قاب خوانندگان

نجوای مهربانی برای شاهوردی

علی‌اصغر شاهوردی را از یاد نبریم. جام‌‌جم برای همه نامی آشناست، منظور همان محل سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است. منطقه گسترده‌ای که حالا دیگر همچون شهرکی خوش‌منظره جلوه‌گری می‌کند. منطقه‌ای پر از ساختمان‌ها و فضاهای سبز. جام‌جم برای کارکنان سال‌های دور و نزدیکش پر است از خاطرات شیرین؛ خاطراتی که روزها و شب‌های فعالیت و برنامه‌سازی و همکای با دوستان که همه هنرمند و هنردوست بوده‌اند.
کد خبر: ۱۶۶۸۱۶

 در گذر سال‌ها، گروهی از قدیمی‌ها بتدریج بازنشسته می‌شوند و تازه‌واردهای پرانرژی جای آنها را می‌گیرند. وقتی این سال‌ها را مرور می‌کنیم، بالطبع دوستان و همکارانی را به یاد می‌آوریم که به اتفاق برنامه‌های بسیاری را برای آنتن پخش تهیه و تولید کرده‌ایم.

در این روند، چهره‌هایی بیشتر از دیگران در ذهن می‌مانند و یادآور خاطرات و لحظات شیرین سال‌های گذشته در سازمان هستند.

اصغر شاهوردی از جمله بچه‌های خوشنامی است که هر که او را می‌شناسد، چهره صمیمی و مهربانش را در یاد و خاطر دارد. اصغر سال‌ها در سازمان با عنوان صدابردار در برنامه‌های گوناگون و پرشماری همکاری داشت.

او در سینما نیز فعالیت می‌کرد و یک سال سیمرغ بلورین بهترین صدابردار جشنواره فجر را دریافت کرد.

صداقت، وجدان و کیفیت کاری، او را زبانزد همه همکاران ساخته بود. اصغر در یکی از ماموریت‌های اداری سال‌های دفاع مقدس در یکی از منطقه‌های جنگی در سانحه رانندگی بشدت زخمی شد و مدتی را در بیمارستان سپری کرد. یادآور آن حادثه، قطعه پلاتینی است که در استخوان ساعد دست چپ او به یادگار مانده است.

پس از آن حادثه، بار دیگر و این دفعه در حین همکاری در یک فیلم سینمایی دوباره در سانحه رانندگی به سختی مجروح شد؛ اما این‌بار او آنچنان صدمه دید که 2 ماه در حال اغما و یک ماه در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری شد. اکنون شاهوردی پس از مرخص شدن از بیمارستان، با جسمی نزار و چهره‌ای غمزده بی‌آن که کسی را بشناسد، حتی خانواده‌اش را؛ در سکوت به نقطه‌ای خیره می‌ماند. او حتی توانایی‌ نشستن روی تخت را هم ندارد.

دست‌های اصغر شکل و حالت عادی ندارد و بنا بر نظر متخصص، هر روز نیازمند فیزیوتراپی است. پرستاری طاقت‌فرسای او به دوش همسرش است.

خواست همسر اصغر از مسوولان و دست‌اندرکاران فیلم یاد شده استخدام یک پرستار و فیزیوتراپ که در بهبود اصغر، او را یاری رسانند.
به ملاقات او برویم و خانواده‌اش را از این خستگی و ملال در آستانه سال نو، به درآوریم و دست‌های رنجور او را در دستان سالم‌مان بگیریم و کلامی مهربانانه در گوش او نجوا کنیم؛ شاید او ما را به خاطر آورد.

علی پاکاریان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها