ایالات شکست خورده عذر بدتر از گناه

در سپتامبر 2005 زمانی که کاخ سفید، کارن هاگز، متخصص روابط عمومی را به عراق فرستاد تا به مردم عراق توضیح دهد که آنان نتوانسته اند
کد خبر: ۱۵۵۷۰۷
از خودگذشتگی واشنگتن در راه رفاه و آزادی آنان را بفهمند ، دوباره غیرعقلانی و عقب افتاده بودن مردم خاورمیانه، نشان داده شد. با این حال مانور «من یک مادر هستم » خانم هاگز نیز نتوانست در این دیپلماسی عمومی کاری از پیش ببرد. مطبوعات گزارش دادند که مشکل این بود که وی به جای استدلالات قانع کننده، به جملاتی کوتاه بسنده می کرد. در رقابت های انتخاباتی امریکا، این گونه پیغام ها که بکرات استفاده می شوند، تاثیرگذار است؛ زیرا نامزدهای ریاست جمهوری، با سخنرانی های خود بر اخبار مسلط هستند و زمانی که این پیام ها کارگر نیفتد، پول می تواند هجمه عظیمی از تبلیغات فراگیر را به راه اندازد.برخلاف امریکا، در محیط پرتحرک و سرزنده منطقه خاورمیانه، خانم هاگز نتوانست جو غالب رسانه ای را در دست بگیرد.
به طور خلاصه، جملات مختصر، هیاهوی رسانه ای و هجمه تبلیغات فراگیر در میان این مردمان بدوی موثر نیست ، زیرا اینها تصور می کنند که بحثهای داغ و استدلالات قانع کننده مولفه های دموکراسی واقعی هستند.به نظر می رسد که این درسها را به این راحتی نمی توان آموخت.
ژولیت وار، مسوول روابط عمومی سفارت ایالات متحده در لبنان، در جریان یک مناظره در دانشگاه امریکایی بیروت به حاضران گفت که ایالات متحده درصدد است به منظور دستیابی به اهداف سیاست های خود، 4چیز را در میان مردم ترویج کند: مباحثه، تعهد، آموزش و قدرت گیری.
با این وجود در بیروت که محیط به حد کافی پرتحرک و سرزنده بود، این تلاشها با موفقیت روبه رو نشد، علی الظاهر، ترویج دموکراسی، حقیقتا کار بسیار دشواری است.
با این حال، ریچارد نورتون اندکی در حق پژوهشگران بی انصافی می کند. بعضی پژوهشگران معترفند پس از این که پاسخ آن سوال ساده به طور قطع اشتباه از آب درآمد، جورج بوش و تونی بلر، در عذری بدتر از گناه که ظاهرا چندان هم نمی توان آن را جدی گرفت ، با شور و حرارت تمام، شروع به سخن گفتن از اهمیت آوردن دموکراسی و آزادی به عراق و خاورمیانه کرده اند.
ولی در خارج از هر دانشگاهی و بیشتر اغلب در میان آنان، بررسی نورتون، به طور تاسف باری درست به نظر می رسد.علاوه بر گذشت زمان، با توجه به عملکرد این مبلغان دموکراسی، اعتقاد به این گونه بهانه های جدید بتدریج سخت تر از گذشته می شود. همان گونه که بارها به کرات بررسی شده است، بوش و بلر برای تهاجم به عراق در سال 2002، دموکراسی را زیر پا گذاشتند.
دونالد رامسفلد هنگام تدارک برای حمله به عراق اعلام کرد اروپای نوین، درباره شیوه نگرش به دموکراسی با اروپای قدیمی متفاوت است و به دنبال این سخنان مفسران مطبوعاتی و طبقه حاکمه، مشتاقانه موضع وی را اتخاذ کردند. معیار وی برای این دسته بندی ، روشن و بسیار عبرت آموز است.
یکی از معیارهای بارز رامسفلد، مفهوم عملی دموکراسی را چنین توضیح می دهد: اروپای قدیمی متشکل از کشورهایی است که در آن دولت ها درباره جنگ، موضعی همانند نظر اکثریت مردم اتخاذ می کنند، در حالی که در اروپای نوین نه تنها دولت ها نظر اکثریت اتباعشان را قبول ندارند، بلکه فرامین صادر شده از تگزاس را اطاعت می کنند؛ بنابراین اروپای قدیمی باید تحقیر، ولی اروپای نوین باید به عنوان امید دموکراسی و روشنگری تحسین شود.
از میان پرافتخارترین نمایندگان اروپای نوین می توان به 2 تن از شخصیت های شناخته شده دمکرات یعنی سیلویو برلوسکنی و خوزه ماریا ازنار، اشاره کرد. برلوسکنی، به خاطر پشتیبانی از جنگی که 80 درصد از مردم ایتالیا مخالفش بودند، در دیدار از کاخ سفید در اکتبر 2005مورد تقدیر واقع شد (یا شاید به افتخار تجدید سازمان دادگستری ایتالیا برای فرار از محاکمه به جرم فساد مالی ).ازنار حتی پاداش بزرگتری دریافت کرد. پس از نظرسنجی هایی که نشان می داد فقط 2 درصد از مردم اسپانیا حامی تهاجم به عراق هستند، خوزه ماریا ازنار به نشست آزروس دعوت شد تا برای اعلام حمله به عراق، به بوش و بلر ملحق شود. زمانی که دولت ترکیه در عمل از خواست 95درصد از مردم خود پیروی کرده و دستورات واشنگتن برای استفاده از خاک ترکیه به عنوان جبهه ای در شمال عراق را نادیده گرفت ، ابراز تنفر از دموکراسی به اوج خود رسید. مطبوعات امریکا ترکیه را به خاطر نداشتن صلاحیت دمکراتیک بشدت تقبیح کردند.
کالین پاول ، به خاطر سرپیچی ترکیه از این دستور خوب، مجازات های سختی علیه این کشور اعلام کرد.
پل وولفوویتز، تندترین موضع را اتخاذ کرد. وی ارتش ترکیه را به خاطر مجبور نکردن دولت به اطاعت از دستورات واشنگتن سرزنش کرد و از فرماندهان ارتش ترکیه خواست با نادیده گرفتن افکار عمومی اکثریت قریب به اتفاق مردم ترکیه، از امریکا عذرخواهی کنند و بگویند ما اشتباه کردیم.
به گفته وولفوویتز، آنان باید در این فکر باشند که چگونه می توانند تا حد امکان به امریکایی ها کمک کنند و از این طریق ، فهم خود از دموکراسی را نشان دهند. جای شگفتی ندارد که وولفوویتز به عنوان سرور آرمانگرایان شناخته می شود و تنها عیب وی این است که بیش از حد آرمانگراست و از این رو اشتیاق وی برای اهداف عالی جنگ عراق، برنامه ریزان دوراندیش و عملگرای جنگ را در حیرت فرو برده است. ارزشیابی وولفوویتز در مطبوعات عمده امریکا بسیار آموزنده است.
سباستیان مالبای در واشنگتن پست اعلام کرد که اشتیاق وی، پیشبرنده دموکراسی است.
آندروبالز نیز در تجلیل از وولفوویتز در فایننشال تایمز می نویسد که یکی از دلمشغولی های همیشگی وی، ترویج دموکراسی بوده است. برای این گونه مدح و ثناگویی ها، هیچ گونه شواهدی غیر از تصورات شخصی خود وولفوویتز ارائه نمی شود. سباستیان مالبای در تمجید از صلاحیت های وولفوویتز برای به عهده گرفتن ریاست بانک جهانی در سال 2005 می نویسد که تعهد بی پایان وی برای توسعه از دوران سفارت وی در اندونزی مشخص بود که وی در آن دوران ، کاهش معجزه آسای فقر را با مداخله دولت تلفیق کرد. تجربیات وی در اندونزی باعث ایجاد این اجماع در واشنگتن شد که چالش عمده در کشورهای فقیر، ایجاد حکومت قانون و مبارزه با فسادی است که مانع سرمایه گذاری خصوصی می شود.

اثر: نوام چامسکی
مترجم : یعقوب نعمتی ورو جنی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها