مساله این است: درس یا ازدواج‌

کد خبر: ۱۵۸۳۶۱

   اونقدر مشتاق و علاقه مندم که سه سوت یه مساله پیچیده رو حل می‌کنم اما با مخالفت شدید مامان و شدیدتر ولی مخفی بابام روبرو شدم. بهم می‌گن داری خودت رو علاف می‌کنی، می‌خوای ما رو بذاری سر کار! مامانم دیشب آب پاکی رو ریخت روی دستم و گفت درس خوندن تو بی فایده اس چون بابات نمی ذاره بری دانشگاه. بابام می‌گه دانشجوها هر کاری می‌کنن ولی می‌گن داریم درس می‌خونیم! البته چون دوتا خواهرام توی 19 سالگی ازدواج کردن و من الان 24 سالمه و هنوز مجرد، واسه همین ناراحتن و فکر می‌کنن دیر شده.

بهشون می‌گم خودم نمی خوام، آمادگیش رو ندارم، هنوز بچه ام ولی بازم حرف خودشون رو می‌زنن. بابای من توی محله مون معتمد مردمه و همه می‌یان پیشش تا ازش راهنمایی بگیرن یا دستشون رو بگیره، چرا دست منو نمی گیره و به حرفم گوش نمی ده، نمی دونم. چرا نمی ذاره من راهی رو برم که می‌خوام و دوست دارم؟ آخه مگه ادامه تحصیل سن و سال مخصوصش 18 سالگیه که می‌گن واسه تو دیگه دیره؟ مامانم هر روز یه عالمه دختر و پسر رو می‌کشه به رخم که ببین، دانشجو اند و مایه سرافرازی خونواده شون اما وقتی می‌گم پس چرا با درس خوندنم مخالفین می‌گه تو عمرت رو هدر دادی و الان وقت شوهر کردنته و بچه داری! معلمها می‌گن احتمالش هست که پزشکی هم قبول شم اما وقتی حمایتها و پشتیبانیهای خانوادم رو می‌بینم سرخورده و مأیوس می‌شم. چی کار کنم؟

 گیلدا 24 ساله‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها