شیعه، امروز یک حزب جهانی است 

در اوج اختناق شاهنشاهی که اصولا سخن گفتن جرم بود و فکر آینده کشور خود و جامعه خود و جهان خود بودن یک کار خطرناک به شمار می‌آمد یعنی در سال ۱۳۵۱ دکتر شریعتی از یک برداشت نو و انقلابی از مفهوم تحزب سخن گفت و تشیع را از نظر جامعه‌شناسی سیاسی به‌عنوان یک حزب در دل جامعه مسلمانان مطرح کرد و گفت‌: «اساسا شیعه یک حزب تمام است‌»
کد خبر: ۱۵۵۲۴۷۹
نویسنده دکتر محمدحسن زورق | استاد دانشگاه
 
وادامه داد‌: «حزبی با تمام خصوصیات و ابعادی که قرآن می‌گوید و با همه ویژگی‌ها و مشخصاتی که در تلقی روشنفکر امروز، سنگر نجات انسان‌هاست. حزبی با همه خصلت‌ها و ابعاد یک حزب ایده‌آل کامل. حزبی است که هم تحقق عینی آن «حزب‌الله‌» است که قرآن از آن سخن می‌گوید و هم پاسخگوی نیاز این نسل مسئول روشنفکر در آگاهی دادن و حرکت بخشیدن به توده‌های جامعه....»(۱) او سپس حزب را چنین توصیف کرد‌: «حزب در قاموس عمومی روشنفکران دنیا به‌طور کلی عبارت از سازمان اجتماعی متشکلی است دارای «جهان‌بینی»، «ایدئولوژی»، «فلسفه تاریخ»، «نظام اجتماعی ایده‌آل»، «رهبری اجتماعی»، «فلسفه سیاسی»، «جهت‌‌گیری سیاسی»، «سنت»، «شعار»، «استراتژی» و «تاکتیک مبارزه» و‌ ... و «آرمان» که می‌خواهد «وضع موجود» را در انسان، جامعه، ملت یا الله تغییر دهد و «وضع مطلوب» را جانشین آن سازد...» (۲) دکتر شریعتی با توجه به شرایط ذهنی جامعه روشنفکری آن روز که شدیدا تحت تأثیر سوسیالیسم و مارکسیسم بود پایگاه طبقاتی و جهت‌‌گیری طبقاتی را نیز جزو ویژگی‌های حزب بر شمرد ولی امروز بسیاری از به اصطلاح روشنفکران ما بیش از همه چیز تحت تأثیر لیبرالیسم و اندیویجوآلیسم هستند تا مارکسیسم و سوسیالیسم چون ضرباهنگ ارکستر اندیشه‌سازی‌های استعماری غرب تغییر کرده و حالا با رینگ و آهنگ دیگری می‌خواهند جهان سومی‌ها را به‌رقص در آورند تا آنها را باز به کنج «رینگ بوکس سیاست و قدرت» ببرند و ناک اوت کنند. بگذریم، در ماده یکم قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری مصوب یکم آذرماه ۱۳۶۱(۳) آمده است‌: «... حزب، جمعیت، سازمان سیاسی و امثال آنها، تشکیلاتی است که دارای مرامنامه و اساسنامه بوده و توسط یک گروه اشخاص حقیقی معتقد به آرمان‌ها و مشی سیاسی معین تاسیس شده و اهداف، برنامه‌ها و رفتار آن به صورتی با اصول اداره کشور و خط مشی کلی نظام جمهوری اسلامی ایران مربوط باشد» دکتر عبدالحمید ابوالحمد در تعریف حزب می‌نویسد‌: «حزب گروه شهروندان با آرمان مشترک و تشکیلات منظم و متکی به پشتیبانی مردم است که برای به دست گرفتن قدرت دولتی یا شرکت در آن مبارزه می‌کند»(۴) امروزه بعضی مفهوم حزب را تا حد یک دارودسته یا گروه قدرت طلب که صرفا در پی به دست آوردن قدرت هستند تنزل می‌دهند البته این یک تعریف کمابیش استعماری از تحزب است و بهترین وسیله‌ای برای ایجاد تفرقه و تضاد داخلی در کشورهای مستقل به‌نفع قدرت خارجی است زیرا وقتی عده‌ای برای کسب قدرت با هم مبارزه می‌کنند پیدا می‌شوند کسانی که در این مبارزه به حامی خارجی چشم امید بدوزند. جای تاسف است که عده‌ای مروج حزب‌گرایی با همین تعریف غیرقابل قبول و باندبازی برای کسب کرسی‌های مجالس تصمیم‌گیری نامزد می‌شوند. امروز احتمالا پول کثیفی که برای جایابی در لیست‌ها ردو بدل می‌شود یک واقعیت تلخ است چه برسد به فردا که جز از طریق لیست نتوان کاندید مشارکت در چرخه‌های تصمیم‌گیری شد!. اگر حزب را چنین تعریف کنیم که عده‌ای صرفا در پی کسب قدرت باشند، قطعا تشیع یک حزب نیست ولی اگر حزب را به این معنی بدانیم که یک گروه هدفمند که هدفشان تغییر وضع موجود و ایجاد وضع مطلوب براساس ارزش‌ها و آرمان‌های معین و مشخص باشد، تشیع قطعا یک حزب است که دارای آرمان مشخص، براساس جهان بینی معین و متکی بر فلسفه تاریخ روشن و دقیق(۵) و دارای یک برنامه معین به‌منظور تاسیس یک نظام سیاسی ایده‌آل در مقیاسات ملی و جهانی و با سیستم رهبری مترقی که در آن هم مردم نقش اساسی دارند و هم بر پایه یک فلسفه سیاسی معقول و مترقی استوار است و می‌خواهد در مرحله اول در سطوح 
دولت - ملت‌ها و نهایتا در سطح جهانی تغییراتی را به‌نفع بشریت و با استقرار عدالت و آزادی در جهان به‌وجود آورد (۶). 

پی‌نوشت‌ها: (۱) مجموعه آثار دکتر علی شریعتی‌‌؛ شیعه، انتشارات حسینیه ارشاد سال ۱۳۵۸ ص ۱۳ (۲) همان ص ۷۸ (۳) عبدالحمید ابوالحمد‌: مبانی سیاست، انتشارت توس ۱۳۵۸ ص۴۰۷ (۴) همان (۵) نگاه کنید به مجموعه دوجلدی فلسفه تاریخ از استاد شهید مطهری (۶) نگاه کنید به امامت و جهان امروز از همین قلم انتشارات سوره مهر
ادامه در شماره آینده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها