دلیل اول: مارتا ادعا میکرد مقتول را در حالی که روی زمین نشسته و نیم ساعت معطل بوده است، جلوی در دیده است. با توجه به شدت باران و گل و لجن مقابل خانه، قطعا میبایستی لباسهای مقتول خیس و گلی باشد و این در حالی بود که کمیسر مشاهده کرد لباسهای مقتول کاملا تمیز بوده و حتی کفشهایش برق میزده است.
دلیل دوم: سقوط مقتول کاملا ساختگی بود؛ چرا که نردههای چوبی با میلههای فولادی طلایی رنگ به هم جفت شده بود که با برخورد به مبلها شکستن آنها به راحتی انجام نمیشد. بخصوص این که مقتول جثه بسیار کوچکی داشت. از طرفی سقوط مقتول روبه صورت انجام گرفته بود و نمیتوانست گردن او بر اثر سقوط شکسته شود. در واقع ابتدا گردن او شکسته شده بود و سپس از بالا به پایین واژگون و آنگاه قاتل برای رد گم کردن، اقدام به شکستن نردههای چوبی نموده بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم