شباهت و تفاوت ها در تفنگ سرپر و روزی روزگاری

آنچه تفاوت های دو یا چند اثر یک کارگردان شناخته شده ، نام می گیرد، تنها به کاستی های آثار در مقایسه با نقاط عطف یا قوت آن برنمی گردد.
کد خبر: ۱۵۶۷۳
از این رو، طرح مباحث نظری و زیبایی شناختی بهتر است درباره هر اثر گفته شود و برآیندی به دست آمده به آثار دیگر تعمیم داده شود. «تفنگ سرپر»، به کارگردانی امرالله احمدجو، از چنین آثاری است . هنگامی که امضای این کارگردان رئالیست پای مجموعه «روزی روزگاری » نشست ، از آنجا که این سریال توانست به بهترین نحو، با تماشاگر ارتباط برقرار کند، نوع خاص نگاه بیننده و حتی تعدادی از منتقدان به او پس از این سریال ، همچنان برگشت ناپذیر می نماید. ساخت سریال «تفنگ سرپر» از همان آغاز و شروع فیلمبرداری ، با سریال «روزی روزگاری » مقایسه می شد. حتی تعدادی آن را روایت دیگری از همان زمان و مکان می دانستند. در این زمینه ، صحبتهای احمدجو و دیگر عوامل «تفنگ سرپر» نشان می دهد که داستان جداگانه و زیرساختی متفاوت با «روزی روزگاری » دارد. با پخش «تفنگ سرپر» این گفته ها به حقیقت نزدیک شد. هر چند نمی توان منکر بعضی شباهت ها در ساختار «تفنگ سرپر» شد، لیکن زیرساخت ، نوع مضمون و حتی پرداخت های فنی و حرفه ای در تولید، نشانگر تفاوت های اساسی میان «روزی روزگاری » و «تفنگ سرپر» است . این نکته نیز گفتنی است که درمیان سریال های پخش شده از تلویزیون ، اگر بسیاری از آنها در تولید و ساختار خود به موفقیت هایی دست یافته باشند- که یکی از آنها حتما باید استقبال تماشاگر و مخاطب باشد- نمی توان از آنها انتظار داشت پدیده ای فرهنگی به حساب آیند، «روزی روزگاری »، به هر حال توانست به عنوان یک پدیده فرهنگی (و یک محصول تلویزیونی با چنین خاصیت و توانایی ) عرض اندام کند. «تفنگ سرپر»،با چنین پیشینه ای به میدان می آید، ضمن این که پخش مجدد «روزی روزگاری » نیز در یادآوری سالهای گذشته ، توانایی های این اثر را در اذهان زنده نگه می دارد. نزدیک 16قسمت از این سریال پخش شده است ، در حالی که تعامل بیننده با این اثر دست یافتنی می نماید. بسیاری از عناصر موجود و انگاره های زیرساختی در «تفنگ سرپر» و حتی مضامین جنبی مستقر در محتوای سریال ، باید ساخته قبلی احمدجو- روزی روزگاری - تفاوت های اساسی دارند. در نمایش ابعاد مختلف مکانی ، یعنی لوکیشن «تفنگ سرپر» که از موقعیت مکانی روستاو دشت ناگزیر است ، و بعضی انگاره های زودگذر، مرتبط با قصه ای کوچک فرعی که به روندو پختگی اثر کمک کرده اند، این تفاوت ها را با پخش هر قسمت بیشتر می کند. اگر لوکیشن به سبب قصه و روایت سریال و به دلایل معنا شناختی ، مردم شناختی تعامل در نشان دادن زندگی اجتماعی با درونمایه ای رئالیستی ارائه و انتخاب شود، حتی اگر چند سریال -با این ادله محکم هنری و جامعه شناختی - به انتخاب لوکیشن های کمی مشابه اقدام کنند، چه مشکل اساسی به وجود خواهد آمد؛ انگاره زمان نیز در «تفنگ سرپر» به گونه ای خاص حضور دارد. احمدجو کارگردانی است که در تعریف قصه و ارائه داستان تبحر دارد. پس انتظار به کاربردن تعلیق در مجموعه اش - حتی اگر در همه کارهای بعدی اش نیز باشد انتظاری حرفه ای است . در «تفنگ سرپر»، از تعلیق استفاده های فروان شده است و این راهکار توانسته است با جذابیت تماشاگر را به دنبال بکشاند، تا به آخر روایت برسد. بدیهی است به سبب ذات تعلیق ، در هنگام استفاده از این مقوله مخاطب به چنین فرضیه هایی اقدام می کند که ممکن است خیلی از آنها درست از آب درنیاید؛ اما همین تعامل و شراکت مخاطب با یک تولید (فیلم یا سریال ) باشد، موفقیتی که «تفنگ سرپر» از آن برخوردار بوده است . در ساختار نیز باید به ذات بعضی عناصر «روزی روزگاری » و «تفنگ سرپر» عنایت کامل داشت . در لایه های عمیق هر دو سریال ، طنز مستقر است و این طنز، بسته به زمان و مکان و پیشرفت داستان ، گاهی به سطح رسیده است ؛ زیرا استفاده های زیرساختی برای ارائه مفاهیم مردم شناختی و رفتارشناختی ، ضروری می نماید و دیدگاه به روز احمدجو را معرفی می کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها