به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از بامداد هفتم مرداد سال ۱۴۰۳ و با گزارش مرگ مشکوک پسر جوانی در یکی از بیمارستانهای شرق تهران آغاز شد. در نخستین بررسیها مشخص شد این جوان چند روز پیش در جریان حادثهای در شرق تهران بهشدت مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان، با وجود تلاش پزشکان جانش را از دست داده است. با دستور قضایی، تحقیقات پلیسی برای روشن شدن ابعاد ماجرا آغاز شد. بررسیهای اولیه نشان میداد مقتول که شاهین نام داشت، در جریان درگیری با راننده یک خودروی پراید دچار حادثه شده است. در ادامه، دوست شاهین که شب حادثه همراه او بود، جزئیات ماجرا را برای مأموران تشریح کرد. او گفت: «آن شب من و شاهین سوار موتور بودیم و برای سوختگیری به جایگاه بنزینی در حوالی خانه رفتیم. همانجا شاهین ناگهان دختر مورد علاقه اش را دید که داخل یک پراید نشسته بود. خیلی شوکه شد و بلافاصله از موتور پایین آمد و سمت خودرو رفت تا بفهمد راننده چه نسبتی با او دارد.»این شاهد ادامه داد: «بین شاهین و راننده مشاجره لفظی درگرفت. ناگهان راننده حرکت کرد، در حالی که شاهین خودش را به خودرو رسانده و به آن آویزان شده بود. هرچه فریاد زدم بایست، توجهی نکرد. راننده با سرعت حرکت میکرد و شاهین هم مدام میگفت بایست، اما او اهمیتی نمیداد.» به گفته این شاهد، راننده مسیر را با حرکات خطرناک ادامه داد و چند دستانداز را با سرعت رد کرد. او گفت: «ماشین با حرکات مارپیچ در خیابان حرکت میکرد. شاهین ترسیده بود اما راننده همچنان گاز میداد. ناگهان با ترمزی شدید او به گوشهای پرت شد. بعد هم راننده فرارکرد.»پس ازاین حادثه، مردم و نیروهای اورژانس، پسر جوان را به بیمارستان منتقل کردند اما او پس از چهار روز بستری جانباخت.
با جمعبندی اطلاعات بهدستآمده، تحقیقات برای شناسایی و دستگیری راننده فراری آغاز شد. بررسیها نشان میداد راننده جوان پس از حادثه خانهاش را ترک کرده و به مکان نامعلومی گریخته است. کارآگاهان سرانجام پس از مدتی مخفیگاه متهم را شناسایی کردند. او زمانی دستگیر شد که سوار خودروی عمویش بود. مأموران پس از متوقف کردن خودرو، با او صحبت کردند و پسر جوان بدون مقاومت خود را تسلیم کرد. متهم که پیمان نام دارد، در تحقیقات اولیه گفت: «مدتی از آشنایی من با دختر ۱۷سالهی گذشت. من نمیدانستم او قبلا با شاهین هم در ارتباط بوده است. آن شب وقتی به پمپ بنزین رفتیم، شاهین ناگهان سر رسید و با من درگیر شد. ترسیده بودم و فکر میکردم ممکن است دعوا بالا بگیرد. برای همین از آنجا حرکت کردم اما شاهین خودش را به ماشین رساند و به خودرو آویزان شد. قصد کشتن او را نداشتم و فقط میخواستم از محل دور شوم.»
پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در جلسه نخست، اولیایدم مقتول برای متهم درخواست قصاص کردند. متهم در دفاع از خود گفت: «عمدی در کار نبود. من نمیخواستم شاهین کشته شود و فقط از ترس فرار کردم.»
با وجود دفاعیات متهم، قضات دادگاه پس از بررسی محتویات پرونده و اظهارات شاهدان، او را به قصاص محکوم کردند. پس از صدور این حکم، متهم به رأی صادره اعتراض کرد و پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد. قضات دیوان عالی کشور پس از بررسی پرونده، حکم را نقض کرده و خواستار انجام تحقیقات تکمیلی شدند. یکی از مهمترین موارد مورد توجه دیوان، بررسی نحوه رانندگی متهم و نقش رفتار او در وقوع حادثه مرگبار بود. به این ترتیب، پرونده برای کارشناسی به پلیس راهور ارجاع شد. کارشناسان پس از بررسی فیلم دوربینهای مداربسته و صحنه حادثه اعلام کردند راننده با حرکات مارپیچ و افزایش ناگهانی سرعت، در مرگ شاهین نقش داشته است.
پس از تکمیل تحقیقات، پیمان برای دومینبار در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد. در این جلسه نیز خانواده مقتول بار دیگر درخواست قصاص کردند. متهم در دفاعیاتش گفت: «من وشاهین قبلا با هم دوست بودیم و از ارتباط او با آن دختر خبر نداشتم. وقتی به سمت پمپ بنزین رفتم، تصور کردم فردی ازبستگان دختر است ومیخواهد به خاطر ارتباطم با او برایم دردسر درست کند.»در ادامه، رئیس دادگاه از متهم پرسید: «چرا وقتی مقتول روی صندوق عقب خودرو بود، حرکت کردی؟»
متهم پاسخ داد: «فکر میکردم از ماشین جدا شده و پایین آمده است.»
رئیس دادگاه در ادامه گفت: «مقتول جثه سنگینی داشته، چطور متوجه حضور او نشدی؟»
پیمان درپاسخ گفت:«متوجه نشدم شاهین هنوزبه خودرو آویزان است.وقتی راه افتادم،تصورمیکردم ماشین رارها کرده است.»
رئیس دادگاه همچنین بااشاره به تصاویر دوربینهای مداربسته گفت:«براساس تصاویر، وارد لاین کندرو شدی اما سوختگیری نکردی. آیا قصد درگیری داشتی؟»
متهم این موضوع را رد کرد و گفت: «دختر نوجوان از من خواست وارد کندرو شوم تا برادرانش ما را نبینند.»
پس از پایان دفاعیات متهم و وکیل او، قضات دادگاه برای تصمیمگیری وارد شور شدند و در نهایت پیمان را برای دومین بار به قصاص محکوم کردند.