در ماههای اخیر و با آغاز ناآرامیها و جنگ از اسفند ۱۴۰۴ در ایران، شبکه خبر و مجموعه معاونت سیاسی صداوسیما توانستند در عمل به یکی از مهمترین منابع خبری برای بخش قابلتوجهی از مخاطبان تبدیل شوند به عبارت بهتر، شبکه خبر در این مدت به «شبکه آشیانه» یا Home Channel تبدیل شد.
منظور از این اصطلاح شبکهای است که مخاطب در شرایط حساس، آن را به عنوان مرجع اصلی خود انتخاب میکند؛ شبکهای که اگر مخاطب قرار باشد فقط یک کانال را برای دنبال کردن اخبار انتخاب کند، همان را برمیگزیند.
در جریان تحولات اخیر، شبکه خبر تا حد زیادی توانست چنین جایگاهی پیدا کند. افزایش میزان مراجعه مخاطبان به بخشهای خبری و توجه بیشتر به پوششهای زنده، نشان داد که در زمان بحران، هنوز هم رسانهای که امکان دسترسی سریع، پوشش گسترده و روایت منسجم از اتفاقات را داشته باشد، میتواند توجه و اعتماد بخش قابلتوجهی از جامعه را جلب کند.
یکی از مهمترین عوامل در شکلگیری این وضعیت، سرعت در اطلاعرسانی بود. در عصر شبکههای اجتماعی، شایعات با سرعت بسیار بالایی منتشر میشوند و اگر رسانه رسمی نتواند به موقع وارد میدان شود، فضای افکار عمومی بهسرعت تحتتأثیر روایتهای غیررسمی قرار میگیرد. در این دوره شبکه خبر تلاش کرد فاصله زمانی میان وقوع رویدادها و انتشار خبر را تا حد ممکن کاهش دهد.
پخشهای زنده، خبرهای فوری و ارتباطهای مستقیم با خبرنگاران در نقاط مختلف کشور باعث شد مخاطب احساس کند که جریان اصلی اطلاعات را میتواند از طریق رسانهملی دنبال کند. همین مسأله بهتدریج بخشی از مخاطبانی را که به دلیل سرعت شبکههای اجتماعی از تلویزیون فاصله گرفته بودند، دوباره به سمت صفحه تلویزیون بازگرداند.
در کنار سرعت اطلاعرسانی، حضور میدانی خبرنگاران نیز نقش مهمی در شکلگیری اعتماد مخاطبان داشت. خبرنگاران معاونت سیاسی صداوسیما در این مدت تنها به بازخوانی خبرها در استودیوها اکتفا نکردند و تلاش کردند در دل رویدادها حضور داشته باشند.
گزارشهای میدانی از شهرهای مختلف، گفتوگو با مردم در فضاهای عمومی، و نمایش ادامه زندگی روزمره در کنار شرایط خاص امنیتی، تصویری ملموس از واقعیت جامعه ارائه داد. این نوع روایت میدانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مخاطب در چنین شرایطی بیش از هر چیز به «دیدن» واقعیت نیاز دارد.
تصاویر و گزارشهایی که از سطح شهرها، حضور مردم در فضاهای عمومی و فعالیتهای عادی زندگی پخش شد، کمک کرد فضای روانی جامعه تا حدی از تأثیر اخبار هیجانی و بعضا نادرست فضای مجازی فاصله بگیرد.
از سوی دیگر، تجربه بحرانهای قبلی نیز در بهبود عملکرد رسانهای این دوره بیتأثیر نبود. در سالهای اخیر، فضای رسانهای منطقه با تحولات متعددی روبهرو بوده و مفهوم «جنگ روایتها» بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. در چنین فضایی، صرفا اعلام خبر کافی نیست بلکه نحوه روایت و چارچوبی که خبر در آن ارائه میشود نیز اهمیت پیدا میکند. در این دوره تلاش شد روایت رسانهای به گونهای شکل بگیرد که هم اطلاعات لازم را در اختیار مخاطب قرار دهد و هم تصویری از ثبات اجتماعی و انسجام ملی ارائه کند.
این رویکرد باعث شد که روایت رسانهای کشور تنها محدود به اعلام خبر نباشد بلکه نوعی روایت اجتماعی از وضعیت جامعه نیز شکل بگیرد. نکته جالب توجه دیگر، هماهنگی بیشتر میان بخشهای مختلف خبری بود. در این مدت، میان شبکه خبر، بخشهای خبری سیما، خبرنگاران استانی و واحدهای تحلیلی نوعی هماهنگی قابلتوجه شکل گرفت که نتیجه آن ارائه تصویری کاملتر از تحولات بود.
هر بخش از این مجموعه بخشی از اطلاعات را پوشش میداد و در نهایت مخاطب با مجموعهای از گزارشها، تحلیلها و تصاویر روبهرو میشد که در کنار هم تصویر نسبتا جامعی از شرایط ارائه میدادند. این مدل پوشش که آن را پوشش «موزاییکی» مینامند، کمک میکند مخاطب احساس نکند که اطلاعات به صورت پراکنده یا ناقص به او منتقل میشود. از منظر حرفهای نیز فعالیت خبرنگاران در چنین شرایطی اهمیت ویژهای دارد.
روزنامهنگاری و خبرنگاری در بحران، یکی از دشوارترین حوزههای فعالیت رسانهای است زیرا خبرنگار باید در عین سرعت عمل، دقت و مسئولیتپذیری حرفهای را نیز حفظ کند. گزارشهایی که در این مدت از نقاط مختلف تهیه شد، نشان داد که خبرنگاران تلاش کردهاند ضمن رعایت اصول حرفهای، تصویری واقعی از فضای اجتماعی کشور ارائه دهند.
همین مسأله بهتدریج باعث شد بخشی از مخاطبان، رسانهملی را دوباره به عنوان مرجع پیگیری اخبار در نظر بگیرند. با این حال، حفظ این دستاورد نیازمند برنامهریزی جدی برای آینده است. تجربه نشان داده است که در بسیاری از کشورها، رسانهها در زمان بحران موفق عمل میکنند اما پس از بازگشت شرایط عادی، دوباره به الگوهای کند و سنتی اطلاعرسانی بازمیگردند. اگر رسانهملی بخواهد جایگاه بهدستآمده را حفظ کند، لازم است برخی تغییرات ایجادشده در این دوره را به یک رویه دائمی تبدیل کند.
نخستین مسأله، حفظ سرعت و شفافیت در اطلاعرسانی است. مخاطب امروز به جریان سریع اطلاعات عادت کرده و انتظار دارد رسانه رسمی نیز با همین سرعت عمل کند. دومین موضوع، گسترش ارتباط رسانه با فضای مجازی است. بسیاری از مخاطبان جوان، اخبار را ابتدا در شبکههای اجتماعی دنبال میکنند و سپس برای اطمینان بیشتر به رسانههای رسمی مراجعه میکنند.
اگر تولیدات خبری صداوسیما بتواند همزمان و با کیفیت مناسب در این فضاها نیز منتشر شود، دامنه اثرگذاری آن بیشتر خواهد شد. موضوع مهم دیگر، توجه به آموزش تخصصی خبرنگاران در حوزه بحران است.
شرایطی مانند جنگ، بلایای طبیعی یا بحرانهای امنیتی نیازمند مهارتهای خاصی در حوزه روزنامهنگاری است. سرمایهگذاری روی آموزش این مهارتها میتواند به ارتقای کیفیت پوشش خبری در آینده کمک کند. همچنین استفاده از ابزارهای نوین گرافیکی و تحلیل داده برای توضیح رویدادهای پیچیده میتواند درک مخاطب از تحولات را آسانتر کند.
درمجموع میتوان گفت تجربه این دوره نشان داد که رسانهملی همچنان ظرفیت آن را دارد که در لحظات حساس به مرجع خبری جامعه تبدیل شود. اگر این تجربه به درستی تحلیل و تقویت شود، میتواند به تقویت اعتماد عمومی و ارتقای جایگاه رسانه در میان مخاطبان منجر شود. در دنیایی که رقابت رسانهای هر روز پیچیدهتر میشود، حفظ این مرجعیت خبری نهتنها یک دستاورد رسانهای بلکه بخشی از سرمایه اجتماعی کشور است.