مهدی حجازی‌

آموزش کلاسی و رسانه‌ای‌

رسانه‌های گروهی (بخصوص تلویزیون) علاوه بر فعالیت‌هایی چون اطلاع‌رسانی، سرگرمی، مسابقه و... به حوزه آموزش نیز وارده شده‌اند. آموزش‌های تلویزیون در مقایسه با آموزش‌های آموزشکده‌ای و کلاسیک مزایا و معایبی دارند. منظور از ‌آموزش رسانه‌ای در این گزارش، آموزش‌های غیررسمی تلویزیون است نه آموزش‌های رسمی، مکاتبه‌ای، اینترنتی و... .
کد خبر: ۱۶۶۱۸۶

 نکته‌ای که در این تعریف نهفته است نقش آموزگار یا معلم در طراحی برنامه آموزشی است؛ برنامه‌ای که به صورت کنش متقابل (دیالکتیک یا تعامل) صورت می‌گیرد. در حقیقت در آموزش کلاسی، عنصر اصلی همان کنش متقابل بین معلم و شاگرد است. اگر بخواهیم از آموزش به معنای کلی‌تر و جامع‌تر سخن بگوییم آن را این‌گونه تعریف می‌کنیم: هرگونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح‌ریزی شده‌ای که هدف آن آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان است.»

بدیهی است این تعریف هم آموزش کلاسی را دربرمی‌گیرد و هم آموزش رسانه‌ای و آموزش از راه دور را، گفته شد هدف آموزش،‌ آسان کردن یادگیری است. معروف‌ترین تعریف از یادگیری آن را این‌گونه بیان می‌کند: «یادگیری به فرآیند ایجاد تغییر نسبتا پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است، گفته می‌شود و نمی‌‌توان آن را به حالت‌های موقتی بدن مانند آنچه براثر بیماری، خستگی یا داروها پدید می‌آید نسبت داد.»

آموزش کلاسی عموما در مکان از پیش تعیین شده‌ای (اتاق یا کلاس درس) به صورت رسمی همراه با حضور فیزیکی تمام عوامل یادگیری (یادگیرندگان و معلم) و با تدوین مراحل و هدف‌های آموزشی، معرفی الگوی آموزش شامل فعالیت‌های پیش از عمل آموزش، فعالیت‌های پیش از‌ آموزش و ضمن عمل آموزش، فعالیت‌های ضمن عمل آموزش و فعالیت‌های پس از آموزش صورت می‌گیرد. روان‌شناسان تربیتی عموما هدف‌های آموزشی را در 3 طبقه حوزه شناختی، حوزه عاطفی و حوزه روان‌حرکتی تقسیم می‌کنند. حوزه شناختی به جریاناتی اطلاق می‌شود که با فعالیت‌های ذهنی و فکری مربوط می‌شوند. بخش زیادی از فعالیت‌های آموزشی معلمان و دانش‌آموزان در مورد وظایف آنها در دوره‌های مختلف تحصیلی به حوزه شناختی ارتباط دارد. حوزه عاطفی، مربوط به علاقه، نگرش، انگیزش و ارزشگذاری می‌شود؛ به عنوان مثال علاقه یا عدم علاقه دانش‌آموز به یک ماده درسی در این حوزه جای می‌گیرد. حوزه روان  حرکتی با مهارت‌های بدنی یا فعالیت‌های حرکتی سر و کار دارد، مثلا تلفظ حروف صدادار در کلاس درس توسط دانش‌آموز به حوزه روانی  حرکتی مربوط می‌شود.

در مرحله پیش از عمل آموزش، معلم به گزینش و تدوین هدف‌های آموزشی و تعیین ویژگی‌های ورودی یادگیرندگان می‌پردازد. در مرحله دوم و پیش از شروع آموزش و در ضمن آن معلم به روان‌شناسی یادگیری و آموزش مراجعه می‌کند و از یافته‌های آن برای بهبود فرآیند آموزش کمک می‌گیرد. در مرحله سوم که مرحله اصلی و عمل آموزش است، معلم روش‌ها و فنون مناسب آموزش را انتخاب می‌کند و به کار می‌بندد و بالاخره در مرحله آخر و پس از عمل آموزش از فنون و روش‌های ارزشیابی استفاده می‌کند. در این مرحله معلم از نتیجه کار خود و شاگردان اطلاع کسب می‌کند و در صورت لزوم، مجدد به مرحله اول برمی‌گردد و تمام مراحل را طی می‌کند.

یکی از مزایا و ویژگی‌های آموزش‌های تلویزیونی نسبت به کلاسی، عدم حضور فیزیکی در مکان خاص و همچنین امکان استفاده همزمان تعداد افراد زیاد از این رسانه است. تلویزیون با توجه به فضای دیداری و شنیداری و استفاده از تکنیک‌های مختلف مثل انیمیشن، تصاویر آهسته، فیلم‌های آموزشی و ... امکاناتی را برای یادگیری فراهم می‌آورد که در کلاس درس و با وسایل موجود در آن کمتر می‌توان این موقعیت‌ها را به وجود آورد؛ همچنین تلویزیون و فیلم‌های آموزشی امکان ضبط برنامه و بازبینی چندباره آن را فراهم می‌کند.

شبکه‌های آموزشی و برنامه‌های آموزشی تلویزیون با در نظر گرفتن پوشش وسیع جغرافیایی می‌توانند به عنوان دوره‌های تقویتی و جبرانی برای کسانی که به هر علتی از آموزش‌های تکمیلی و تقویتی محروم هستند عمل کنند. برای افراد بی‌سواد و کم‌سواد که امکان حضور در کلاس درس را ندارند و مشتاق سوادآموزی هستند به شرطی که اطلاع از برنامه‌های شبکه‌های‌ آموزش و زمان پخش آنها داشته باشند، می‌تواند این برنامه‌ها مفید باشد. در زمینه برنامه‌های مهارتی، آموزش‌های شغلی و حرفه‌ای، برنامه‌های تربیتی، ارشادی، مشاوره‌ای، برنامه‌های مذهبی و آموزش احکام و قواعد دینی، تلویزیون می‌تواند با ساختن برنامه‌های سرگرمی، مسابقه، فیلم، میزگرد و ... به آگاهی مخاطبان خود کمک کند.

استفاده از تلویزیون به عنوان رسانه آموزشی، معایبی نیز دارد که مهم‌ترین آن عدم امکان ارتباط و تعامل بین یادگیرنده و یاددهنده است. بیشتر برنامه‌های آموزشی تلویزیون به صورت مونولوگ و سخنرانی ارائه می‌شود و امکان دریافت بازخورد در حین آموزش وجود ندارد. مشکل دیگر نادیده گرفتن تفاوت‌های فردی در فراگیران است. بعضی از فراگیران سرعت یادگیری کمتری نسبت به بقیه دارند که در روش آموزش تلویزیونی نمی‌توان سرعت یادگیری و علائق و نیازهای تمام یادگیرندگان را مورد توجه قرار داد.

در معرفی الگوی‌ آموزش گفته شد که مرحله اول، فعالیت‌های پیش از عمل آموزش است. معلمان در این مرحله موظف هستند برای شروع آموزش، سطح توانمندی‌ها و رفتارهای ورودی دانش‌آموزان را محک بزنند که از طریق یک ارزشیابی مقدماتی که سنجش آغازین نام دارد، معین می‌کنند که آیا دانش‌آموزان بر پیش نیازها تسلط کافی دارند یا این‌که پیش از شروع آموزش جدید باید مروری بر پیش نیازها شود و محصلان را برای آموزش هدف‌های جدید آماده کرد. در آموزش‌های تلویزیون امکان سنجش آغازین و تعیین سطح توانمندی‌ها و رفتارهای ورودی یادگیرندگان وجود ندارد و تعلیم‌دهنده با این پیش فرض که مخاطبان به پیش نیازها تسلط کافی دارند یا با مرور مختصری بر پیش نیازها آموزش خود را شروع می‌کند.

مرحله چهارم الگوی آموزش، فعالیت‌های پس از عمل آموزش است. در این مرحله، معلم پس از پایان آموزش به سنجش عملکرد یادگیرندگان می‌پردازد و میزان یادگیری دانش‌آموزان را مشخص می‌کند. ارزیابی معلم از دانش‌آموزان که ارزیابی از کار خود معلم نیز است مشخص می‌کند که آیا فراگیران آنچه را قرار بوده یاد بگیرند، آموخته‌اند. اگر اینچنین باشد معلم شروع به آموزش واحدهای آموزشی بعدی می‌کند؛ اما اگر ارزیابی نشان داد که بعضی از یادگیرندگان به هدف‌های مورد نظر نرسیده‌اند، لازم است به کمک آموزش جبرانی نواقص برطرف شود. در تلویزیون با توجه به بعد مخاطب و پوشش وسیع جغرافیایی، امکان ارتباط با مخاطب و تعیین میزان یادگیری او بسیار مشکل است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها