رو در رو با صدرالدین حجازی بازیگر ساعت شنی

وقتی قناری ،خانواده را سامان می دهد

جامعه را نفوس حاضر در آن معنا و هویت می بخشند. اقشار گوناگون هر یک مطالباتی از پیرامون خود دارند.
کد خبر: ۱۵۷۳۳۶

شرایط جغرافیایی ، فرهنگی و اقتصادی در رشد و باروری افراد و سالم سازی جامعه و ایضا انحرافات و ناسلامتی طیفی از اقشار حاضر در محیط تاثیر بسزایی دارد. هنرپیشه در ایفای نقشی که به او واگذار شده ، هیچ گاه بیگانه از محیط اطرافش نیست ، او با زیر ذره بین بردن حرکات و آلام اشخاص در طبقات گوناگون اجتماع تلاش می کند که امر باورپذیری کاراکتر را در برابر دیدگان مخاطب محقق نماید.

صدرالدین حجازی با پوشیدن ردای شخصیت «فتحی» در سریال «ساعت شنی» به بازنمایی معضلات و مطالبات طیفی از اقشار حاشیه نشین کلان شهری مثل تهران مدد رسانده است. وی با بهره وری از ابزار حس و تکنیک ، شخصیت فتحی را بسیار برای ما ملموس کرده است. در مجالی کوتاه با این بازیگر توانا هم داستان شده ایم.

گویا فیلمنامه دستخوش تغییرات بسیاری شده ، شخصیت فتحی از ابتدا به این صورت در فیلمنامه وجود داشت؟

به طور طبیعی فیلمنامه در زمان اجرا دچار یکسری تغییرات می شود. به هر حال کارگردان نظراتی دارد که اعمال می کند. هر فیلمنامه ای برای قوام گرفتن با چنین پروسه ای خواه ناخواه مواجه می شود. ولی خط اصلی و اسکلت فیلمنامه همان چیزی است که ما روز نخست آن را مطالعه کردیم به هر روی شخصیت فتحی در زمان اجرا با تغییرات مختصری که لحاظ شد، قوام پیدا کرد.

آدم هایی از جنس فتحی را به چه میزان می شناختید؟

این افراد در جامعه ما حاضر هستند. به خاطر نقش سعی کردم در آن منطقه ای که برای ضبط کار انتخاب شده بود با این جنس آدم ها مراوده داشته باشم. افرادی از جنس فتحی در همان لوکشینی که کار می کردیم بسیار بودند.

جایگاه اجتماعی این افراد کجاست؟

این ها در اصل جایگاهشان را خودشان تعیین کرده اند. به دلیل شرایط فرهنگی و اقتصادی بر اثر جبر یا اختیار که بالطبع جبر خواهد بود این طیف آدم ها جایگاه اینچنینی پیدا می کنند. در واقع به تاسی از شرایط اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی همه این مجموعه ها می شود یک آدمی شبیه فتحی و فتحی ها.

برای آدم هایی مثل فتحی راه نجاتی وجود دارد؟

این موضوع به یک شالوده بنیادی و ریشه ای نیازمند است. نسلی مثل فتحی در اصل یکجوری منقرض شده اند. یعنی در قهقرا هستند. برای فرزندان فتحی و نسلی که تازه در حال رشد هستند به نظرم باید فرهنگ سازی محکم و مستدامی انجام دهند تا بچه های فتحی و نسل فعلی که همه نوجوان ، جوان و کودک هستند راه پدر نرفته ، بلکه این قالب را عوض کنند.

پوشش و نوع چهره پردازی به شما چقدر مدد رساند؟

زمانی که بازیگر می خواهد کار را آغاز کند، گریم و لباسی که می پوشد به طور طبیعی برای رسیدن به نقش موثر است و از آن طرف طراحی شخصیتی که خود بازیگر قبل از این که جلوی دوربین حاضر شود انجام می دهد به گونه ای با نوع لباس و چهره پردازی تکمیل می شود تا نقش قابل قبول دربیاید البته حضور پارتنر را نیز در این پروسه نباید فراموش کرد.

نقص فیزیکی این شخصیت که یک چشمش کور است ، از قبل در فیلمنامه وجود داشت؟

این نقص فیزیکی را کارگردان پیشنهاد کرد و ارائه آن برای بنده خیلی سخت بود، چون پلان های زیادی را باید به این ترتیب بازی می کردم و گریم سختی روی صورتم انجام می شد. یک مدتی با گریم ، کوری را کار کردم اما پس از مدتی خودم بدون گریم ، بسته نگه داشتن یک چشم را انجام می دادم به هر حال کار فوق العاده سختی بود. به نظرم این بیماری و تراخم ، عفونتی بود که در نگاه فتحی وجود داشت که کارگردان هم به آن فکر کرده بود.

چرا به طور معمول برای آدم های پایین اجتماع فیلمسازان ما همیشه یک نقص فیزیکی هم لحاظ می کنند؟

این ها به ریشه های اقتصادی و فقر بازمی گردد. یعنی نبودن بهداشت ، تغذیه خوب ، محیط زیست مناسب و فقدان تسهیلات موجب این نارسایی های فیزیکی می شود. در شکل عادی هم بیماری های عفونی و یا مسری را در طبقه ضعیف تر بیشتر می بینیم. در اصل طبقه آسیب پذیر جامعه به دلیل شرایط اقتصادی نامناسب ناگزیر است به بیماری ها تن بدهد و این شرایط ناهمگون موجب می شود که نقصان و مشکلاتی را درون و بیرون چنین کاراکترهایی ملاحظه کنیم.

این شکل نگرش به آدم های پایین شهری با لحاظ کردن نقص فیزیکی در درام های اجتماعی به یک رویه کلیشه ای مبدل نشده است؟

این یک جریان تقریبا نیمه متعارف است. تصور نمی کنم که کلیشه باشد. شما در طبقات مرفه جامعه می بینید که آدم ها خیلی کم بر اثر عفونت یا سوء تغذیه دچار عوارض می شوند. این رویه را نمی توان کلیشه فرض کرد به هر حال یک دمل است و این دمل روی جامعه فقیر ما به طور طبیعی بیشتر تاثیر می گذارد.

فتحی در مجادله و کشمکش ها همیشه طرف قناری را می گیرد و مهشید را طرد می کند، چرا واکنش های او یکجانبه است؟

انسان ها برای زنده ماندن اصولا باید دستاویزی داشته باشند که به آن بچسبند و یا چتری روی سر خود بگیرند. قناری در اصل برای فتحی در حکم چتر است. یعنی فتحی زیر لوای آن یکجوری دارد امورات خود را می گذراند و به طور طبیعی نمی خواهد این شرایط موجود را از دست دهد. برای همین در برابر قناری به یک شکلی ذلیل است. یعنی قناری براین مرد حکومت می کند. چون این مرد در زندگی خود با برنامه ریزی غلط پیش آمده و مدیری نبوده که بتواند یک خانواده منسجم را مثل بقیه سر و سامان دهد.

به همین دلیل دخترش آواره است و 6 فرزندش در خیابان ها پرسه می زنند. وقتی فتحی مدیر خوبی برای خودش نبوده ، برای خانواده هم مدیریت مناسبی نشان نداده است. اکنون در اصل زیرمجموعه قناری قرار گرفته است و قناری هم یکجوری احساس می کند که نام مردی روی سرش باشد تا کارهای غیرقانونی خود را آسان پیش ببرد.

نوع گویش و بیان این آدم خیلی به باورپذیری فتحی مدد رسانده است ، چگونه به این شیوه بیانی نزدیک شدید؟

من به هیچ وجه صداسازی نکردم فقط حسم را براساس کاراکتر فتحی تنظیم کردم در هیچ کدام از کارهای من شما شاهد صداسازی نیستید، از منظر درونی و بنیادی با فتحی ارتباط برقرار ساختم و به او فکر کردم.

در واقع به همان تئوری زندگی در نقش اتکا داشتید؟

وقتی شما ارتباط حسی با کاراکتر برقرار می کنید، آنگاه کل نقش در شما رسوب می کند. به طور طبیعی دست و چشم کار خود را انجام می دهند یعنی حرکات دست دیگر کار من نیست بلکه شخصیت است که آن را ارائه می دهد. درست است که صدرالدین حجازی دارد فتحی را بازی می کند اما اینجا این حجازی است که به فتحی تبدیل شده است. به همین خاطر دست و چشم کار خود را انجام می دهند، ریتم راه رفتن شکل می گیرد و صدا هم آگاهانه با شخصیت عجین می شود چون تکنیک است صدا هم مانند دست و چشم وظیفه خود را انجام می دهد.

بده بستان شما با بچه ها خوب درنیامده ، البته بیشتر بچه ها با پدرشان بیگانه هستند؟

کارگردان خیلی تلاش کرد که بچه ها به شکل طبیعی نقش خود را ارائه دهند یکی دو نفر از آنها بچه های با استعدادی بودند. یک معیارهایی را کارگردان مدنظر داشت که شاید برخی از بازی ها اکنون خام و کودکانه به نظر می رسد به هر حال از بچه ها نمی توان توقع زیادی داشت.

هر چند که مراودات فتحی با بچه ها کمی فراز و نشیب داشت اما بده بستان شما با شهره لرستانی به عنوان پارتنر فوق العاده درآمده است.

ما سال هاست همدیگر را می شناسیم. هر دو ما از تئاتر وارد این عرصه شده ایم و پیشنه فعالیت های تئاتری خیلی در این مسیر تاثیر داشت. بنده بشخصه از بازی خانم لرستانی بسیار لذت بردم وقتی پلان ها را می گرفتیم از نظر حسی می دیدم که چه نقاط اشتراکی برای رسیدن به این دو شخصیت با هم داریم.

روخوانی هم انجام می دادید؟

روخوانی به آن شکل تئاتری ، خیر. در حد همان پلان هایی که ضبط می شد، پنج شش دقیقه متن را مرور می کردیم راجع به آن حرف می زدیم و برای هر سکانس تحلیلی داشتیم و به یک جمع بندی می رسیدیم که در هنگام ضبط پلان ها ماحصل مباحثات ما جلوی دوربین ارائه می شد.

در کارنامه شما نقش های منفی فراوانی وجود دارد، ارزیابی خود شما از چه منظری است؟

خودم این نقش ها را خیلی دوست دارم. نقش های منفی از ابعاد و وجوه متعددی برخوردار است. این ابعاد پیچیده و لابیرنت های هزار تویی که در نقش منفی وجود دارد به نظرم در نقش های مثبت کمتر دیده می شود.

پس با حضور بازیگردان به طور کامل موافق هستید؟

معتقدم حضور چنین شخصی به نفع کار تمام می شود، اما مهم ترین موضوع این است که شخص بازیگردان صلاحیت این وظیفه را داشته باشد. متاسفانه برخی مواقع می بینید که یک عده براساس روابطی آمده اند که عنوان یا اسمی برای خود دست و پا کنند. به هر حال آدمی باید بازیگردانی را پیش ببرد که در این مسیر استخوانی خرد کرده و بر مقوله بازیگری اشراف کامل داشته و آن را درک کند. خودم یکی از افرادی هستم که در برخی از کارها به عنوان بازیگردان انجام وظیفه کرده ام و از این کار هم لذت برده ام. به هر حال بعد از بازیگری مقوله بازیگردانی برای بنده ارزشمند است.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟

در سریال «رنگینک» به کارگردانی علی اصغر شادروان و تهیه کنندگی محسن توکل حضور داشتم. این سریال تولید مرکز خوزستان است و در 30 قسمت برای عید تولید شده ، بازیگران سریال اکثرا بومی منطقه بودند به جز بنده که از تهران دعوت به کار شدم ، البته آقای رضا فیاضی هم در این سریال حضور داشتند که خود ایشان هم بچه اهواز هستند. اخیرا برای سریالی به کارگردانی حسین لطیفی دعوت به کار شدم.

«ساعت شنی» در پرونده کاری شما چه جایگاهی دارد؟

یکی از کارهای خوب کارنامه من است. در «ساعت شنی» با کارگردانی جوان ، مستعد و با انرژی آشنا شدم که اکنون در درون من حک شده است و بسیار هم دوستش دارم.

 

علی احسانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها