اما پاسخ پکن به درخواست ترامپ، پاسخی سرد و منفی بود. چین خود را شریک قابل اعتماد ایران معرفی کرد و ضمن تاکید بر پایان تنشها در منطقه، از ضرورت حفظ جریان آزاد تجارت و کشتیرانی در تنگه هرمز سخن گفت. این موضع در حالی مطرح شد که طرف آمریکایی مدعی بود رهبران چین در موضوعاتی همچون عدم انتقال تجهیزات نظامی به ایران و باز نگهداشتن تنگه هرمز، با واشنگتن همنظر هستند. بااینحال، مواضع رسمی مقامات چینی بلافاصله پس از پایان سفر ترامپ، روایت آمریکاییها را با چالش جدی مواجه کرد.در همین چارچوب، نماینده چین در سازمان ملل متحد از پیشنویس قطعنامه ضدایرانی آمریکا و بحرین درباره تنگه هرمز در شورای امنیت انتقاد کرده و تصریح نمود که هم محتوای این قطعنامه و هم زمانبندی ارائه آن نامناسب است. علاوهبراین، وزارت امور خارجه چین نیز تنها یک روز پس از پایان سفر ترامپ، با انتشار بیانیهای رسمی تاکید کرد که موضع پکن، چه در قبال پرونده هستهای ایران و چه در مسأله امنیت خلیجفارس، هیچ تغییری نکرده است. وزارت خارجه چین در این بیانیه تاکید کرد که پکن همچنان از جلوگیری از گسترش تسلیحات هستهای حمایت میکند، اما همزمان، حق ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و غنیسازی اورانیوم در چارچوب اهداف غیرنظامی را نیز به رسمیت میشناسد؛ موضعی که به گفته مقامات چینی، سالهاست بخشی ثابت از سیاست رسمی پکن بوده و ارتباطی با تفاهمات احتمالی اخیر با واشنگتن ندارد.در پرونده تنگه هرمز نیز چین ضمن تاکید بر ضرورت باز ماندن این گذرگاه راهبردی برای تجارت بینالمللی، با نظامیسازی منطقه و تبدیل خلیجفارس به صحنه یک رویارویی دائمی مخالفت کرد، اما درعینحال بر حقوق ایران بهعنوان یکی از کشورهای ساحلی تنگه هرمز نیز تاکید ویژه داشت.
این مواضع در حالی اتخاذ میشود که پکن عملا وجود هرگونه جایگزین واقعی برای نفت ایران را رد و تصریح میکند حدود ۴۵درصد از واردات انرژی چین از تنگه هرمز عبور میکند؛ مسیری که ایران، علیرغم سالها تحریم و فشار مستمر غرب، همچنان یکی از مهمترین تامینکنندگان انرژی آن به شمار میرود. از نگاه چینیها، تنوعبخشی به منابع انرژی ــ ازجمله افزایش واردات از آمریکا یا برخی کشورهای عربی خلیجفارس ــ بههیچوجه به معنای کنار گذاشتن نفت ایران نیست. اهمیت این موضعگیریها زمانی بیشتر آشکار میشود که همزمان، رسانههای اصلی غربی با پوشش گسترده اظهارات مقامات آمریکایی، تلاش داشتند در چارچوب یک عملیات غرقسازی رسانهای، واشنگتن را در قامت پیروز سیاسی و رسانهای سفر پکن به تصویر بکشند؛ روایتی که در عمل با واقعیت میدانی و نتایج ملموس این سفر فاصله قابل توجهی داشت، چراکه در هیچیک از پروندههای اصلی مرتبط با ایران، گشایش واقعی برای آمریکا حاصل نشد.
چرایی ایستادگی چین در کنار ایران
بااینحال، مواضع اخیر چین درباره قطعنامه آمریکا و بحرین پیرامون تنگه هرمز و همچنین اظهارات مقامهای آمریکایی پس از بازگشت از پکن، ابهامهایی را درباره میزان همراهی چین با واشنگتن ایجاد کرده است؛ بهویژه آنکه مقامهای دولت ترامپ مدعیاند پکن در جریان این سفر، با «باز بودن» تنگه هرمز موافقت کرده است. اما بهنظر میرسد اختلاف اصلی نه بر سر اصل موضوع، بلکه بر سر تعریف واژه «باز بودن» باشد.
براساس برخی اظهارات دیپلماتهای چینی، منظور پکن از باز بودن تنگه هرمز، استمرار جریان تجارت و تداوم عبور نفت، گاز و کالا از این مسیر راهبردی است، نه لزوما حذف کامل هرگونه سازوکار اخذ هزینههای عبور. از نگاه چین، تا زمانی که چرخه تجارت و حملونقل متوقف نشده باشد، حتی وجود سازوکاری منطقهای برای دریافت هزینه عبور نیز به معنای بستهبودن تنگه تلقی نمیشود. در مقابل، آنچه عملا هرمز را به سمت انسداد سوق میدهد، سیاستهای تنشزا، محاصرهمحور و مداخلهجویانه آمریکاست که جریان طبیعی تجارت در منطقه را هدف قرار داده است، نه صرف دریافت عوارض از کشتیها.
در همین چارچوب، گزارشهایی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه پکن با برخی طرحهای در حال بررسی مخالفتی ندارد؛ ازجمله سازوکاری منطقهای تحت عنوان «هزینه مدیریت زیستمحیطی» که براساسآن از کشتیها مبالغی دریافت شود؛ عوارضی که در عمل کارکردی مشابه تعرفه عبور دارد، اما در قالبی متفاوت تعریف میشود. بااینحال، مخالفت چین با قطعنامه آمریکا و بحرین صرفا به مسأله عوارض عبور محدود نمیشود. پکن معتقد است این قطعنامه، اگرچه فعلا ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل تعریف نشده، اما میتواند مقدمهای برای صدور قطعنامههای بعدی و مشروعیتبخشی تدریجی به استفاده از زور علیه ایران باشد. چین و روسیه پیشتر نیز با نمونههای مشابه چنین قطعنامههایی مخالفت کرده بودند، زیرا این روند را بخشی از یک مسیر مرحلهای برای افزایش فشار حقوقی، سیاسی و در نهایت امنیتی علیه تهران میدانند.از نگاه پکن، تجربههای گذشته نشان داده واشنگتن معمولا ابتدا با ایجاد بستر حقوقی و سیاسی از طریق قطعنامههای اولیه، زمینه را برای اقدامات سختتر در مراحل بعدی فراهم میکند. به همین دلیل، چین ترجیح میدهد از همان نقطه آغاز، مانع شکلگیری چنین روندی شود.
علاوهبراین، چین نسبت به پیامدهای ژئوپلیتیکی تضعیف نقش ایران در منطقه نیز نگرانی جدی دارد. پکن بهخوبی آگاه است که اگر آمریکا بتواند همانند الگوی اعمالشده علیه ونزوئلا، کنترل صادرات انرژی ایران را نیز در دست بگیرد، امنیت انرژی چین بهشدت آسیبپذیر خواهد شد. از نگاه چینیها، بسیاری از کشورهای عربی خلیجفارس احتمالا در برابر فشار واشنگتن برای محدودسازی صادرات انرژی به چین مقاومت جدی نخواهند کرد و در چنین شرایطی، ایران تنها بازیگری است که ممکن است در برابر این فشارها ایستادگی کند.
از همین منظر، همراهی چین با هرگونه قطعنامهای که درنهایت بتواند به مجوز استفاده از زور علیه ایران منتهی شود، عملا به معنای افزایش اهرم فشار آمریکا بر امنیت انرژی چین خواهد بود؛ مسألهای که پکن حاضر نیست بهسادگی آن را بپذیرد.
مخالفت روسیه با یکجانبهگرایی آمریکا علیه ایران
علاوه بر چین، نقش موثر و مثبت روسیه در حمایت از ایران و محکومسازی جنگ غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان نیز دارای اهمیت است. کرملین بارها اعلام کرده است که هرچه سریعتر باید جنگ در منطقه غربآسیا پایان یابد و ریشه این بحران را اقدام غیرقانونی واشنگتن و رژیمصهیونیستی علیه ایران دانسته است و این موضعگیری از سوی تمام ارکان سیاسی مسکو از ولادیمیر پوتین، سرگئی لاوروف، ماریا زاخارووا، سرگئی شویگو دبیرشورای امنیت روسیه و نماینده این کشور در سازمان ملل بارها و بارها اعلام شده است. این در حالی است که مسکو و تهران همواره بر هماهنگی سیاسی خود در مجامع بینالمللی تاکید داشتهاند که خروجی آن را میتوان در وتوی قطعنامه بحرین علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل در روزهای میانی جنگ ایران و آمریکا دید. اینبار نیز واسیلی نبنزیا، نماینده روسیه در سازمان ملل با قاطعیت تمام در مقابل ارائه پیشنویس قطعنامه آمریکایی ــ بحرینی ایستاد و این موضعگیری را بدون اشاره به ریشه بحران غربآسیا که از منظر کرملین جنگ غیرقانونی آمریکا و متحدانش علیه ایران است را غیرقابل قبول و نامشروع دانسته است. این موضوع نیز در چند روز گذشته در دیدار وزرای خارجه ایران و روسیه در حاشیه اجلاس بریکس در دهلینو توسط سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه مجدد مورد اشاره قرار گرفت و بر هماهنگی سیاسی تهران ــ مسکو تاکید شد.
ابراهیم قاسمپور در گفتوگو با جام جم آنلاین مطرح کرد ؛