درباره «باد در علفزار می پیچد» ساخته خسرو معصومی

این داستان 50 سال قبل رخ می دهد

خسرو معصومی با ساخت 3 فیلم برفی کار ساخت سه گانه اش را تمام کرده و حالا با خیال راحت می تواند به دغدغه های دیگرش در سینما بپردازد. او جایی گفته بود سینمایی که با رسم عاشق کشی آغاز شده ، با 2 فیلم دیگر تکمیل خواهد شد و حالا شاید بتوان درباره این سه گانه قضاوت کاملی کرد. البته این قضاوتی است که نیاز به زمان دیگری دارد. درباره «باد در علفراز می پیچد» چند نکته قابل ذکر است.
کد خبر: ۱۵۸۷۰۳

مساله اول منطق و چارچوبی است که فیلم در آن روایت می شود. یک خانواده ثروتمند روستایی در شمال کشور برای پسر عقب مانده خود از دختری زیبا خواستگاری می کند. برای فراهم آوردن مقدمات عروسی ، خیاط و شاگردش به روستا می آیند تا برای عروس و داماد لباس بدوزند.
در طول رفت و آمد شاگرد خیاط برای پرو لباس به خانه عروس ، او عاشق دختر می شود و همین موضوع ماجراهایی را در داستان به وجود می آورد. فیلم زمان و مکان مشخصی ندارد، اما نوع مناسبات و روابط میان آدم ها نشان می دهد که زمان وقوع حوادث نمی تواند چندان قدیمی باشد.

البته نشانه هایی که فیلمساز در اثر خود گذاشته مانند تماس گرفتن با پلیس 110 نشان می دهد داستان در همین دوره زمانی 56 ساله رخ می دهد.

حالا مشکل این است که در این محدوده زمانی و در جایی مانند آن روستا، ظاهرا سال هاست که مانند شهرها و روستاهای دیگر، لباس آماده را از مغازه های شهر و طی مراسمی ویژه می خرند!

کاش معصومی کمی در منطقی کردن روند داستان ، حوصله به خرج می داد تا این سوال از همان ابتدا ذهن مخاطب را آزار ندهد.

سوالی که اتفاقا بسیار کلیدی هم هست و اگر تکلیف آن روشن می شد و مثلا داستان به سال ها قبل مربوط می شد شاید آن موقع چاقوکشی یک لات آسمان جل و دزدیدن یک دختر از پای سفره عقد هم معنا پیدا می کرد، اما مخاطبی که چند روز از آغاز جشنواره گذشته و فیلم ندیده ؛ طبیعی است نسبت به چنین نکاتی حساس شود و سوال های پی در پی ، مانع از آن شود که با فیلم ارتباط برقرار کند.

معصومی در این فیلم هم اصرار دارد تا ماجراهای داستان را با قاچاقچیان چوب مرتبط کند. در این داستان هم ، آدم بدها قاچاقچی چوب هستند.

در 2داستان قبلی او هم ، این روال وجود داشته ؛ اما واقعا این مساله تا چه اندازه در داستان کاربرد دارد؟ مثلا اگر آدم بدها قاچاقچی سوخت بودند، آیا پدر شوکا نمی توانست در تصادفی علیل و خانه نشین شود؟ یا این که اگر داستان در زمستان رخ نمی داد، آیا فصل دیگری نمی توانست زمان وقوع ماجرا باشد؟ کافی است معصومی در ابتدای فیلم خود این عنوان را اضافه کند: این داستان در 50 سال قبل اتفاق می افتد.
آن وقت تکلیف بسیاری از چیزها برای مخاطب مشخص می شود ؛ مخاطبی که قطعا به اندازه معصومی از مناسبات و روابط قاچاقچیان چوب با خبر نیست و نیاز دارد تا هر مساله ای برای او در داستان کاملا روشن باشد.

‏ رضا استادی
 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها