در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردم شبانه رفته بودند و اطراف فرودگاه پر شده بود. آن فضا هرکسی را به شور میآورد. همان شعری که بهعنوان سرود انقلاب انتخاب شد و اجرا هم شد، زاییده طبع آدمی بود که سواد ادبی چندانی نداشت و با شعر آشنا نبود اما این شعر برخاسته از متن انقلاب بود و با همان خصایص انقلاب ساده و سالم و صمیمی بود. حق هم این بود که آن شعر سرود انقلاب شود.
من در آن وقت با یکی، دو نفر از آهنگسازان مثل آقای راغب مرتبط بودم و شعرهایی را با توجه به اوضاع روز میسرودم و بعد بسیار بسرعت برای آنها آهنگ ساخته میشد و ضبط میشدند. اکثراً روی دیگر نوارهای سخنرانی امام که از نجف و پاریس میآمدند و خالی بود، ضبط میکردیم و با آنها تکثیر و بین مردم پخش میشد.
بعد برای همین شعرها مرا به کمیته ادبی ستاد استقبال از امام دعوت کردند و من عضو آن کمیته شدم. قبل از آن چون یقین داشتم که امام تشریف میآورند، شعر «خمینی ای امام» را سرودم که خیلی از آن استقبال شد. مطمئن بودم ایشان به محض تشریفآوردن به زیارت شهدا خواهند رفت، شعر «برخیزید ای شهیدان» را سرودم.
برای بعضی شعرها مثل «این بانگ آزادی است» خودم آهنگی را انتخاب میکردم و بعد بر اساس آن آهنگ شعر میسرودم و آن را به آهنگساز ارائه میکردم که آهنگساز آن را کامل میپذیرفت یا مختصر تغییراتی در آن میداد.
برای بعضیها هم آهنگسازها آهنگ میدادند و من برای آن آهنگها شعر میسرودم. به هر صورت، رابطهای نزدیک با آهنگسازها داشتم و درباره کارها هم نظر میدادیم. به عقیدهام کارها به خاطر این توافق موفق بود و مورد استقبال قرار میگرفت.
همیشه گفتهام و نوشتهام که به شعر «این بانگ آزادی است» افتخار میکنم. نه به این دلیل که شعر من است. به این دلیل که توانسته حرکت شگفت مردم را تصویر کند؛ آن جوش و خروش مردم را که روز و شب آرام نداشتند.
شعر اگر با مردم رابطه داشته باشد و آرمانها و دردهای مردم را از صمیم قلب بگوید، سیال است و حرکت میکند.
این شعر طی یکی، دو روز در جامعه پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت. در بعضی کشورها هم انقلابیون روی آهنگ این سرود به زبان خودشان شعر گذاشته و آن را اجرا کرده بودند.
از بعضی کشورها نامه نوشته بودند به دفتر حضرت امام(ره) و از این سرود تقدیر کرده بودند. سرود «خمینی ای امام» را من پیش از پیروزی انقلاب سرودم؛ یعنی وقتی حضرت امام از نجف به پاریس رفتند.
در آن موقع اعلامیههای حضرت امام به ایران میآمد. اگر خاطر دوستان باشد، اعلامیهها وقتی میآمد مثل شبنامه تکثیر میشد. امروز سالهای بسیاری از آن روزها میگذرد و من همچنان شعر انقلاب را جدی دنبال میکنم و افتخارم این است که شاعر انقلاب هستم.
حمید سبزواری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: