تحلیل محتوای مختصر سریال «خاکستر و باد»

در مجموعه تلویزیونی «خاکستر و باد» کاراکترهای اصلی چند مهندس جوان هستند که از منفعل و باری به هر جهت بودن زندگی خود بیزارند و برای این که به هستی خود
کد خبر: ۱۵۹۹۳
معنی قابل ملاحظه ای بخشند ، تصمیم می گیرند یک ماشین تولید لیوان های پلاستیکی یک بار مصرف بسازند که کیفیت محصولات آن برتر باشد. البته آنها در بخش تولید مشکلات کوچک تری در مقیاس های بیرونی دارند: چون هیچیک سرمایه آنچنانی و توانایی خرید محلی که در آن کارخانه خود را ایجاد کنند، ندارند؛ می خواهند از عمه مهربان یکی از افراد گروه استفاده کنند؛ اما این عمه هر قدر هم که مهربان باشد و اجازه بدهد آنها تمام امور تحقیقاتی خود را برای ایجاد این کارخانه در آن خانه متمرکز کنند؛ نمی تواند بیش از این در مرحله راه اندازی و شلوغ بازی ها و سر و صدای مربوط به دستگاه سکوت کند؛ آن هم در یک محله مسکونی و پرجمعیت و تلاش آنها برای مجاب کردن عمه ، هرگز راهگشا نیست و دلیل آن این است که به هر حال فردی که با او سر و کار دارند - یعنی عمه - با صنعت آشنا نیست و از مشکلات آنها سر در نمی آورد و حق هم دارد که از ورود چنین دستگاهی به خانه اش که چیزی از آن نمی داند، جلوگیری کند؛ بنابراین مهندسان زبده که ظاهرا طرح های مهم همراه با خلاقیت را در ذهن می پرورانند، کاملا بی پناه و بی یاور به بیغوله ای پناه می آورند که صاحب آن برای استقرار ماشین ، پول هنگفتی طلب می کند و به این ترتیب در جامعه ای که سودجویی و از آب گل آلود ماهی گرفتن به عادت توده مردم تبدیل شده است ، این چند نفر آدم غیر همرنگ توده اجتماع ، محصول تلاش خود را که با ذوق و شوق فراوان به دست آورده اند به عرضه کنندگان عمده این لیوان ها عرضه می کنند؛ اما پاسخ می شنوند که فروش این گونه لیوان ها برای آنها سودی ندارد چون بسرعت خراب نمی شود! در حالی که خود، لیوان های دیگری را به آنها نشان می دهند که کیفیت بسیار پایین تری و قیمت ارزان تری دارد و به همین دلیل بازارش بسیار بهتر است . واضح است که میان این همه عوام زدگی از فکرهای متفاوت و منطقی هیچ چیز نباشد.
محمد هاشمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها