در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهم ترین حوادث سال 56عبارتند از: درگذشت ناگهانی و مشکوک فرزند امام ، درج مقاله ای توهین آمیز در روزنامه اطلاعات ، قیام مردم قم و قیام 29بهمن تبریز. بنا به اهمیت موضوع ، در این مقال برآنیم تا به طور مختصر ریشه ها، جریان ها و پیامدهای حماسه 29بهمن تبریز را بررسی کنیم .
در روز اول آبان سال 5 6، آیت الله سید مصطفی خمینی ، فرزند برومند و یار دیرین امام خمینی (ره ) به طور ناگهانی و به طرز مشکوکی در نجف اشرف درگذشت . فوت نابهنگام ایشان در داخل کشور و در میان مردم مسلمان ایران ، عنوان شهادت یافت و شایعاتی مبنی بر دست داشتن ساواک در این ماجرا منتشر شد.
البته این شایعات ، چندان هم بی پایه نبود. سیدمصطفی ، فرزند بزرگوار امام ، همواره در سفر و حضر همراه ایشان بود و در پیشبرد نهضت اسلامی نقش بسزایی را ایفا می کرد. ایشان با عنوان دست راست امام ، در بسیاری از تصمیم گیری ها و جریان های مهم نهضت ، شریک بود و به نوعی رابط امام با نیروهای انقلابی محسوب می شد. در پی فوت ایشان ، مجالس یادبود و بزرگداشت باشکوهی در سراسر کشور برگزار شد و این مجالس ، خود باعث گسترش هر چه بیشتر پیام نهضت و از سوی دیگر صبر و شکیبایی امام (ره ) در برابر این مصیبت (که آن را از الطاف خفیه الهی برشمردند)، باعث افزایش محبوبیت امام خمینی در داخل کشور شد.
برگزاری باشکوه مجالس بزرگداشت فوت سیدمصطفی خمینی ، وحدت و همدلی مردم و نیروهای مذهبی را افزود و پایه های لرزان رژیم پهلوی را متزلزل تر کرد.
در پی اوجگیری محبوبیت امام خمینی (ره )، رژیم پهلوی به تدبیری ساده لوحانه دست زد که به یک معنا باعث کوبیده شدن آخرین میخ بر تابوت آن رژیم شد. رژیم پهلوی که محبوبیت فوق العاده امام را بزرگ ترین عامل وحدت مردم ، پیشبرد نهضت و تزلزل ارکان خود می دید، به خیال خام خود به این فکر افتاد تا به طریقی باعث شکسته شدن قداست و حرمت امام خمینی در میان مردم شود و شاید بتواند در روند نهضت ، خلل ایجاد کند و به نوعی از امام انتقام بگیرد.
در 17دی 1356 مقاله ای در روزنامه اطلاعات با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه و به قلم فردی با نام مستعار رشیدی مطلق منتشر شد. تهیه و چاپ مقاله مذکور به افراد مختلفی ازجمله وزیر اطلاعات وقت و دفتر نخست وزیری نسبت داده می شود. ولی به نظر می رسد مقاله مذکور به دستور شخص شاه از سوی ساواک تدوین شده بود. در این مقاله سرتاسر توهین آمیز، با وقاحت تمام تلاش شده بود قیام خونین 15خرداد و شخصیت رهبر اسلامی و روحانیون متعهد و مردمی زیرسوال برود و امام خمینی به طرفداری از ملاکین ، شهرت طلبی و عامل استعمار بودن متهم شود.
عکس العمل صبورانه امام در برابر این مقاله ، هوشیاری روحانیون و بیداری و عمق علاقه مردم به امام باعث شد تا انتشار این مقاله ، نتیجه ای معکوس برای رژیم به دنبال داشته باشد. انتشار این مقاله با واکنش شدید روحانیون و مردم سراسر ایران مواجه شد. علاوه بر واکنش تند و خشم و نفرت عمومی در کل کشور، شهر قم به طور ویژه ای به این اهانت گستاخانه پاسخ گفت .
19 دی ماه 56 در شهر قم ، وضعیتی غیرعادی حکمفرما شد. علاوه بر حوزه عملیه ، بازارها و مغازه های شهر نیز تعطیل شد و مردم با سرازیر شدن به خیابان ها، خشم و انزجار خود از این اقدام مذبوحانه را به نمایش گذاشتند. در پی تیراندازی ماموران رژیم به سوی تظاهرکنندگان ، مردم نیز به دفاع از خود پرداختند و شیشه های بانک های صادرات (که متعلق به یک سرمایه دار بهایی بود) و ساختمان حزب رستاخیز را شکستند. تعداد کشته ها و زخمی ها به حدی بود که بیمارستان های شهر مملو از مجروحان و شهدا شده بود و عملا امکان پذیرش ، مداوا و کمک رسانی به آن همه مجروح وجود نداشت .
کشتار خونین مردم قم باعث اعتراض شدید مردم در دیگر شهرها و بی آبرویی رژیم در داخل و خارج کشور شد. 19دی ماه 56را روز شروع اوجگیری دوباره نهضت و ضربه پذیری رژیم پهلوی می دانند. این واقعه باعث گسترش انقلاب و ابلاغ پیام آن در سراسر کشور شد.
29 بهمن 56 ناگهان تبریز به پا خاست . این روز مصادف با چهلمین روز قیام مردم قم و به شهادت رسیدن جمع کثیری از مردم آن شهر بود. در این روز به مناسبت چهلمین روز بزرگداشت شهدای قم ، در سراسر کشور مجالس ترحیم و یادبود برگزار می شد.از چند روز قبل ، اعلامیه ای به صورت بسیار گسترده در شهر تبریز توزیع شد.
در اعلامیه مذکور که با هماهنگی شهید آیت الله قاضی طباطبایی و از سوی سیدمحسن موسوی تبریزی تنظیم شده بود، 11تن از علمای طراز اول تبریز خواستار تعطیلی بازار تبریز، تشکیل مجلس یادبود و بزرگداشت شهدای 19دی قم شده بودند. این اطلاعیه از روز 26بهمن در بیشتر مکان های عمومی شهر نصب شد و در آن ، روز 29بهمن روز عزا و تعطیل عمومی اعلام شد.
طبق اطلاعیه فوق ، زمان مراسم 29بهمن 10صبح تا 12 در مسجد قزلی (حاج میرزا یوسف ) تعیین شد. در ساعت مقرر، مردم و بازاریان با تعطیل کردن مغازه ها و بازارها به سوی مسجد سرازیر شدند، ولی با درهای بسته مسجد مواجه گردیدند. علت بسته شدن درب مسجد، ممانعت شهربانی از ورود مردم به آن بود. از طرفی ، نیروهای شهربانی تلاش برای متفرق کردن مردم را آغاز کردند.
29 بهمن مصادف با شنبه و اول هفته و همزمان با امتحانات برخی از دانشجویان بود. در این روز علاوه بر این که شهر حالت تعطیل به خود گرفت ، حدود نیمی از دانشجویان نیز از حضور در دانشگاه خودداری کردند و بخش زیادی از دانشجویانی هم که در دانشگاه حضور داشتند، به تظاهرات ، دادن شعار و شکستن شیشه ها و تعطیل کردن کلاس هاپرداختند و حدود ساعت 11، از دانشگاه خارج شدند و به طرف مرکز شهر حرکت کردند.
از طرف دیگر، از ساعت 9صبح ، عده ای از بازاریان و طلاب مدرسه طالبیه ، با تجمع در مقابل مسجد جامع ، قصد حرکت دسته جمعی به سوی مسجد قزلی را داشتند که به دلیل ممانعت ماموران شهربانی این تجمع به درگیری انجامید.
مردمی که با درب بسته مسجد قزلی مواجه شده بودند، خواستار گشوده شدن آن شدند. در پی اصرار مردم و عدم موفقیت نیروهای شهربانی برای پراکنده کردن آنان ، سرگرد حق شناس ، رئیس کلانتری شهر رو به سوی مردم مسلمان با لفظی توهین آمیز از مسجد یاد کرد. این اقدام وی ، باعث خشم مردم شد و یکی از جوانان انقلابی به نام محمد تجلا، سیلی محکمی به گوش سرگرد حق شناس نواخت . در پی این عمل جسورانه ، سرگرد حق شناس قلب این جوان را هدف گرفت و با شلیک گلوله ای وی را به شهادت رساند. شهادت این جوان شجاع ، باعث فوران خشم مردم تبریز شد.
مردم با حمل جنازه محمد تجلا روی دستان خود و با فریادهای «لااله الاالله » به تشییع پیکر وی پرداختند و هر لحظه شمار مردم خشمگین بیشتر می شد. با پیوستن دانشجویان به مردم ، شعارهای درود بر خمینی در شهر طنین انداز شد. تظاهرکنندگان بر سر راه خود، ساختمان مرکزی حزب رستاخیز، مجسمه شاه ، سینماها، مشروب فروشی ها، مراکز فساد و بانک ها و موسسات وابسته به بهاییان را ویران کردند. نکته جالب توجه این که مردم در این روز کوچک ترین تعرضی به اموال و اماکن شخصی نکردند و فقط مظاهر دولتی را مورد حمله قرار دادند. با اوج گیری تظاهرات ، عملا شهر از ساعت 30/9 تا 30/12 در کنترل مردم قرار داشت .
محمدرضا پهلوی پس از آگاهی از وقایع تبریز دستور مقابله شدید با تظاهرکنندگان را صادر کرد.
ماموران ساواک به طرز ناجوانمردانه ای مردم را هدف قرار دادند. عده ای از ساواکی ها با سوار شدن بر آمبولانس ناگهان با باز کردن درب آمبولانس ، مردم را به رگبار گلوله می بستند. آمار متفاوتی از شهدا، مجروحان و دستگیرشدگان این روز گزارش شده است . طبق آمارهای رسمی ، 6نفر شهید و 125نفر زخمی شدند، ولی آمارهای غیر رسمی ، تعداد شهدا را 200، مجروحان را 500و شمار بازداشت شدگان را نزدیک به هزار نفر اعلام می کند.
قیام خونین مردم تبریز در 29بهمن 56 حادثه ای بسیار مهم درتاریخ انقلاب اسلامی محسوب می شود. برای اولین بار در روز 29بهمن ، شعار «مرگ بر شاه » به طور علنی سرداده شد و از این رو، خط قرمز رژیم پهلوی در این روز شکسته شد. علاوه بر شعار پرطنین «درود بر خمینی »، شعارهای دیگر این روز عبارت بودند از:«وای اگر خمینی حکم جهادم دهد، کس نتواند که جوابم دهد» و نیز شعار به یادماندنی «بیز بو شاهی ایستمیریخ ، والسلام » (ما این شاه را نمی خواهیم والسلام ).
در پی قیام 29 بهمن تبریز، امام خمینی در سخنرانی خود در نجف اشرف اعلام کردند که «ما عزادار شهدای قیام 29بهمن تبریز هستیم». ایشان همچنین در پیامی به همین مناسبت ، ضمن تسلیت گفتن به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده ، بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز درود فرستاد و نهضت عظیم این شهر را مشت محکمی بر دهان یاوه گویان برشمردند.
جالب این که امام در این پیام ، وعده پیروزی نهایی را نوید دادند.یکی از ویژگی های مهم قیام تبریز بازتاب جهانی آن بود؛ زیرا این قیام در یکی از حساس ترین نقاط ایران رخ داده و دارای گستردگی زیادی بود و نیز تمامی اقشار مردم بلااستثنا در آن شریک بودند. بازتاب گسترده قیام تبریز در رسانه های گروهی جهان ، سبب مطرح شدن نهضت و انقلاب در سطح جهان شد.
رژیم که در برابر قیام مردم تبریز، درمانده بود، ادعا کرد که این قیام ، کار مردم تبریز نبود و افرادی که از آن سوی مرزها وارد کشور شده بودند، این حادثه را ایجاد کردند. البته اتهامات بی پایه رژیم به هیچ وجه موثر واقع نشد و قیام مردم تبریز به شهرهای دیگر کشور نیز سرایت کرد. در چهلم شهدای مردم تبریز، مجالس بزرگداشت و قیام های خونین دیگری در بسیاری از مناطق دیگر از جمله یزد، قم ، مشهد، خمین ، اصفهان و نجف آباد برپا شد.قیام خونین مردم تبریز در 29بهمن 56، ضربه ای بسیار سهمگین بر کالبد پوسیده رژیم پهلوی وارد آورده و پیام انقلاب را در داخل کشور در سطح بسیار وسیعی گسترش داد. بار دیگر مردم تبریز با خلق حماسه ای دیگر، نقش سرنوشت ساز خود در روند نهضت های آزادیخواهانه سده اخیر ایران و نیز انقلاب اسلامی را ایفا کردند.
منابع :
1- زندگینامه سیاسی امام خمینی (ره )، محمد حسن رجبی
2- برهه انقلابی در ایران ، علیرضا شجاعی زند
3- تاریخ سیاسی 25ساله ایران ، غلامرضا نجاتی
4- انقلاب اسلامی و ریشه های آن ، عباسعلی عمید زنجانی
5- ریشه های انقلاب ایران ، نیکی کدی ، ترجمه عبدالرحیم گواهی
6- سیر تکوینی انقلاب اسلامی ، جواد منصوری
7- حماسه 29 بهمن تبریز، به کوشش علی شیرخانی
8- تبریز در انقلاب ، هدایت الله بهبودی .
یعقوب نعمتی وروجنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: