جام جم آنلاین - همسرش را چند سال پیش از دست داده و حالا به تنهایی زندگی می کند هر چند مدام میگویند فرزندانش خیلی به فکر او هستند. او حتی در 84 سالگی هم چیزی جز فوتبال نمی گوید و نمی شنود. او در گفت وگو با جام جم آنلاین ابتدا از دوست بیمارش علی پروین میگوید و سپس شرایط فوتبال ایران را بررسی می کند و درباره تیم ملی و قلعه نویی هم حرف میزند.
علی پروین این روزها در بستر بیماری است. اخیرا دیدار یا گفت و گویی با ایشان داشته اید؟
بله. من و علی پروین 60 سال است همدیگر را می شناسیم. دوست و برادر من است. قبل از انقلاب با هم شروع کردیم و بعد از انقلاب هم با هم بودیم. مدتی دستیار من بود اما بعدا شد سرمربی پرسپولیس. در تیم ملی هم که سرمربی بودم با پروین کار میکردم. من و پروین جدایی ناپذیر هستیم. بالاخره سن و سال ما بالا است و مدام مریض می شویم. امروز پروین مریض است و فردا من. الان 84 ساله هستم. بیماری در این سن طبیعی است.
چقدر پیگیر فوتبال هستید؟
از گذشته تا الان و از الان تا ابد! اما میخواهم الان درباره فوتبال تخصصی حرف بزنم.
بهترین کار را می کنید. از کجای فوتبال میخواهید صحبت کنید؟
فوتبال ایران خیلی مظلوم است. ورزشی بدون زیرساخت و بدون فکر و اندیشه نوین. ما یک تصویر دوگانه از فوتبال داریم، تصویری که هم با افتخار همراه است و هم با حسرت. افتخار برای گذشته است و حسرت برای الان. فوتبال ایران از بستر اصلی خود فاصله گرفته است. قبلا چه بودیم و الان چه شدیم. قبلا برای فوتبال چه استعدادهایی پرورش دادیم و الان برای فوتبال چقدر سرمایه گذاری می کنیم. در گذشته مدارس و مسابقات آموزشوپرورش مهمترین محل کشف استعدادها بودند و بسیاری از ستارههای فوتبال ایران از دل همان رقابتها رشد کردند. اما حذف تدریجی ورزش از مدارس و کمرنگ شدن نقش آموزشوپرورش ضربهای جدی به فوتبال پایه کشور وارد کرد.
فوتبال ایران سالها از سرمایه انسانی خود بهره برد،نسلی که با عشق و تعصب برای کشور بازی میکرد و مربیانی که بدون امکانات گسترده، استعدادها را شناسایی و پرورش میدادند. نامهایی چون حشمت مهاجرانی، همایون بهزادی، پرویز دهداری و بسیاری دیگر بخشی از حافظه تاریخی فوتبال ایران هستند، افرادی که نهتنها در زمین مسابقه، بلکه در اخلاق و منش ورزشی هم الگو بودند هستند.
نسل بازیکنانی که خودتان سرمربیاش بودید را بیشتر میپسندید؟
مقایسه نمیکنم. اما شرایط ما سختتر بود. الان که تیم های ملی سراسر دنیا می روند ما در دهه شصت تیم ملی را به تمام نقاط ایران می بردیم. از جنوب تا شمال، از شرق تا غرب. به شهرهای جنگ زده می بردیم، به کرمان و کردستان و تبریز. به تمامی نقاط ایران. بازیکنان تمرین می کردند و با کمترین امکانات روزگار میگذراندند. تیم ملی به شهرها و مناطق جنگی سفر میکرد تا روحیه رزمندگان را تقویت کند. آن روزها فوتبال بخشی از همبستگی اجتماعی و ملی به شمار میرفت. چهار دهه گذشت اما فوتبال در تمام این سال ها همچنان در حسرت صعود از مرحله گروهی جام جهانی باقی مانده است.
الان چه اتفاقی در انتظار تیم ملی است؟ با این شرایط سختی که برای تیم ملی به وجود آمد چقدر میتوان نسبت به صعود از گروه امیدوار بود؟
حسرت فوتبال ایران در دهههای گذشته ادامه پیدا کرد اما اگر اینبار از احتمال صعود سوال میپرسید میگویم نمیدانم چون واقعا تیم ملی شرایط بدی را در مقایسه با سایر تیمهای شرکت کننده در جام جهانی از سر گذراند. نه دیدار تدارکاتی نه حتی شرایط خوب روانی. مدام بحثهای ویزا ندادن و این جور مسائل را پیش کشیدند. خب معلوم است که روان تیم به هم میریزد.
پس با این اوصاف هم نباید انتظار صعود تیم ملی از مرحله گروهی را داشته باشیم، اینطور نیست؟
نه. بازیکنان اگر خودشان را باور داشته باشند صعود می کنیم.
نقش قلعه نویی در این میان چه می شود؟
الان بعضی ها پیدا می شوند و می آیند از قلعه نویی انتقاد می کنند. واقعا چرا؟ قلعه نویی چکار باید بکند؟ تیم ملی دست قلعه نویی نباشد دست چه کسی باشد؟ جانشین او چکار میتواند بکند؟ به نظر من قلعه نویی خیلی دل شیر دارد که قبول کرده تیم ملی را دست بگیرد.
چرا حسرت صعود از مرحله گروهی جام جهانی تا این اندازه طولانی شد؟
فوتبال ایران در عبور از مرحله گروهی جام جهانی سالهاست ناکام مانده است. حتی حضور طولانیمدت مربیان خارجی نیز نتوانست این طلسم را بشکند. اکنون نیز بسیاری معتقدند نباید تمام فشارها بر دوش سرمربی فعلی تیم ملی باشد چرا که مشکلات فوتبال ایران ریشهایتر از آن است که تنها با تغییر یک مربی حل شود. سالها پیش کیروش را آوردند. او هم سال ها زد و بند کرد و گرفت و خورد و برد و در نهایت هیچ کار اساسی و بنیادی برای فوتبال ما انجام نداد. به لطف او هم قرار است با تیم منتخب 36 ساله ها به جام جهانی برود.
چرا فوتبال ایران توانایی ایجاد سرمایه انسانی و نسل جدید نداشت؟
چون برنامه ای نبود و فوتبال ما تباه شد. کسی هم به این فکر نکرد. همین مسئله باعث شده میانگین سنی تیم ملی افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی انتظار معجزه از کادر فنی چندان واقعبینانه نیست. با این حال امید همچنان زنده است. افزایش تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی فرصت تازهای برای فوتبال ایران فراهم کرده تا شاید برای نخستین بار بتواند از مرحله گروهی صعود کند. امیدواریم تیم ملی بتواند عملکردی آبرومندانه ارائه دهد و مردم ایران را خوشحال کند.
فوتبال ایران امروز بیش از هر چیز به برنامهریزی بلندمدت، توجه به فوتبال پایه و بازگشت به ریشههای سازندگی نیاز دارد، مسیری که روزگاری ایران را به یکی از قدرتهای فوتبال آسیا تبدیل کرده بود.
الان حال شما چطور است؟ کسالت چند ماه پیش را پشت سر گذاشتید؟
بله اما دیگر 84 سال دارم. قبلا هم گفتم. با این سن آدم مریض می شود. ناصر حجازی سال ها پیش رفت و پرویز قلیچ خانی چند روز پیش. من هم الان 84 ساله هستم. مشخص نیست 85 سالگی می روم یا 86 سالگی. شاید هم 87 سالگی. اصلا معلوم نیست. روزگار همین است. همیشه باید با روزگار کنار بیایید.
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛