در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حضور افراد گوناگون در سازمان برنامه های زنده به عنوان مجری ، کارشناس ، مهمان و... در توفیق یا عدم توفیق برنامه ای گفتگو محور، تاثیر بسزایی دارد. علاوه بر شاخصه های برنامه سازی ، شیوه ارائه موضوع و چگونگی به چالش کشیدن و زیر ذره بین بردن قضایا در نشاندن مخاطب در جوار جعبه جادو اهمیت ویژه ای دارد. «دو قدم مانده به صبح» یکی از برنامه های موفق زنده تلویزیونی است که در این عمرکوتاه مدتش توانسته نگاه اهل فرهنگ و معرفت را به سمت خود جلب کند. ظهر یکی از روزهای سرد دیماه 86 با سعید بشیری ، کدخدای این برنامه ، سرمای زمستان را با گرمای گپ و گفت تحمل پذیرترکردیم!
زلف شما چگونه به زلف «دو قدم مانده به صبح» گره خورد؟
اوایل اردیبهشت امسال شنیدم که شبکه 4 در پی راه اندازی برنامه ای شبانه و روتین است. چون علاقه داشتم کاری را خودم آغاز کنم ، طرحی را با توجه به ویژگی های شبکه 4 و مخاطبان آن نوشتم و به گروه ادب و هنر این شبکه ارائه کردم که تصویب شد. پس از آن به اتفاق دوستم رامین حیدری فاروقی طرح را تکمیل و روی جزییات آن تعمیق کرده و طرح را دوباره به گروه تحویل دادیم.
در آغاز چه اهدافی را مد نظر داشتید؟
هر وقت درباره شبکه 4 صحبت می شد، همیشه می دیدم یک واژه فرهیختگان را هم کنار آن سنجاق می کنند. به نظر می آمد که شبکه 4 را باید برخی آدم فرهیخته ببینند! از ابتدا به این موضوع می اندیشیدم که باید طرحی را بنویسم تا دست کم نظر قشرهای دیگر از جامعه را جلب کند که من نام آن را قشر متوسط فرهنگی می گذارم.
منظورم در واقع همین قشر جوانی است که اکنون در جامعه حضور دارند و بسیاری از آنها هم تحصیل کرده هستند و دغدغه های فرهنگی شان اندک است.
جوان به شکل طبیعی علاقه دارد موسیقی گوش کند، داستان و شعر بخواند، تئاتر ببیند، اما محلی وجود ندارد که این طیف را با شکل درست و اندیشمندانه این موارد هنری آشنا کند. شما اگر دقت کنید، متوجه می شوید اکنون چه طیف کتاب هایی بیشترین فروش را دارند و چه نوعی موسیقی شنیده می شود. من به این موضوع فکر می کردم که چقدر خوب است در این ساعت از شب ، این طیف از مخاطب ها را جذب کنیم و هر چند اندک ، روی نوع سلیقه و نگاه آنان تاثیر بگذاریم. یک ویترینی داشته باشیم که در آن جنس های خوب قرار دهیم ؛ جنس هایی که به معرفت انسان کمک می کند. در بخش موضوع خیلی دوست داشتم به موضوعاتی بپردازم که جای آنها در تلویزیون کم است ، مثل گرافیک ، عکاسی ، نقاشی ، کاریکاتور، معماری ، انیمیشن و میراث فرهنگی.
برای ساخت برنامه به الگوی خاصی فکر می کردید؟
به نظرم فرم و الگوی تاک شو، شیوه جدیدی در برنامه سازی نیست. ما به عنوان تهیه کننده همیشه می توانیم تغییراتی را در آن ایجاد کنیم. در حقیقت شیوه ارائه چنین برنامه هایی خیلی مهم است. «صبح بخیر ایران» که 10 سال قبل شروع شد، در آغاز یک اتفاق به نظر می رسید.
«مردم ایران سلام» هم 2 سال پیش که وارد این عرصه شد از شاخصه های همان الگو بهره برد، ولی شیوه ارائه آن توسط شهیدی فرد به علت تسلطی که بر رسانه دارد، این برنامه را به یک اتفاق خوب تبدیل کرده است. برنامه ما هم که ساخته شد به طور طبیعی نمی توانست این اتفاقات را ندید بگیرد. به هر حال من نگاه خودم را به رسانه داشتم ، ضمن این که شبکه 4 هم در آن ساعت مخاطب های خاص خود را دارد و نوع ارائه مطالب در آن ساعت شب متفاوت است. با ساخت این برنامه فکر می کردم می توانیم یک پاتوق فرهنگی و حتی قهوه خانه فرهنگی مدرن برای مردم تدارک ببینیم که 2 ساعت بنشینند و با تاریخ خودشان آشنا شوند.
از این که زمان پخش برنامه دیروقت بود، هراسی نداشتید که مخاطب به سمت شما نیاید؟
چرا، نگران بودم. واقعیت این است که به خود برنامه اعتماد و ایمان داشتم ، ولی به این که در آن ساعت شب روی آنتن برود زیاد امیدوار نبودم. درواقع فکر می کردم زمان مناسبی نیست. 2 هفته بعد از پخش برنامه نامه ای برای مدیر گروه نوشتم که حداقل اگر امکان پذیر است ، نیم ساعت برنامه را زودتر شروع کنیم ؛ در مواردی که با مدیر شبکه مشاوره می کردم ایشان مرا به صبر دعوت می کرد. به مرور که برنامه پیش رفت به نظرم مخاطب خودش را پیدا کرد. اکنون به این نتیجه رسیده ام زمان فعلی برای ارائه برنامه بسیار مناسب است. شاید اگر دو قدم مانده به صبح ، 9 یا 10 شب پخش می شد، این اندازه مخاطب پیدا نمی کرد.
برای غنای مباحث از همان آغاز به چینش کارشناس ها نظر داشتید؟
این نخستین ایده ای بود که به ذهنم رسید. در برخی برنامه ها اشکال ندارد که مجری با چند آدم متفاوت حرف بزند، ولی وقتی بحث تخصصی می شود دیگر جالب نیست که مجری بیاید با نویسنده ، آهنگساز، دانشمند، بنا و... مباحثه کند. به هر حال دانش مجری در حد تمام مسائل نیست. بخصوص در این زمانه که می دانیم دوره تخصص و تسلط بر جزئیات است. دیگر مثل سابق نیست که شخصی مانند ابوعلی سینا بر تمام علوم زمان خودش اشراف داشته باشد.در همان آغاز طراحی برنامه ، برای بنده محرز بود که هر کدام از مباحث باید توسط کارشناس همان رشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
کارشناس ها چگونه گزینش شدند؟
محصول یک مشاوره کلی است. برنامه اتاق فکر دارد. اوایل اتاق فکر ما هفته ای یک بار حدود 7 ساعت برگزار می شد. الان ماهی یک مرتبه که مناسبت خاصی باشد اتاق فکر را برقرار می کنیم.
صحنه اجرای برنامه که در واقع به 2 تکه مجزا تقسیم شده ، براساس چه شاخصه هایی سامان گرفته است؟
البته اگر آقای صالح علا را وسط آن در نظر بگیریم ، صحنه 3 تکه است.
به هر حال رخدادهای اساسی برنامه در آن 2 تکه پیش می رود.
ابتدای کار که ما موضوع های کلی را مشخص کردیم ، به نظر آمد که برخی از این رشته ها با هم قرابت بیشتری دارند. مانند میراث فرهنگی ، شعر، ادبیات ، تمدن اسلامی و حتی بهداشت روان. این رشته ها شاید واژه سنتی برای آنها واژه درستی نباشد، ولی انگار یک مقدار معنایی و کهن تر هستندو رشته هایی چون سینما، تئاتر، گرافیک و عکاسی مدرن تر به نظر می رسند. همان ابتدای کار متوجه شدیم این دو بخش خودبه خود یکجورهایی تفکیک شده است ، ضمن این که بسیار مشتاق بودم از نظر بصری شاهد اتفاق خوبی در برنامه باشم. خوشبختانه سعادت داشتم که در این برنامه از تجربه و مهارت آقای شاهرخ جعفری به عنوان طراح دکور بهره ببرم. همان طور که سعادت داشتم آقای صالح علائ را به عنوان مجری در جوار برنامه ببینم. موضوعی که در دکور برای ما اهمیت داشت ، امکان ایجاد تنوع از نظر بصری برای مخاطب بود، چون برای برنامه ای که هر شب پخش می شود این تنوع ضرورت دارد. از طرفی ما با مناسبت های مختلفی در روزهای سال در تقویم خود مواجه هستیم و در این مناسبت ها برنامه های متنوعی در جامعه برگزار می شود.
دکور شما خیلی عریض و خطی است و در قاب آکادمیک تلویزیون در نماهای لانگ شات ، بالا و پایین کادر فضای مرده دارد. چرا قاب عریض را مثل سری قبلی برنامه سینما 4 برای شمایل تصویری کار لحاظ نکردید تا توجه و تمرکز بیننده به ماوقع درون قاب دوچندان شود.
دکور قرار بود به گونه ای در استودیو مستقر شود که وقتی دوربین ها این دکور را در لانگ شات می بینند، بالا و پایین دکور به طور کامل در سیاهی فرورفته باشد و مخاطب تصور کند که این دکور در تاریکی آسمان قرار گرفته است.
البته یک اختلاف سطح بین دو بخش مدرن و سنتی صحنه لحاظ کرده اید که در نماهای لانگ شات به خصوص در قدم دوم ، فضای مرده را بیشتر می بینیم.
ما قرار بود در استودیوی بزرگی مثل گلستان این برنامه را روی آنتن بفرستیم. می خواستیم دکور از این چیزی که الان می بینید 40 درصد عظیم تر باشد، متاسفانه این اتفاق نیفتاد. الان هم تلاش داریم لانگ شات های درست تری ارائه کنیم و دوربین را تا جایی که امکان دارد عقب ببریم. مشکل اکنون ما این است که در استودیو 12 دکورهای دیگری هم وجود دارد. ما نمی توانیم 4 متر فاصله بگیریم. دکور 2 برنامه زنده دیگر هم در این استودیوست و جالب تر این که هر سه برنامه هم شب روی آنتن می روند. یکی از برنامه ها هم در ایام محرم 7 دقیقه قبل از آغاز برنامه ما کارش تمام می شود. در واقع ما در این زمان بسیار اندک فقط فرصت داریم نوارها را آماده و بچه ها را سرجایشان مستقر کنیم. ما می خواستیم صحنه را به گونه ای طراحی کنیم که یک دکور در سمت چپ و یکی در راست و آقای صالح علاء در وسط مستقر شود، ولی به خاطر شرایط استودیو امکانش نبود.
گزارش های جذابی در برنامه لحاظ شده است ، ولی یک نخ تسبیح موضوعی این وسط وجود ندارد که گزارش ها را به بخش موضوعی برنامه گره بزند.
واقعیت این است که برخی گزارش ها قابلیت دارند که 5 شب پشت سر هم پخش شوند. در ضمن نکته ای که به آن اشاره کردید، درست است ؛ یعنی شمایل ظاهری و تا حدی معنایی یک برنامه باید نخ تسبیح داشته باشد. در هفته حداقل 10 موضوع داریم که شبی 2 موضوع را پوشش می دهیم. تلاش داریم وله ها و گزارش های ما مرتبط با موضوع همان شب باشد؛ اما این وسط گاهی اتفاقاتی حادث می شود که دست ما نیست. گاهی برای برخی میهمان های ما مشکلی کاری یا خانوادگی پیش می آید و با توجه به هماهنگی های قبلی نمی توانند بیایند. حالا ما باید ساعت 2 بعدازظهر دوست دیگری را جایگزین کنیم. هماهنگی و تهیه گزارش های تصویری مرتبط با موضوع ظرف 8 ساعت زمان باقیمانده تا پخش ، کار بسیار سنگین و سختی است.
البته این موارد استثناء است. به هر حال در این مدت شما به یک چارچوب و اسلوب اجرایی و موضوعی رسیده اید. مخاطبان برنامه اکنون می دانند شنبه ها مباحث تئاتر و چهارشنبه ها معماری مطرح می شود.
یک نگاه کلی تری به مقوله گزارش ها دارم. گاهی وقت ها احساس می کنم این تنوع هم بد نیست. حالا اگر ما 4 گزارش از موضوع آینه برویم ، به نظر عده ای شاید خسته کننده باشد. سعی داریم برای گزارش ها از لحاظ موضوعی یک تداوم و پیوستگی خاصی را لحاظ کنیم ؛ مثل گزارش انسان عشق که آقای شیبانی زحمت آن را کشیده بودند. این گزارش از آن مواردی بود که می خواستیم روی نگاه آدم ها تاثیر بگذاریم. آن نوشته انسان عشق روی دیوار مترو میدان هفت تیر حک شده بود که خیلی ها اصلا آن را نمی بینند.
عنوان بندی آغاز برنامه که در آن درها پی در پی گشوده می شوند، بیشتر مناسب انتهای کار است که در واقع صبح در می زند و درهای رحمت باز می شوند.
دوست خوب من مسعود امینی تیرانی عنوان بندی را ساخته است. این درها یک جور باز شدن دریچه های تازه است. گاهی یک تلالوهایی از نور هم روی این درها می افتد و در واقع به فضاهای تازه سرک می کشیم.
تمام این درها هم کهنه و قدیمی است. شما 4 تا در جدید و مدرن هم وسط پلان ها می آوردید به جایی برنمی خورد! به هر حال در دکور برنامه دو بخش سنتی و مدرن را لحاظ کرده اید، نشان دادن این درها جوری تایید سنت و نفی مدرنیسم است که با آن شمایل صحنه ای شما همگون نیست!
ما کلی تر به قضیه نگاه کردیم ، یک جورهایی می خواستیم در عنوان بندی فضای لطیف و زیبایی را ارائه دهیم. پس از نوشتار و اشعار، از یکی از این درها وارد فضای سبزی می شویم و تلالوی نور آفتاب را می بینیم که در واقع به فضای معرفت و تفکر قدم می گذاریم.
پس از دو فصل اجرا احساس می شود که برنامه نیاز به یک بازنگری دارد، به نظرم دو قدم مانده به صبح در هر فصل به یک شوک محتوایی و اجرایی نیازمند است. شبی که عیسی جلالی آن بیمار استثنایی را به برنامه آورد، یک شوک و غافلگیری تمام عیار به حساب می آمد که دیگر در برنامه تکرار نشد.
ما هم به این موارد فکر می کنیم. نه تنها در یک فصل به این شوک ها نیاز داریم ، بلکه به صورت ماهانه و هفتگی هم لزوم این تکان ها را احساس می کنیم. به هر حال در برنامه «تاک شو» میهمان است که این اتفاق را رقم می زند.
ما در برنامه بحث هایی را مطرح کردیم که در جامعه تازگی داشت یا حضور مسعود کیمیایی در تلویزیون ، یک اتفاق بود. این اواخر هم بحث خوبی در ارتباط با ساختار مدیریتی سینمای کشور مطرح کردیم که آدم هایی از جناح های مختلف آمدند و راجع به این موضوع به مباحثه پرداختند که بازتاب های خوبی هم از جامعه سینمایی به ما رسید.
در ارتباط با قضیه ساختار مدیریتی سینما، شوک واقعی زمانی حادث می شد که وزیر یا معاونت سینمایی را به برنامه دعوت می کردید. بحث هایی که در محدوده سینما مطرح می شود، بیشتر در حوزه ژورنالیستی دور می زند تا کارشناسی استاندارد و دقیق! به هر حال در مباحثی که پیش می کشید، باید دنبال راه های تازه و برگ برنده هایی بگردید که تا به حال در مطبوعات و محافل صنفی رو نشده است.
البته این بحث مدیریتی ساختار سینما تاکنون به شکل جدی در برنامه های دیگر تلویزیون مطرح نشده بود. ما بازخوردهای بسیاری بعد از این برنامه گرفتیم.
بهتر نیست کارشناس ها در هر فصل تغییر کنند تا ما با تنوع افکار و آراء مواجه شویم. اکنون بعد از دو فصل ، بینندگان به زاویه نگاه و تمنیات کارشناس ها اشراف پیدا کرده اند.
این پیشنهاد را یک ماه پیش محمد رحمانیان هم به من داد. راجع به این موضوع خیلی فکر کردم. در برخی موارد باید این اتفاق بیفتد به جهت این که خود مباحث هم خیلی کشش ندارند. به نظرم ، برای برنامه زنده ، هر شبی تغییر کارشناس ها بعد از 6ماه یک مقدار زود است.
به هر حال باید افکار و آرای جدیدی به برنامه تزریق شود تا تنوع و طراوت آن دوچندان گردد.
برنامه ما بعد از دو فصل اجرا، تازه میان مخاطبان شناخته شده است. هرچند برای خود بنده هم عجیب بود که اینقدر سریع برنامه مورد توجه قرار بگیرد. خودم فکر می کردم برنامه باید 5 ماهی از عمرش بگذرد تا دیده شود. به هر روی برنامه سریع جا افتاد و مردم هم مشتاقانه پیگیر هستند.
با اجازه شما نقبی به ساختار و نحوه سوئیچ برنامه هم بزنیم. کارگردانی را خودتان انجام می دهید؟
کارگردان هنری برنامه را به عهده دارم ؛ یعنی کارگردان کلیت کار هستم. کارگردانی تلویزیونی برنامه هر شب تغییر می کند و دوستان متفاوتی با ما همراه می شوند... حالا که می خواهید راجع به بخش فنی کار حرف بزنیم ، اجازه بدهید اول من از شما سوالی بپرسم. به عنوان فردی که رسانه ای هستید و 80 درصد برنامه های ما را دیده اید، کارگردانی تلویزیونی یا سوئیچ برنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟
به نظرم ، این بخش هموزن بخش محتوایی برنامه نیست. مباحث کارشناسی و موضوعی «دو قدم مانده به صبح» نسبت به شمایل فنی کار سرتر است.
جزیی تر به این قضیه بپردازید.
دو قدم کارشناسی در این برنامه می بینیم که قدم اول آن در بخش صحنه ای کهن و سنتی به سامان می رسد. دوربین در این بخش اغلب ثابت و ایستا و ریتم نیز خیلی رخوتناک است. در قدم دوم گاهی اوقات با چند حرکت دوربین و تنوع زوایا نیز مواجه می شویم و دوستان برخی زمان ها از دستشان درمی رود و چند اینسرت هم می دهند...
فکر نمی کنید این اینسرت ها حواس مخاطب را از موضوع پرت کند؟
جایگاه اینسرت را کارگردان زیرک باید بداند و در لحظه آن را شکار کند. با بخشی از پرسش شما موافقم ، چون اینسرت های نابجا، مخاطب را از موضوع دور می کند، نمونه اش هم در برنامه شما کم نیست. کارشناس ها گرم مباحثه هستند که اینسرت دست صالح علاء را کارگردان می دهد که در بحث مشارکتی ندارد، گاهی نیز نمای مدیوم او را می بینیم که در حال مرور نوشته های خودش است در صورتی که در گفتگوی کارشناس ها دخالتی ندارد.
بله ، حق با شماست. این نوع پلان ها از آن اتفاقاتی است که نباید بیفتد.
به هر حال نوع سوئیچ قدم اول با قدم دوم تفاوت فاحشی دارد.
به طور قطع در این دکور سنتی فضای کمتری برای مانور دوربین داریم.
همان طور که در ابتدای گفتگو اشاره کردم ، غیر از دکور ما، دکور برنامه های دیگر هم در استودیو نصب است و دوربین های ما اصلا امکان عقب رفتن ندارد. دکور مدرن ما فضای بازتری دارد و دوربین ها اطراف آن جای مانور دارند، اما در دکور سنتی به سبب محدودیت جا قدرت و حرکت اندک است.
مضاف بر این که ما در طول هفته با چهار کارگردان تلویزیونی مختلف کار می کنیم که سلیقه های متفاوتی دارند. این شیوه سوئیچ کردن هم اصلا خوب نیست. برای یک برنامه زنده شبانه که سعی دارد به بررسی موضوع های معرفتی بپردازد، زیاد خوشایند نیست که هر شب یک آدم بیاید پشت میز بنشیند، تصاویر را سوئیچ کند و برود.
خبرها توسط مجری و برخی کارشناس ها در برنامه خوانده می شود، بهتر نیست برای صرفه جویی در وقت ، این خبرها به صورت زیرنویس برود؟
خیلی با زیرنویس موافق نیستم.
به نظرم زیرنویس حواس بیننده را از گفتار کارشناس ها دور می کند. بخش اصلی خبررسانی را به عهده آقای صالح علاء گذاشته ایم.
متن های صالح علا رنگ و لعاب خاصی به برنامه داده است.
همان طور که در ابتدا اشاره کردم ، دو سه خوش شانسی بزرگ در راه تهیه این برنامه داشتم که یکی از اصلی ترین آنها حضور محمد صالح علاء به عنوان یک مجری دانا و باسواد است که حس و حالش بسیار با این برنامه تناسب دارد. همیشه از مشاوره های ایشان در برنامه بهره می برم.
کشتی «دو قدم مانده به صبح» تا چه زمانی به حرکتش در اقیانوس معرفت ادامه می دهد؟
قرارداد ما تولید 150 برنامه است که اواسط اسفند تمام می شود. اکنون شبکه به طور شفاهی با ما صحبت کرده تا برنامه را ادامه دهیم.
باید به مرزهای ایده آل رسید
این برنامه تنها 60 درصد از توانایی ماست. نخستین تجربه تهیه کنندگی خود را سپری می کنم. در ابتدا مثل کسی بودم که بیرون گود قرار داشت. فکر می کردم تمام چشم اندازها و طرح هایی که در ذهن دارم به آسانی قابل اجرا و انجام است ، اما وقتی تولید شروع شد قصه فرق کرد. ما حداقل باید 6 ماه تا یک سال پیش تولید می کردیم. چون به حد کافی حضور خود کارشناس ها، مناسبت ها و اتفاق هایی که می افتد و در برنامه به آن می پردازیم به آدم استرس وارد می کند. شما باورتان نمی شود در این روزهای سرد و برفی ما چه کشیدیم.
هر 2 ماشین گروه تصادف کردند و برای تردد مهمان ها با مشکل مواجه شدیم. البته این مسائل جزئی است و قابل گفتن هم نیست ، ولی بشدت در روند کار تاثیرگذار است. خوشحالم که مخاطبان به دیده یک برنامه فرهنگی به حاصل تلاش ما می نگرند. تصورم این است که زحمت خیلی زیادی نکشیدیم ، امیدوارم شرایطی مهیا شود که خودم بیشتر کار کنم و از همفکری سایر دوستان هم بهره ببرم تا برنامه به مرزهای ایده آل نزدیک تر شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: