چاپ و رونمایی از این کتاب بهانهای شد تا با نویسنده آن یعنی مریم برزویی گفتوگو کنیم. او از انگیزههای نوشتن و انتشار آن برای ما گفت که مشروح آن را در ادامه از نظر میگذرانید.
خانم برزویی، عنوان کتاب آرایش جنگی چطور انتخاب شد؟
بعد از شهادت سیدحسن نصرالله و اتفاقات اخیر در جبهه مقاومت، موجی از فعالیتهای خودجوش بین زنان ایرانی شکلگرفت. در آن روزها زنان سراسر کشور، فارغ از سن و جایگاه اجتماعی، آرایش جنگی گرفتند. هر زنی، چه در نقش مادر و چه در جایگاه دختر، دنبال راهی بود تا سهمی در این کارزار بزرگ داشته باشد. این آمادهباش همگانی و کنشگری جمعی به اندازهای چشمگیر بود که ما هم عنوان کتاب را از دل همین فضا ایده گرفتیم و انتخاب کردیم.
جرقه اولیه برای نوشتن این کتاب کی و چرا زده شد؟
من خودم شاهد عینی این کنشگری گسترده بودم. یکی از برجستهترین نمونهها، پویش «اهدای طلا» بود که روایتهای خیلی تأثیرگذاری داشت. بعدها کمکم زنان با امکانات و ایدههای مختلف وارد میدان شدند. در این کتاب تلاش کردیم این تنوع را نشان دهیم تا کسی فکر نکند اگر طلا ندارد، نمیتواند مؤثر باشد. ثبت صادقانه این حرکتها هم تجربه ارزشمندی را حفظ میکند و هم باعث همدلی و ترغیب بقیه میشود. همینها انگیزهای شد تا کتاب را بنویسیم.
هدف اصلی شما از گردآوری این کتاب چه بود؟
میخواستم نشان بدهم که زن انقلاب اسلامی، چه در دوران دفاعمقدس، چه در جنگ ۳۳روزه و چه در تحولات فلسطین و لبنان، همیشه در صف اول کنشگری اجتماعی و فرهنگی بوده است. من تلاش کردم الگوی سوم زن مورد نظر مقام معظم رهبری را در عمل نشان دهم؛ زنی که در کنار ایفای نقش همسری و مادری، حضوری پویا و اثرگذار در جامعه نیز دارد. این کتاب تلاش دارد تا به این اشاره کند که زن انقلاب اسلامی نه شرقی و نه غربی است، بلکه براساس اندیشه جهانی انقلاب، خودآگاه و مسئولانه رفتار میکند. مصادیق این باور را در روایتها دیدیم؛ زنانی که حتی در رخدادهای خارج از مرزهای ایران هم بیتفاوت نمیمانند، بلکه خانوادهشان را نیز همراه میکنند و با تمام ظرفیت وارد میدان میشوند. این حضور ریشه در اندیشه بینالمللی و انسانمحور انقلاب اسلامی دارد.
روند جمعآوری محتوای کتاب چطور پیشرفت؟
این کتاب با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی و دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (حسینیه هنر) و ظرفیتهایی که در استانهای مختلف داشتند شکلگرفت. هستههایی برای روایت زنان تشکیل دادیم. هشت استان بهعنوان استانهای هدف انتخاب شدند و محققان بومی، کنشگران شهر خودشان را رصد کردند. در این فرآیند به ۴۰۰ سوژه رسیدیم که از میان آنها، ۴۲روایت گزینش و در کتاب ثبت شد. بقیه مصاحبهها هم میتواند مبنای تولیدات تصویری و مستندهای بعدی باشد.
تنوع جغرافیایی و فرهنگی روایتها چه ویژگیهای جذابی داشت؟
یکی از جذابترین بخشها، تنوع جغرافیایی روایتهاست. بهعنوانمثال، در مناطق جنوبی، به پویش «خرما» پرداختیم؛ در اهواز که نخلستانها زیاد هست، مردم درآمد فروش خرما را به جبهه مقاومت اختصاص میدادند و گاهی آن را مستقیم برای مردم لبنان میفرستادند. در همین مناطق، گروهی از زنان جنوبی که لباسهای بلند محلی میپوشیدند، متوجه شدند که زنان لبنانی به این نوع پوشش علاقه دارند و کمبودش را احساس میکنند. به همین دلیل یک کارگاه خیاطی کوچک راهانداختند و تولیداتشان را برای زنان لبنانی فرستادند. حتی گروهی از زنان عربزبان جنوب که تجربه سالهای دفاعمقدس را داشتند، بهصورت خودجوش راهی لبنان و سوریه شدند تا فعالیتهای فرهنگی انجام دهند؛ آنها به زنان آن مناطق بافتنی آموزش میدادند و تجربیات پشتیبانی جنگ ایران را بازگو میکردند تا هم امکان درآمدزایی فراهم شود و هم زنان از فضای افسردگی پس از جنگ فاصله بگیرند. در استان قم هم بهخاطر حضور مهاجران لبنانی، بانوان ایرانی به یاری آنها شتافتند و در قالب پویشهای مردمی، اقلام ضروری زندگی مثل تشک و پتو را تهیه و اهدا کردند. این روایتها نشان میدهد همبستگی زن ایرانی با جبهه مقاومت، محدود به مرزها نیست و ریشهای فرهنگی، اجتماعی و انسانی دارد.
جذابترین سوژهای که در کتاب ثبت کردید، چه زمانی بود؟
جالبترین روایت برای من، داستان دختری ۹ساله بود که ابتدا کمتر به آن توجه داشتم. این کودک، بعد از شنیدن سخنرانی مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه هرکس با هر امکانی میتواند به یاری جبهه مقاومت بیاید و همچنین دیدن تصاویر کودکان غزه، خیلی تحت تأثیر قرار گرفت. او که از قشر متوسط جامعه است، نقش خودش را از اهدای کاپشن شخصیاش به بچههای غزه شروع کرد و الان دو سالی میشود که با همان شرایط معمولی و بدون امکانات یا حمایت خاصی، مشغول به کار شده و تمام درآمدش را به مقاومت اختصاص میدهد. این روایت بهخوبی نشان میدهد که سن یا امکانات محدود، مانع کنشگری مؤثر نیست. پیشنهاد میکنم مخاطبان جزئیات این داستان را در کتاب بخوانند؛ چون نمونهای الهامبخش از بلوغ فکری و مسئولیتپذیری نسل جدید زنان و دختران ایران محسوب میشود.
این کتاب چه تصویری از زن ایرانی ارائه میدهد؟
یکی از مهمترین پیامهای این اثر، نگاهی فرامرزی به زن انقلاب اسلامی است. همانطور که امامخمینی(ره) فرمودند، جنگ ما جنگ عقیده و ایمان است و مرز نمیشناسد؛ این کتاب تبلور همین نگاه است. زنی که امروز برای مردم غزه و لبنان به میدان آمده، همان زنی است که در بحرانهای داخلی مثل کرونا، سیل و زلزله هم پیشقدم بود. خیلی از این زنان خیریه دارند و به معنای واقعی کلمه دلشان برای همه دردمندان ایرانی و غیرایرانی میتپد. ما در روایتهای کتاب کوشیدیم این وجه از کنشگری زن ایرانی را بازنمایی کنیم؛ زنانی که مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشتند و نوعدوستیشان، خیلی گستردهتر از محدوده وطن است. همچنین این کتاب به نسل جوان نشان میدهد که چه زن خانهدار باشی، چه دانشجو، چه پزشک، چه مهندس و چه معلم، در هر شرایطی و با هر امکاناتی میتوانی آدم کنشگری باشی. تنوع بالای اقشار در روایتها، این پیام را منتقل میکند که همه میتوانند مؤثر باشند.
مخاطبان اصلی این کتاب چه کسانی هستند؟
من در درجه اول از خانمها دعوت میکنم تا خود را در آینه این روایتها ببینند و پیدا کنند. این کتاب حرکتهای خانوادگی را نشان میدهد؛ زنانی که همسر و فرزندانشان را نیز همراه کردند. حتی نوجوانان و پسرانی که در این روایتها با مادرانشان همکاری داشتند، میتوانند مخاطب کتاب باشند. این کتاب بهخاطر دایره وسیع و نگاه جامعی که دارد، به مخاطب زاویه نگاه کاملتری میدهد.
کتابی که قابلیت انتشار بینالمللی دارد
مریم برزویی با بیان اینکه «آرایش جنگی» قابلیت نشر بینالمللی هم دارد، به جامجم گفت: با توجه به اینکه تصویر ایرانیها در ذهن برخی از مردم غزه مخدوش شده، ترجمه این روایتها میتواند تأثیر عمیقی داشته باشد. در یکی از روایتها هم زنان لبنانی وقتی متوجه شدند ایرانیان برای کمک به آنها بازارچه راهانداختند، خیلی شگفتزده و خوشحال شدند. ما در روزگاری زندگی میکنیم که هر لحظه با جنگی تمامعیار مواجهیم؛ جنگی که گاه نظامی و گاه فرهنگی و ترکیبی است. در سالهایی که انقلاب اسلامی اندیشه مقاومت را به دنیا صادر میکند، زنان ما در خط مقدم این نبرد حضور دارند. کتاب آرایش جنگی روایت همین حضور است؛ روایت زنانی که با امکانات موجود، برای مقاومت به میدان آمدند و حماسهای ماندگار آفریدند.