
ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، بفرمایید شهید رئیسی از چه زمانی و در چه سنی وارد فضای مدیریتی و قضایی کرج شدند؟
شهید رئیسی اردیبهشتماه سال ۱۳۵۹ وارد کرج شدند. ایشان متولد سال ۱۳۳۹ بودند و دقیقاً در بیستسالگی با معرفی مرحوم هادی مروی به عنوان دادیار فعالیتشان را آغاز کردند. من هم تقریباً یک ماه بعد از ایشان وارد دادگاه شدم و افتخار همکاری با ایشان را پیدا کردم. ایشان تا سال ۱۳۶۲ در کرج مستقر بودند و البته در اواخر آن دوره، همزمان مسئولیتهایی در همدان را هم پیش میبردند.
با توجه به سن کم ایشان در آن زمان، برخوردشان با پروندههای حساس و متخلفین چگونه بود؟ آیا آن قاطعیت معروفشان از همان زمان مشهود بود؟
بله، ایشان از همان جوانی بسیار قاطع بودند؛ اما نکته ظریف اینجا بود که قاطعیت ایشان با خشونت همراه نبود. با اینکه جایگاه حساسی داشتند، اما برخوردهایشان بسیار منطقی و مستدل بود. اهل منطق بودند و با متانت کار را پیش میبردند.
از حال و هوای کاری آن دوران بگویید. گویا سبک کار جهادی از همان سالها در ایشان نهادینه شده بود؟
دقیقاً همینطور است. ما آن زمان چیزی به نام «ساعت اداری» نداشتیم؛ کار ما ۲۴ ساعته بود. گاهی تا ۱۵ ساعت مداوم کار میکردیم و بعد از آن هم نوبت به حفاظت و نگهبانی از مجموعه میرسید. در واقع تمام زندگی ما در همان محیط کار خلاصه میشد. البته برای تجدید روحیه، گاهی پنجشنبهها برای شرکت در دعای کمیل به دانشگاه تهران میرفتیم یا برای زیارت به قم و مشهد مقدس مشرف میشدیم تا با انرژی مضاعف به خدمت برگردیم.
در مورد نظم اداری و پیگیری پروندهها، نگاه شهید رئیسی چگونه بود؟
در اوایل انقلاب، روال اداری مثل امروز منسجم نبود. اما یکی از کارهای بزرگ ایشان در کرج، نظم بخشیدن به ساختار دادگاه بود. ایشان پروندهها را کلاسه کردند و به وضعیت ثبت و ضبط سروسامان دادند. نسبت به پروندهای که به ایشان محول میشد، نگاه «صفر تا صدی» داشتند؛ یعنی تا رسیدن به نتیجه نهایی و احقاق حق، لحظهای از پیگیری دست نمیکشیدند.
به نظر شما که سالها از نزدیک با ایشان بودید، بارزترین ویژگی شخصیتی ایشان که تا روز شهادت هم در قامت ریاست جمهوری حفظ شد، چه بود؟
اگر بخواهم مهمترین ویژگی ایشان را در یک کلمه خلاصه کنم، آن «ولایتپذیری محض» است. از همان روز اول تا آخرین لحظه، من حتی یک سانتیمتر فاصله بین ایشان و مسیر ولایت ندیدم. ایشان به معنای واقعی کلمه ذوب در نظام و رهبری بودند؛ و سخن پایانی یا خاطرهای که نشاندهنده سبک مدیریتی ایشان باشد...
شهید رئیسی با اینکه بسیار جوان بود، اما مدیریتی منسجم و مشورتپذیر داشت. هیچگاه استبداد رأی نداشت و همیشه از نظرات همکاران و دوستان استفاده میکرد. در عین حال، بر روی «محرمانگی» و حفظ اسرار مردم و پروندهها بسیار حساس بود. یادم هست همیشه تأکید میکردند که حتی برگههای پیشنویس ما هم محرمانه است و باید مراقب باشیم حقی از کسی ضایع نشود. ایشان معتقد بود مدیریت یعنی ترکیب نظم، مشورت و امانتداری.
جناب میرغفاری، از اینکه خاطرات ارزشمندتان از همکار قدیمیتان، شهید آیتالله رئیسی را با ما در میان گذاشتید، بسیار سپاسگزاریم.
من هم از شما ممنونم. امیدوارم رهرو واقعی راه این شهید بزرگوار باشیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم