بعضی‌ها داغشو دوست دارن‌

استخاندرو قونزالز گیتاریتو

بازیگران سینما مدتی است که یک‌جوری شده‌اند. به‌خصوص معروف‌هاشون. اصلا نمی‌شه یک کلوم باهاشون حرف زد. چند وقت پیش، آقای ایکس که کارگردان خوبی است و فیلم‌هاش خوب می‌فروشه و آبرومنده، فیلمنامه‌ای می‌ده به یکی از این بازیگرای معروف و به تهیه‌کننده هم سفارش می‌کنه که دستمزد درست و درمونی به‌‌اش بده. اما چن روز بعد بازیگره برمی‌گرده و می‌گه که از فیلمنامه خوشش نیومده. حرف‌های کارگردان شوکه ‌شده و بازیگر مخالف را با هم می‌خوانیم.
کد خبر: ۱۶۶۸۰۵

کارگردان: آخه چرا؟ دستمزد پایینه؟

بازیگر: نه. دستمزد واسم مهم نیس؟

ک: مهم نیست؟ پس چی برات مهمه؟

ب: فیلمنامه.

ک: خب این فیلمنامه رو یکی از بهترین فیلمنامه‌نویس‌ها نوشته. 2 ساله که با هم داریم روش کار می‌کنیم.

ب: باز فکر می‌کنم جای کار داره.

ک: کجاش جای کار داره. مگه تا چند سال قبل نمی‌گفتی اگه این یارو فیلمنامه نوشت، منو خبر کن؟

ب: اون موقع خام بودم.

ک: بهترین فیلمای تو این‌جوری ساخته شدن. چرا این حرفو می‌زنی؟

ب: فیلمنامه خطی‌رو دوست ندارم.

ک: خطی دوست نداری؟ تو تا دیروز فرق فیلمنامه و آلومسمارو نمی‌دونستی. حالا واسه من شدی منتقد فیلمنامه؟

ب: فیلمنامه‌های خطی و سرراست حالمو می‌گیره. دلم از این فیلمنامه‌های 21 گرمی می‌خواد. از اینایی که اولش می‌آد وسطش، وسطش می‌ره آخرش و مثل هزارپا پر از کات‌های مختلفه.

ک: کات‌های مختلفه؟ تازگی‌ها نقد این منتقدا رو زیاد می‌خونی؟

ب: چه اشکالی داره؟ تازه با یکی‌شون مشورت می‌کنم و راه جلو پام می‌ذاره. گفته تو فیلمای روشنفکری بازی کنم.

ک: فیلمای روشنفکری اصلن چی هستن؟

ب: اونایی که نمی‌فروشن.

ک: هر فیلمی که نمی‌فروشه روشنفکریه؟

ب: هم روشنفکریه، هم باکلاسه.

ک: نه بابا؟ اگه فیلمت نفروشه، کی می‌بینه که بفهمه روشنفکریه و باکلاسه؟

ب: ها؟ صبر کن زنگ بزنم از دوست منتقدم بپرسم.

ک: چی‌چیو بپرسی؟ اینا یه مشت حرف مفته. خامت کردن. چرا با طناب اینا می‌خوای بری تو چاه؟

ب: خب مگه نیکول کیدمن نمی‌ره تو فیلمای مستقل بازی کنه؟

ک: آره، ولی تو می‌دونی سینمای مستقل یعنی چی؟

ب: فیلمایی که نمی‌فروشنو می‌گن مستقل.

ک: عجب!

ب: دوستم گفته. مشاورم.

ک: ببین، تو واقعا فکر می‌کنی ما توی طویله درس خوندیم و به‌ جای درس و تحقیق با آغل گوسفند و پیه و چربی طرف بودیم؟ یادته روز اولی که اومدی تو دفتر من و التماس می‌کردی یک نقش دو دقیقه‌ای بازی کنی؟ حالا هم من نمی‌گم دستمزد نگیر یا کم بگیر. حقته که بازی کنی و درآمد خوبی هم داشته باشی اما با آیندت بازی نکن.

ب: شماها مارو درک نمی‌کنین. تازه می‌خوام برم با پولایی که پس‌انداز کردم، از چند تا فیلمساز جوون و آینده‌دار حمایت کنم تا فیلم اولشونو بسازن. البته به ‌شرطی که فیلمنامه‌رو بخونم و مطمئن بشم که 21 گرمیه. اگه مثل اون فیلم ساختار تودرتویی داشت و سر و ته‌ یکی بود، پول می‌دم. توی بازیگری هم دلم می‌خواد از این به بعد فقط تو فیلمای این‌ ریختی بازی کنم.

ک: ولی تو جایزه‌‌تو برای این‌جور فیلمی نگرفتی.

ب: اگه بخوام خودمو با معیارهای ایرونی بسنجم که کلام پس معرکه‌س. چند ماه پیش دوبی بودم و همه منو می‌شناختن و ازم امضا می‌گرفتن. این یعنی که من بازیگر بین‌المللی هستم. تو چش نداری ببینی؟

ک: مطمئنی اونایی که ازت امضا می‌گرفتن ایرونی نبودن؟

ب: نه، خارجی حرف می‌زدن. می‌گفتن گیو می‌امضا پلیز.

ک: من اصراری ندارم که تو توی این فیلم بازی کنی. اما نگرانتم. با این وضع معلوم نیس 2 سال دیگه چه اوضاعی داشته باشی.

ب: منم به نصیحت‌های تو نیازی ندارم. الان دربه‌در دنبال اینم که توی فیلمای توقیفی بازی کنم.

ک: فیلمای توقیفی چه صیغه‌ای‌ هستن؟

ب: اونایی که معلومه بعد از ساختن توقیف می‌شن.

ک: تو از کجا اینو می‌فهمی؟

ب: کاری نداره. اصلا خودم ایده می‌دم به کارگردان که کاری بکنه که فیلمش غیرقابل‌ نمایش بشه.

ک: سر جدت اسمشونو کارگردان نذار.

ب: پس اسم تورو بذارم کارگردان که هنوز داری با قصه‌های قدیمی و به‌ سبک هیچکاک فیلم می‌سازی؟

ک: دوست منتقدت گفته که هیچکاک هم اخه؟

ب: اون مرحوم هم هالیوودی بود.

ک: یعنی چی؟

ب: یعنی تجاری کار می‌کرد. مثل تارکوفسکی و اینا نبود.

ک: (با صدای بلند، چیزی مثل نعره) یکی بیاد اینو از دفتر من بندازه بیرون.

چند سال از این ماجرا گذشت. منتقدها و بازیگرها و کارگردان‌های خوب و بدی در سینما آمدند و رفتند. اما اوضاع جوری که آن بازیگر فکر می‌کرد پیش نرفت. او پس از بازی در چند فیلم غیرقابل نمایش، بسیار کم‌فروش و سرمایه‌گذاری در چند پروژه بی‌رمق، زودتر از آنچه فکرش را می‌کرد فراموش شد. اما هنوز در تنهایی خودش 21 گرم را نگاه می‌کند و پس از این همه سال تلفظ صحیح اسم کارگردانش را یاد نگرفته. استخاندرو قونزالز گیتاریتو؟

غضنفر هالیوودیان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها