ژانر پلیسی برای مخاطب جذابیت دارد ساختارها چگونه اند؛

ژانر پلیسی چه در حیطه ادبیات داستانی و چه در حیطه ادبیات نمایشی ، به دلیل جذابیت های خاصی که در بطن خود دارد
کد خبر: ۱۶۱۰۰
، همواره نسبت به سایر ژانرها با استقبال بیشتری از سوی توده مردم روبه رو بوده است . توجه خاص صاحبان شبکه های تلویزیونی مختلف در سراسر جهان به تهیه و پخش درامهای پلیسی نیز خود گواهی بر این مدعاست . از سوی دیگر، آثار ادبی موفقی (منظور داستانی و رمان است ) که در این زمینه خلق شده اند و استقبال مخاطبان را در پی داشته اند، بارها مورد اقتباس نمایشی قرار گرفته اند و از روی آنها درام های موفق پلیسی (چه در حیطه سینما و چه در حیطه تلویزیون ) خلق شده است ؛ چرا که اینگونه آثار از ساختاری بهره می برند که می توان آن را ساختاری معمایی دانست ؛ ساختاری که گره افکنی و گره گشایی ذاتی آن خود به خود تعلیقی را که لازمه جذب مخاطب است ، با خود به همراه دارد. در حال حاضر نیز نگاهی گذرا به مجموعه های تلویزیونی پخش شده در سال های اخیر نشان می دهد که صدا و سیمای ما هم توجه خاصی را مبذول ساخت اینگونه درامها کرده است که سریال «خواب و بیدار» نوشته و کار مهدی فخیم زاده یکی از آنهاست . اما پیش از ورود به بحث این سریال ، بد نیست نگاهی گذرا به مولفه های ثابت درام پلیسی در تلویزیون و سینمای ایران بیندازیم و ببینیم که این اثر فخیم زاده در مقایسه با سایر آثاری که در این زمینه خلق شده اند، حرفی برای گفتن دارد یا خیر؛ مروری گذرا بر درامهای پلیسی که در عرصه سینما و تلویزیون ایران ساخته شده اند، به خوبی نشان می دهد که سینماگران و اهالی تلویزیون ما در این زمینه ناموفق بوده اند، این مساله دلایل گوناگون و مختلفی دارد؛ اما به عقیده نگارنده دو مولفه مهم در این خصوص چندان بی تاثیر نیست :
1-نبود ادبیات داستانی قابل اتکائ برای درام نویسان که براساس آن بتوانند درامی موفق را خلق کنند (مانند کاری که در کشورهای دیگر بر روی آثار آگاتا کریستی و... صورت گرفته است ).
2-بی توجهی سینماگران ما به پی ریزی اسلوبی خاص که برآمده از جغرافیای خاص اجتماعی ایران باشد.
در این نوشتار البته بیشتر به دلیل دوم پرداخته می شود؛ چرا که نبود اسلوبی خاص برای ساخت چنین درامهایی تاثیر بسیاری بر سرنوشت ژانر پلیسی در سینما و تلویزیون ایران به جا گذاشته است ؛ چون بی توجهی درام نویسان ما به جغرافیای اجتماعی ایران و بی توجهی آنها به روابطی پلیس با مردم / مردم با پلیس در ایران و همچنین چگونگی وقوع و جنس جرمها و.. در جامعه ما باعث شده که کار آنها تا حد گرته برداری از درام های پلیسی - جنایی خارجی تقلیل یابد. یعنی درام نویسان ما به جای این که در فرآیند خلق اثر نگاهی واقع بینانه به جامعه خود داشته باشند و بطن جامعه را برای دستیابی به شخصیت ها و سوژه ها مورد کنکاش قرار دهند، به نوعی کپی برداری از آثار مشابه خارجی اکتفا کرده اند. این مساله باعث شده که مخاطب ایرانی در این گونه درامها به جای مواجهه با تصوری از پلیس یا تبهکاران که با واقعیت های جامعه همسنخ هستند، با شخصیت هایی مواجه می شود که کنش های آنها در طول درام ، ملغمه ای از کنش های کارآگاهان و تبهکاران سریال های خارجی است . در درامهای پلیسی - جنایی ما نه پلیس ها با تصوری که مخاطب از پلیس دارند همخوان است و نه تبهکاران و نوع جرمهایی که مرتکب می شوند. به این مساله می توان مسائلی چون طرح های ابتدایی ، روایت های کلیشه شده و ساخت موقعیت های قابل پیش بینی برای مخاطب را افزود. جمع شدن این مسائل در کنار هم ، خود به خود باعث شده که مخاطبان ایرانی هنوز هم که هنوز است حسرت دیدن یک درام پلیسی - جنایی ایرانی را با خود به همراه داشته باشند. درامی که از یک سو جذابیت های دیداری و شنیداری لازم را داشته باشد و از سوی دیگر شبکه ساختمندی از روابط بین شخصیت ها را به نمایش بگذارد، این مقدمه گفته شد تا به سریال «خواب و بیدار» برسیم ؛ جایی که مهدی فخیم زاده در مقام نویسنده و کارگردان به سفارش پلیس 110دست به خلق درامی پلیسی - جنایی زده است . اما پیش از پرداختن به این سریال ، باید به یک نکته دیگر نیز اشاره کرد؛ نکته ای که می تواند در آینده برتهیه و ساخت این گونه سریال ها تاثیر عمیقی بگذارد؛ همکاری ناجا با سینماگران و اهالی تلویزیون . ناجا که از چندی پیش توجه به فعالیت های فرهنگی را سرلوحه کار خود قرار داده و از طریق اقداماتی چون انتشار ماهنامه ، شرکت در ساخت فیلم و سریال ، ایجاد شهرک سینمایی و... در تلاش است محیط فکری مناسبی را برای فعالیت پلیس فراهم آورد، این رویکرد ناجا را - که البته کمی دیر صورت گرفته - باید به فال نیک گرفت ؛ چرا که در «خواب و بیدار» ثمره این همکاری را بخوبی می توان دید. فخیم زاده با بهره گیری از تجربیات مشاورانش (یک تیم پلیسی ) توانسته در خلق این سریال برخی از کلیشه هایی را که دامن درامهای پلیس را گرفته بود، کنار بزند و - جدا از ضعفهایی که این سریال دارد - هم در حیطه متن و هم در حیطه کارگردانی موفق عمل کند. او که با ساخت سریالی چون «امام رضا(ع ») نشان داده بود که بخوبی راه و رسم سریال سازی را بلد است ، در این مجموعه نیز توانسته تصویری نزدیک به واقعیت را از پلیس ایرانی - چه در عرصه زندگی خانوادگی و چه در عرصه اجتماع - ارائه کند. از سوی دیگر، او در این مجموعه ، داستانی را پی ریخته که حداقل حس آن بهره جستن از قواعد بجا و اصولی طرح و توطئه است ؛ داستان این مجموعه و شکل روایی آن ، قوام یافته است ؛ به صورتی که در بازگویی اش نه طرحها و توطئه ها لو می روند و نه گره افکنی ها قابل پیش بینی است . تصویربرداری منطبق با خواست و ویژگیهای متن بعلاوه تدوین خوب و بجای آن ، مخاطب عام را بخوبی راضی می کند و لحظات تصویری زیبا و پرکششی را در منظر دید او قرار می دهد. همچنین تصویری که او از تبهکاران در این سریال خلق کرده ، تصویری است که فاصله چندانی با واقعیت بیرونی جامعه ما ندارد و این مسائله باعث شده که ما شاهد تناسب خوب بین موقعیت ها و نوع کنشهایی که در طول درام به وقوع می پیوندد، باشیم . اما فخیم زاده که در کارهای پیشین خود نشان داده بود بخوبی می تواند از عهده بازی گرفتن از بازیگران برآید، در این سریال چندان موفق نیست ؛ یکسان نبودن بازیها، اغراق بیش از اندازه از سوی برخی از بازیگران و ارائه بازیهای معمولی و فاقد خلاقیت از سوی برخی دیگر، باعث عدم توفیق او در این زمینه شده است . با این همه ، باید ساخت سریال «خواب و بیدار» را جدای از نقاط ضعف و قوت آن به فال نیک گرفت ؛ چرا که این سریال نشاندهنده یک گام به جلو در عرصه خلق درام پلیسی است اما ناگفته پیداست که این توفیق تنها در حد آغاز یک راه تازه قابل توجه است و نمی توان آن را ایده آلی در این زمینه به حساب آورده و به این حد بسنده کرد.
محمدرضا رستمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها