چرا ماندگار نمی شویم؛

برای بسیاری از مخاطبان سینما و تلویزیون، تماشای آثاری که سالها قبل ساخته شده، خالی از لطف نیست.
کد خبر: ۱۵۵۴۳۱
شاید بتوان گفت مهمترین دلیل این مساله این است که «گذشته» همیشه برای ما با عناصر کنجکاوی برانگیزی همراه بوده است و زمانی هم که پای تصویر و فیلم به میان میآید، این جذابیت دو چندان میشود. در سالهای اخیر هم تغییرات آنقدر زیاد بوده که سبب شود دیدن فیلمی که مثلا 20 سال پیش ساخته شده برای ما حسی نوستالژیک داشته باشد. شاید این مهمترین دلیلی است که سبب میشود فیلمها و سریالهای مختلف بعد از گذشت مدت زمانی از پخش آنها، بار دیگر تکرار شود.
فیلم تلویزیونی «طلوعی دیگر» هم که عصر جمعه از شبکه 2 سیما پخش شد، یکی از همین آثار نمایشی است که حدود 8 سال قبل ساخته شده و داستان آن روایتگر ماجرایی است که در زمان جنگ رخ میدهد.
داستان این گونه است که یک فرد دلارفروش روزی متوجه میشود تصویری که از یک خلبان کشیده شده، شباهت بسیار زیادی به او دارد. خلبان مدتی است اسیر نیروهای عراقی شده و به دلیل این مساله، تنها پسر او شرایط روحی خوبی ندارد. در یک اتفاق، پدر خلبان با این مرد برخورد میکند و از او تقاضا میکند برای مدتی کوتاه در نقش پدر آن پسر بچه ظاهر شود.
این خلاصه داستان، مایههای خوبی برای تبدیل شدن به یک فیلمنامه جذاب دارد، اما مانند همه ایدههای خوبی که هیچگاه به نتیجه دلخواه نمیرسد، این ایده نیز در کلیت این فیلم جای چندان خوبی باز نمیکند و تبدیل به اثری جدی نمیشود.
اولین نکتهای که درباره فیلم به نظر میرسد «دوبله» آن است. این هنر هر چند در کشور ما قدمتی طولانی دارد، اما اغلب کارگردانها ترجیح میدهند به جای استفاده از صداهای دوبله که معمولا تصور ذهنی مشخصی را در ذهن مخاطب ایجاد میکند، از صدای خود بازیگران استفاده کنند، زیرا یک صدای آشنا که مخاطب در طول یک هفته بارها و بارها آن را روی شخصیتهای مختلف میشنود، اولین مانع در ایجاد ارتباط راحت مخاطب با اثر است.
آنچه که فیلم دستمایه خود قرار داده، موضوع جالبی است. شباهت ظاهری 2 نفر به یکدیگر با وجود تفاوتهای شخصیتی آنها، موضوعی است که تاکنون با پرداختهای مختلف در سینما و تلویزیون دستمایه کار قرار گرفته و شاید مشخصترین مثال برای این گونه فیلمها، فیلم «تشریفات» ساخته مهدی فخیمزاده باشد. این سوژه به خودی خود جذاب است، اما برای تبدیل شدن به یک فیلم جذاب باید پرداخت درستی نیز روی آن صورت گیرد و این همان نقطه ضعفی است که فیلم «طلوعی دیگر» بیشترین لطمه را از آن خورده است.
در هر فیلمی چند صحنه کلیدی وجود دارد که پرداخت درست آنها زمینهساز ارتباط خوب مخاطب با اثر است. در این فیلم صحنهای مانند «صحنه تصادف» که در واقع پل ارتباطی شخصیتهای مختلف داستان با یکدیگر است، چندان خوب از آب درنیامده است. این ضعف پرداخت را در صحنههای دیگری همچون: رویارویی پسر بچه با جلال که در خواب صورت میگیرد، حضور آنها در نمایشگاه هوایی و سوال پسربچه از جلال درباره ملخ و دیگر اجزای هواپیما و... هم شاهد هستیم. سوالهایی که میتوانست داستان را از وضعیت عادی آن نجات دهد و داستان را دچار افت و خیز کند، در نهایت معمولی بودن باقی میماند و چیزی به قصه اضافه نمیکند. حتی حضور پدر بزرگ در قهوهخانه و دیدار با جلال هم نکته چندان دندانگیری برای مخاطب ندارد. با اینکه فیلم در زمان جنگ ساخته شده، هیچ ردپایی از پس زمینه اجتماعی چنین رویدادی در داستان مشاهده نمیشود. در فیلم نه صدای آژیر حمله هوایی شنیده میشود، نه اثری از افرادی است که به جبهه اعزام میشوند و نه محض نمونه یک نفر به دیگری چیزی درباره جنگ میگوید.
شاید بتوان تنها نکته مثبت فیلم را در این مساله دانست که همه چیز در طول فیلم پاستوریزه است و هیچ مشکل و مسالهای وجود ندارد. همه آدمها هم به اندازه یکدیگر خوب و دوستداشتنی هستند!
هیچ کس به درستی نمیداند در طول تاریخ بشر چه حجم از آثار مکتوب تولید و به مجموعه گنجینه بشر اضافه شده است، اما خیلی از ما میدانیم که تنها درصد اندکی از این آثار «ماندگار» شدهاند و بقیه آنها اغلب عمری کوتاه داشتهاند. عوامل مختلفی سبب ماندگاری یک اثر هنری میشود، گاهی حس و حالی در آن اثر در جریان است که سبب میشود همیشه تازگی داشته باشد. گاهی تعلق آن به یک دوره خاص سبب ماندگاری آن اثر میشود و گاهی نیز عوامل حاشیهای یک اثر را به ذهنها و خاطرهها میسپارد. آیا سازندگان این فیلم در سال 78 به این مساله فکر نکردهاند که ممکن است روزی این اثر سالها بعد نیز پخش شود؛ شاید اگر کمی جدیتر به این نکته فکر میشد، امروز شاهد اثری بودیم که حداقل چیزی برای به یاد سپردن داشت و تا این اندازه «معمولی» نبود.


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها