنگرند و به همین دلیل در تمامی آثار او میتوان نصیحتهای آشکاری را دید که اگر شخصیتهای فیلمنامه آنها را به کار نگیرند، حتما شکست خواهند خورد. سام معمولا چندین شخصیت را در یک آپارتمان و یا یک خانه کنار هم میگذارد و با اعمال، افکار و اندیشه آنها آنقدر موش و گربهبازی میکند تا اینکه سریال به پایان میرسد. البته چون این بازی بیشتر در درون آدمهاست، سریال کاملا یکنواخت میشود و تنها چیزی که این رخوت را گاهی از بین میبرد، قهر و آشتی بین شخصیتهاست.
نشانی، شخصیتهای زیادی داشت که اجرای آنها به بازیگران خوبی سپرده شده بود، اما این بازیگران خوب هم نمیدانستند با دست بسته چگونه باید شنا کنند تا مردم آنها را ببینند و به آنها علاقهمند شوند. جوان چند سال پیش با آتنه فقیه نصیری در سریال «خانه سبز» همبازی بود. این دو بازیگر در آن سالها چنان با انرژی و شاد نقشهای خود را بازی کردند که هنوز هم پس از گذشت سالها، مخاطبان سریال خانه سبز میدانند که تکیهکلام و نوع بازی آنها چگونه بود و به یاد دارند که این دو چگونه در اتاق روی پشت بام زندگی شادی را برای خود تدارک دیده بودند. شاید «جوان» به این دلیل فقیه نصیری را برای ایفای یکی از نقشهای کلیدی انتخاب کرد تا بتواند به سریال توان بیشتری بدهد، حتی انتخاب «فقیه سلطانی» را هم میتوان به همین دلیل دانست، چون جوان در فیلم موفق «صورتی» با سلطانی همبازی و از تواناییها و سرزندگی او باخبر بود. اما واقعا چه اتفاقی میافتد که با حضور این 3 بازیگر که تجربه کار در آثار کمدی و درام بسیاری را دارند و در کنار آنها، بازیگران کارکشتهای چون پرویز پورحسینی، پروانه معصومی، داوود رشیدی و سعید پورصمیمیحضور دارند، بازهم تنور سریال نشانی در ایام نوروز چندان که باید داغ نشد.
منتقدان و کارشناسان سینمایی معتقدند که ضعف فیلمنامه باعث رکود سینمای ایران شده است. اما اگر دقت کنیم، متوجه میشویم که بسیاری از آثار تلویزیونی هم از این ضعف رنج میبرند و مسوولان تلویزیون لازم است برای بهرهمند کردن میلیونها مخاطب رسانه ملی به حال این ضعف فکری کنند وگرنه نمیتوان توقع داشت که سریالهای موفق تلویزیون در طول سال از تعداد انگشتان یک دست فراتر رود. شاید زمان آن رسیده باشد که شبکههای تلویزیون با استفاده از نیروهای جوان و خلاق انحصار فیلمنامهنویسی را از دست تعداد معدودی که فکر میکنند برای همیشه و در تمام دوران و برای همه مخاطبان میتوانند فیلمنامه بنویسند و سوژه داشته باشند، خارج کنند.
راه طولانی قرارگاه
تاکنون اتفاقاتی که در یک قرارگاه نظامی رخ میدهد، دستمایه ساخت آثار زیادی در سینما و تلویزیون شده است؛ از آثار جدی گرفته تا آثار کمدی. گاهی در این آثار فرماندهانی سختگیر به نمایش گذاشته شدهاند که دمار از روزگار سربازان خود درآوردهاند و گاهی هم قضیه حالت طنز به خود گرفته و فرماندهانی سختگیر به دام چند سرباز شیرینمغز افتادهاند و این کنتراست باعث خلق لحظاتی مفرح شده است.
سریال «قرارگاه مسکونی» به کارگردانی جواد رضویان که امسال نوروز از شبکه تهران و دیگر شبکههای استانی به نمایش درآمد، در ظاهر میخواست با ایجاد موقعیتهای کمیک به سریالی طنز تبدیل شود؛ اما به چند دلیل این اتفاق نیفتاد. اول اینکه در کشور ما هنوز شوخی کردن با فرماندهان نظامی در یک اثر نمایشی جا نیفتاده است و یک سرباز در هر شرایطی باید مطیع امر بالاتر از خود باشد و در واقع نباید بالادست خود را دست بیندازد. به همین دلیل استواری که در جمع سربازان قرارگاه مسکونی جای گرفته بود، بیشتر با سربازها دوست بود و وظیفه یک ناصح را بخوبی اجرا میکرد، بنابراین بیشتر شوخیها بین خود سربازها رخ میداد که آن هم چون یک امر طبیعی است، چندان برای مخاطب جذاب نبود. از طرفی چون کل ماجرا در محوطهای به نام قرارگاه میگذشت، اتفاق خاصی برای شخصیتها رخ نمیداد که نظر بیننده را جلب کند، به همین دلیل کارگردان چند شخصیت از بیرون به قرارگاه آورده بود و با ایجاد خالهبازی و رفت و آمدهایی که هر جایی بجز قرارگاه هم میتوانست رخ دهد، تلاش میکرد اتفاقی را به سریال تزریق کند که این تلاش بازهم مثل هر سریال دیگر به خواستگاری و ازدواج ختم شد و این بار ازدواجی که مثلا میتوانست در میان دو همسایه در یک محله بگذرد، به داخل یک قرارگاه نظامی آورده شد و روایت آن تا 15 قسمت کش داده شد تا نوروز به پایان رسید و سربازها به سر خانه و زندگی خود برگشتند بدون این که در ذهن مخاطبان تلویزیون حتی برای مدتی کم جا خوش کرده باشند.
در واقع قصه قرارگاه مسکونی ظرفیت یک سریال را نداشت و سازندگان آن برای پر کردن زمان سریال به ورطه تکرار افتاده بودند.
سریال بهتر است یا فیلم سینمایی؟
کمدینهای معروف دنیا از جمله لورل و هاردی، نورمن ویزدم، جری لوئیس و... بارها لباس سربازهای سادهدل را پوشیده و لحظات شادی را برای مردم سراسر دنیا خلق کردهاند، اما نکته اینجاست که آنها همگی در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی ظاهر شدهاند و هیچکدام از این آثار در قالب سریال تولید نشدهاند، چون سازندگان آنها میدانستهاند که آدمهای یک قرارگاه نظامی محدود هستند و هرکدام خصلتهای ثابتی دارند که دیدن این ویژگیها شاید برای یک بار جذاب باشد، ولی در صورت تکرار کسالتآور شده، مورد بیتوجهی قرار گرفته و کارکرد کمدی خود را از دست میدهند.
این اتفاق در سریال قرارگاه مسکونی رخ داد و ویژگیهای ثابت شخصیتهای سریال مثل لهجه، نوع گویش، نوع لباس پوشیدن، نحوه آواز خواندن و... آنقدر تکرار شد که به جای خنداندن تبدیل به ملال شد. رضویان در سریال خود از بیشتر بازیگران کمدی تلویزیون استفاده کرده بود؛ اما چون آنها برای 15 شب متوالی رفتارهای تکراری از خود به نمایش گذاشتند، نتوانستند تداوم همراهی مخاطبان را از آن خود کنند. اگر قضیه ازدواج مرتضی با دختر راسخ در قصه گنجانده نمیشد، سریال قرارگاه مسکونی از قسمت سوم به بعد به یک اثر خنثی تبدیل میشد، ولی اگر همین قصه با رویکرد اتفاقات درون قرارگاه و خود سربازها در قالب یک فیلم سینمایی یا تلویزیونی تولید میشد، حتما موفقیت خوبی پیدا میکرد.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: