با لا‌دن ا فشار یک نقاش ناشنوا

بوم نقاشی، مونس تنهاییم‌

رنگ‌ها را به بازی می‌گیرد. طرح‌ها را در هم می‌آمیزد. نقشی از کلام بی‌صدا بر بوم نقاشی حک می‌کند. نقشی از امید، نقشی از عشق، نقشی از زندگی... سال‌هاست که رنگ‌ها و بوم نقاشی، مونس لحظات تنهایی و بی‌همکلامی‌اش شده‌اند. سال‌هاست که تک تک واژه‌های کلامش را در قالب رنگ‌ها و طرح‌ها بر صفحه نقش می‌زند و با کلام بی‌صدا با آدم‌های دنیای اطرافش حرف می‌زند.
کد خبر: ۱۵۸۸۸۷

معلول! ناتوان! چه واژه‌های حقیر و بی‌معنایی، در برابر او که سرشار از توانایی و انرژی است. یاس و ناامیدی، کوتاه ‌آمده‌اند در برابر این همه پشتکار و تلاش. این رد پای لادن است. دختری که اگرچه به دلیل نوع معلولیتش بسختی سخن می‌گوید، اما هنری دارد که بسیاری از هم سن و سالان او از انجامش عاجزند.

او هنرمند توانایی است که معلولیت برایش مساوی با محدودیت نبوده است و این ادعا در لحظه لحظه گفتگویمان با او بیشتر برایم اثبات شد. لادن افشار متولد سال 1354 در شهر اهواز است. او مثل مردمان شهرش خونگرم و صمیمی است و آرام و با حوصله به سوالات پاسخ می‌دهد.

لادن الگوی نمونه‌ای برای دختران و زنان جامعه ماست که معلولیت، نه تنها از او دختری دلسرد، ناامید و گوشه‌گیر نساخته، بلکه در او انرژی و امید مضاعفی برای کار و فعالیت ایجاد کرده است. خودش معتقد است که اگر مانند بسیاری از دختران هم سن و سالش، دچار معلولیت نبود، شاید حالا به اینجا نمی‌رسید و اینقدر توانمند نبود. شاید گفتن این جمله که لادن به عنوان یک جوان معلول خیلی هنرمند و فعال است، در نگاه اول بیشتر به یک شعار شبیه باشد، اما کارنامه کاری و فعالیت‌های هنری‌اش صحت این ادعا را کاملا ثابت می‌کند.

او پس از گرفتن دیپلمش در رشته گرافیک، بسرعت پله‌های ترقی را طی کرد و موفق شد در دانشگاه آزاد هنر و معماری تهران و در رشته نقاشی مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را بگیرد.

اما توانمندی‌های او به همین جا ختم نمی‌شود. او در نشریات و مجلات مختلفی تصویرگری و طراحی می‌کند. تصویرگری و طراحی کتاب‌های داستان کودکان و نوجوانان، کیهان بچه‌ها، مجله دنیای زنان و بسیاری از مطبوعات کشور از جمله فعالیت‌های کاری او در سال‌های اخیر بوده است. افشار طی سال‌های اخیر آثار نقاشی اش را در نگارخانه‌های مختلفی به نمایش گذاشته است.

او همچنین در نمایشگاه‌های نقاشی که هر ساله به مناسبت‌های مختلف در کشور برگزار می‌شود، حضوری فعال دارد که از آن جمله می‌توان به شرکت در دو سالانه بین‌المللی نقاشی، نمایشگاه روز جهانی معلولان و... اشاره کرد. این هنرمند معلول، از یک سال پیش به دلیل جدیت در انجام فعالیت‌های هنری موفق شد عضویت دائمی انجمن نقاشان ایران را از آن خود کند.


گلایه‌مند از بی‌مهری‌ها‏

لادن به عنوان یک هنرمند معلول ناشنوا که بسختی و با لکنت سخن می‌گوید، اگرچه نگاهش پر از امید و تلاش است و با حرارت و عشق از علایق کاری‌اش برایمان صحبت می‌کند، اما از برخی برخورد‌ها و بی‌مهری‌ها در جامعه دل پری دارد و می‌‌افزاید: یکی از مشکلات اصلی ما معلولان این است که هر کجا برویم برای گرفتن چیزی که حقمان است، باید کلی دوندگی کنیم و دست آخر هم به حقمان نرسیم؛ حتی اگر با وجود معلولیت مثل یک فرد عادی بدون کوچکترین ارفاقی برای آن کار مایه گذاشته باشیم.

او می‌گوید: دو سال پیش با سختی و تلاش بسیار توانستم در یکی از آموزشگاه‌های فنی و حرفه‌ای ناشنوایان به عنوان مدرس مشغول کار شوم. با وجود این‌که دو سال با یک دنیا عشق و علاقه و راضی از این‌که به دانش‌آموزانی درس می‌دهم که شرایطی مثل خودم داشتند، در آنجا کار کردم اما دست آخر حتی یک ریال حقوق ماهانه بابت این دو سال به من داده نشد و همیشه هم بهانه‌شان این بود که چون دچار معلولیت هستم، همین که فرصتی پیش آمده تا بتوانم در چنین جایی مشغول به کار شوم باید ممنونشان باشم.

افشار هم مانند بسیاری از معلولان جامعه ما از عدم اجرای قانون 3 درصد سهم اشتغال معلولان در دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی گلایه دارد و معتقد است که تاکنون حداقل بارها برای او به عنوان یک معلول اثبات شده این قانون ضمانت اجرایی ندارد. او می‌گوید: تاکنون دو بار در امتحانات دبیری آموزش و پرورش شرکت کردم و با وجود نمره خوبی که در این آزمون کسب کردم، اما با هزار و یک بهانه که یکی از آنها معلولیتم بود، از دادن این کار به من امتناع کردند.

وقتی از او می‌پرسم چه توقعی از جامعه و مسوولان دارد، می‌گوید: هیچ. اما نگاهش یک دنیا حرف برای گفتن دارد. او می‌خواهد مسوولان و همه مردمی که به نوعی در جامعه مانند یک فرد عادی زندگی می‌کنند برای یک بار هم که شده خودشان را جای معلولان بگذارند و درک کنند آنها هم قبل از این‌که معلول باشند، انسانی هستند که به عنوان یک شهروند در این جامعه زندگی می‌کنند و کوچکترین توقع آنها رعایت عدالت و دوری از تبعیض‌گذاری‌هاست.


آرزوهای بزرگ

لادن آرزوها و اهداف بزرگی در سر دارد که امیدوار است روزی این آرزوها جامه عمل به خود بپوشند. مهمترین هدف او در کارش این است که بتواند روزی آثار نقاشی‌اش را در یک نمایشگاه بین‌المللی به نمایش بگذارد.


معلول سربار نیست

لادن به واقع معتقد است دیگر زمان آن فرارسیده که نگاه جامعه نسبت به معلولان دگرگون شود. او به تلاش‌هایی که طی چند سال اخیر توسط معلولان برای تغییر این نگرش در جامعه صورت گرفته اشاره می‌کند و می‌گوید: به نظر می‌رسد نگاه جامعه به معلولیت و فرد معلول، هنوز همان نگاه چند دهه پیش است و معلول را موجودی ناتوان می‌داند که به عنوان یک سربار، همواره چشم به دست خانواده و جامعه دوخته است.

در حالی‌که حضور فعال معلولان در جامعه بخصوص طی چند سال اخیر این نگرش قدیمی و نادرست را زیر سوال می‌برد و من دوستانی دارم که به جرات می‌توانم بگویم از بسیاری از افراد هم سن‌و‌سال عادی شان در جامعه فعال‌تر و موفق‌تر هستند.

لادن برای نمونه به تعدادی از دوستانش که با وجود داشتن معلولیت در رشته‌هایی همچون طراحی صنعتی، صنایع دستی، نقاشی و... و در مقاطع عالی دانشگاهی مشغول تحصیل هستند، اشاره می‌کند. لادن، نمونه‌ای از دختران موفق جامعه ماست که داشتن معلولیت ظاهری نه تنها عامل بازدارنده‌ای برای او نشده، بلکه همین موضوع موجب شده است تا با جدیت بیشتری برای رسیدن به اهداف و آرزوهایش تلاش کند.

او قطعا در راهی که پیش رو دارد موفق خواهد شد، زیرا همواره با تکیه بر امید و اراده پیش می‌رود. و من در این میان با خود می‌اندیشم که براستی چند نفر از ما اگر شرایطی همانند لادن داشتیم، چون او رفتار می‌کردیم؟


بهناز محمدی 
  

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها