در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کافی است به ترکیب کادرهای این تیمها نگاهی بیندازیم. تیمهایی که دایم یا میبازند و یا مساوی میکنند، برای کادر فنی خود، چقدر نیرو جذب کردهاند. تازگیها مد شده است که مدیران محترم شغل میسازند و به دوستان خود تعارف میکنند. مثل رئیس سازمان فوتبال، مثل مدیر فنی، پسر مدیر فنی، فامیل سرمربی و کمک مربی در اندازههای مختلف و بازیکنان از رده خارجی که مد شده به عنوان مربی دروازهبانها برای آنها کار ایجاد شود.
این فهرست با سرپرست، مدیر تیم، معاون تیم و اهالی دیگر تکمیل میشود؛ تیمهایی که دایم دست خود را به سمت سازمان تربیت بدنی دراز کردهاند و به تعبیری سازمان را عابر بانک فرض کرده و همیشه چشم انتظار مساعدتهای سازمان نشستهاند چرا جلوی این حیف و میلها را نمیگیرند؟ در بعضی از این تیمها، تعداد دوروبریها، بیشتر از اعضای تیم است. معلوم نیست با این همه سرمربی، مدیرفنی، سرپرست و مربیان قد و نیم قد، چرا این تیمها نتیجهای نمیگیرند و فلسفه آمدن این همه آدم در کنار تیم چیست؟!
گمان میرود آقایان مدیران میخواهند با آب گرمابه، دوست پیدا کنند و برای جور کردن کاربردی وابستگان، در پی یافتن و ساختن شغلهای کاذب باشند.
یکی بیاید و حساب کند که عملکرد این باشگاهها چیست؟ تازه به فهرست، مربیان قد و نیم قد و بقیه اعضای این قشون، میشود نام اعضای محترم هیات رئیسه را نیز اضافه کرد. در واقع صد نفر حقوق بگیر باشگاهی شدهاند که در مقایسه با آن سالهایی که با یکی، دو نفر اداره میشدند، صد پله عقبترند و این از عجایب فوتبالماست که هر چه کارگزار بیشتر میشود، بازدهی و راندمان کار پایینتر میآید.
گزینشهای مصلحتی در فوتبال
گزینشهای جدید در بخش مدیریتی فدراسیون فوتبال و متعاقب آن در حیطه سازمان تعریف نشده تیم ملی، این ابهام را به وجود میآورد که چه ضوابطی اعمال میشود تا این گزینشها سلیقهای، شخصی و به عبارتی دوست پیدا کردن با آب خزینه نباشد.
شاید این درد کهنهای باشد که ما آدمهای مورد نیاز در مشاغل فنی و فوتبالی را از بین فوتبالیها انتخاب نکنیم و اگر هم گاهی از دستمان در میآورد، فقط به این فکر میکنیم که فرد مورد نظر دوست، رفیق و فامیل ما باشد و کمتر به بخشهای دیگر فکر میکنیم. بسیاری از پستهای موجود در فوتبال ما و فدراسیون، پستهای تشویقی است. ما هنوز در نیافتهایم که مثلا سرپرستی یک تیم فوتبال باید یک کار تخصصی باشد و ما برای پر کردن این پستها باید آدم تربیت کنیم.
بنا به دید و نگاه مسوولان تصمیمگیرنده فوتبال پست سرپرستی، یک زنگ تعطیل تلقی میشود برای کارمندهایی که بعضی وقتها دوست دارند با رفتن به سفر، خستگی خود را در کنند.
بهترین سرپرست از نگاه تصمیمگیرندگان فوتبال و بلکه ورزش ما کسی است که بتواند پولهای دریافتی را با ترفندهای ویژهای از دهان ورزشکاران ببرد و بیشتر آن را عودت دهد.
سرپرستی تیمهای ورزشی، یک حرفه نیست و ما هنوز درک نکردهایم که این کار چه زیر و بمهایی دارد. در بخش سازمان تیمهای ملی نیز چنین گرفتاریهایی وجود دارد. تعارف کردن پستهای اینچنینی به دوستان، آشنایان و وابستگان جای انتخابهای حرفهای را گرفته و تعجبی ندارد وقتی ما میخواهیم برای تیم ملی کادری را انتخاب کنیم، بدون در نظر گرفتن پیشینه افراد، میآییم و دست به انتخاب میزنیم و این یک شیوه رایج و غلط در فوتبال ماست و بارها و بارها دیدهایم که افراد به جای آن که در باشگاهها و جاهای دیگر تجربه پیدا کنند و در تیم ملی آن را به کار ببندند، به تیم ملی میآیند و این مسیر عکس را سالهاست ما طی میکنیم. اگر به گزینشهای جدید پیرامون فدراسیون و سازمانهای تیمهای ملی توجه کنیم، به وفور از این دوستیابیها میبینیم و این عارضهای است که فوتبال ما را رنج میدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: