لفاظی توهین آمیز ترامپ محصول شکست در برابر ایران است

آرامش در هرمز‌؛ آشفتگی در واشنگتن

اظهارات دوشنبه‌شب دونالد ترامپ در باغ رز کاخ سفید بیش از هر زمان دیگری بوی استیصال و آشفتگی می‌داد. رئیس‌جمهور آمریکا که پس از دریافت طرح ایران برای پایان جنگ، انتظار نوعی عقب‌نشینی یا نرمش از سوی تهران را داشت، در مجموعه‌ای از مواضع متناقض و عصبی، پاسخ ایران را «مزخرف» توصیف کرد و مدعی شد حتی آن را نخوانده و به سطل زباله انداخته است.
اظهارات دوشنبه‌شب دونالد ترامپ در باغ رز کاخ سفید بیش از هر زمان دیگری بوی استیصال و آشفتگی می‌داد. رئیس‌جمهور آمریکا که پس از دریافت طرح ایران برای پایان جنگ، انتظار نوعی عقب‌نشینی یا نرمش از سوی تهران را داشت، در مجموعه‌ای از مواضع متناقض و عصبی، پاسخ ایران را «مزخرف» توصیف کرد و مدعی شد حتی آن را نخوانده و به سطل زباله انداخته است.
کد خبر: ۱۵۵۲۰۲۲
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی
 
ترامپ در گفت‌وگو با خبرنگاران و همچنین در مصاحبه تلویزیونی خود، بار دیگر ایران را به اقدام نظامی تهدید کرد و در عین حال مدعی شد آتش‌بس در شکننده‌ترین وضعیت ممکن قرار دارد. او همزمان در ادعایی متناقض از تماس برخی مقامات ایرانی با طرف آمریکایی سخن گفت‌؛ ادعایی که بیش از آن‌که نشانه برتری واشنگتن باشد، نشانه تلاش کاخ سفید برای ساختن یک تصویر روانی از تسلط آمریکا بر روند تحولات بود. 
این حجم از پرخاشگری لفظی، تهدیدهای تکراری و ادعاهای ضدونقیض در شرایطی مطرح می‌شود که پاسخ ایران به طرح آمریکا نه‌تنها حاوی عقب‌نشینی نبود، بلکه بر اصول غیرقابل تغییر تهران در پرونده پایان جنگ تأکید داشت‌؛ اصولی که شامل حفظ حاکمیت کامل ایران بر تنگه هرمز، رد هرگونه تحمیل درباره ذخایر اورانیوم، رفع تحریم‌ها، آزادی دارایی‌های بلوکه‌شده، پرداخت غرامت جنگ و همچنین شمول هرگونه توافق بر محور مقاومت و لبنان می‌شود. همین مسأله اکنون واشنگتن را با واقعیتی تلخ روبه‌رو کرده است: آمریکا نه در میدان جنگ به اهداف خود رسید و نه در صحنه دیپلماسی توانسته ایران را وادار به پذیرش شروط خود کند. 
   
جنگ روانی جایگزین دستاورد می‌شود

رفتار ترامپ در روزهای اخیر را نمی‌توان صرفا به تندخویی شخصی یا ادبیات همیشگی او تقلیل داد. آنچه اکنون در مواضع کاخ سفید دیده می‌شود، بازتاب مستقیم شکست راهبردی آمریکا در برابر ایران است. واشنگتن تصور می‌کرد مجموعه‌ای از فشارهای نظامی، تهدیدهای رسانه‌ای، جنگ روانی و تحرکات دریایی می‌تواند تهران را به پذیرش نظم مطلوب آمریکا وادار کند اما اکنون نه‌تنها چنین هدفی محقق نشده، بلکه ایران با اتکا به برتری میدانی و مقاومت سیاسی، قواعد پایان جنگ را نیز خود تعیین می‌کند. 
ترامپ هنوز می‌کوشد تا این شکست را پنهان کند. به همین دلیل در یک جمله از «نخواندن پاسخ ایران» سخن می‌گوید و در جمله‌ای دیگر از شکننده بودن آتش‌بس ابراز نگرانی می‌کند. اگر پاسخ ایران بی‌اهمیت و بی‌ارزش بود، این حجم از عصبانیت و تهدید چه معنایی داشت؟ واقعیت آن است که کاخ سفید اکنون با شکستی روبه‌رو شده که نه می‌تواند بپذیرد و نه قادر است تغییر دهد. 
آمریکا در محاسبات اولیه خود تصور می‌کرد ایران در برابر فشار همزمان اقتصادی، نظامی و روانی دچار فرسایش خواهد شد اما روند تحولات دقیقا در جهت معکوس حرکت کرد. ایران نه‌تنها از خطوط قرمز خود عقب ننشست، بلکه با انتقال تدریجی میدان تقابل از حوزه نظامی به حوزه سیاسی و دیپلماتیک، عملا آمریکا را در موقعیت دفاعی قرار داد. اکنون واشنگتن ناچار است درباره پایان جنگ مذاکره کند، در حالی که تهران از موضع قدرت درباره شروط پایان آن سخن می‌گوید. 
رئیس‌جمهور آمریکا به خوبی می‌داند که تصویر شکست‌ناپذیری واشنگتن آسیب دیده است. او تلاش می‌کند با تهدیدهای پی‌درپی، ادبیات خشن و ادعاهای رسانه‌ای این تصور را ایجاد کند که آمریکا هنوز دست بالا را دارد اما واقعیت میدانی خلاف این را نشان می‌دهد. هربارکه ترامپ ازحمله نظامی سخن می‌گوید،درواقع ناتوانی آمریکادرتغییرمعادله موجودرا فریاد می‌زند. 
   
تهران و تعیین قواعد پایان جنگ

آنچه بیش از همه واشنگتن را نگران کرده، نه صرفا مقاومت ایران، بلکه توانایی تهران در تبدیل مقاومت به «قدرت تعیین‌کنندگی» است. ایران اکنون فقط در حال دفاع از خود نیست‌؛ بلکه در حال تعیین چارچوب پایان جنگ است. 
تهران معتقد است هرگونه پایان واقعی جنگ باید شامل رفع محاصره اقتصادی، لغو تحریم‌ها، آزادی دارایی‌های بلوکه‌شده، پذیرش حقوق هسته‌ای ایران و توقف فشار بر محور مقاومت باشد. این یعنی ایران پایان جنگ را نه از زاویه تاکتیکی، بلکه از منظر بازتعریف موازنه قدرت منطقه‌ای دنبال می‌کند. 
همین مسأله باعث شده آمریکا با بحران پیچیده‌ای روبه‌رو شود. واشنگتن می‌خواست از طریق فشار نظامی، ایران را به پذیرش نظم آمریکایی در منطقه وادار کند اما اکنون خود ناچار به گفت‌وگو درباره خواسته‌های ایران است. به عبارت دیگر، آمریکا نه‌تنها موفق به تحمیل اراده خود نشد، بلکه در حال مواجهه با شرایطی است که تهران شروط جدیدی را برای نظم امنیتی منطقه مطرح می‌کند. 
اصرار ایران بر حفظ کنترل کامل بر تنگه هرمز نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. تهران آشکارا اعلام کرد هرگونه تعرض یا ایجاد مزاحمت برای منافع ایران با پاسخ مستقیم علیه شناورها و مراکز نظامی آمریکایی در منطقه مواجه خواهد شد. پس از این هشدارها، سطح تحرکات تحریک‌آمیز آمریکا در منطقه به شکل محسوسی کاهش یافت و آرامشی معنادار در تنگه هرمز شکل گرفت. 
در واقع ایران موفق شد این پیام را به واشنگتن منتقل کند که دوران تهدید یکجانبه به پایان رسیده است. آمریکا اکنون با کشوری مواجه است که نه از جنگ هراس دارد و نه تحت تأثیر جنگ روانی قرار می‌گیرد. همین مسأله سبب شده تاکتیک‌های سنتی واشنگتن کارایی خود را از دست بدهد. 
نکته مهم دیگر آن است که ایران در تمام مراحل اخیر، با وجود موضع قاطع خود، مسیر دیپلماسی را نیز باز نگه داشته است. تهران چندین بار طرح‌های تعدیل‌شده برای پایان جنگ را مورد بررسی قرار داده و از مسیرهای میانجی‌گرانه به تبادل پیام پرداخته است. 
این همان مسأله‌ای است که آمریکا را دچار بحران کرده؛ چرا که واشنگتن عادت داشت طرف‌های مقابل خود را ابتدا تحت فشار قرار دهد و سپس از موضع برتر وارد مذاکره شود اما اکنون برای نخستین بار در برابر ایرانی قرار گرفته که هم در میدان مقاومت کرده و هم در عرصه سیاسی ابتکار عمل را در اختیار گرفته است. 
   
شکست ژئوپلیتیکی واشنگتن‌؛ از تهران تا پکن

پیامدهای شکست آمریکا در برابر ایران، بسیار فراتر از خلیج‌فارس خواهد بود. این شکست اکنون به یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف ژئوپلیتیکی واشنگتن در آستانه رقابت بزرگ‌تر با چین تبدیل شده است. ترامپ در شرایطی آماده سفر به پکن می‌شود که آمریکا نتوانسته بحران ایران را به سود خود مدیریت کند و همین مسأله موقعیت واشنگتن را در برابر رقیب چینی به شدت تضعیف کرده است.  چین با دقت تحولات اخیر را دنبال می‌کند و به‌خوبی دریافته که آمریکا با وجود قدرت نظامی گسترده، در تحمیل اراده خود به ایران ناکام مانده است. این مسأله برای پکن نشانه‌ای از فرسایش قدرت هژمونیک آمریکاست. چین اکنون مشاهده‌می‌کندکه واشنگتن حتی درمنطقه‌ای که دهه‌ها آن‌راحوزه نفوذسنتی خود می‌دانست،دیگر قادربه اعمال اراده قاطع نیست. 
از سوی دیگر، مقاومت ایران عملا بخشی از توان و تمرکز راهبردی آمریکا را در حساس‌ترین مقطع رقابت با چین فرسوده کرده است. واشنگتن مجبور شد ظرفیت قابل‌توجهی از منابع نظامی، امنیتی و سیاسی خود را در خاورمیانه درگیر کند، در حالی که اولویت اصلی آمریکا مهار چین در شرق آسیاست. همین مسأله اکنون به یک شکست ژئوپلیتیکی برای کاخ سفید تبدیل شده است. 
پکن همچنین به این جمع‌بندی رسیده که ایران برخلاف متحدان سنتی آمریکا در منطقه، توان ایستادگی در برابر فشار حداکثری را دارد. این مسأله جایگاه ایران را در محاسبات راهبردی چین ارتقا داده است. برای چینی‌ها، شراکت با ایرانی که توانسته آمریکا را در خلیج‌فارس متوقف کند، ارزشی بسیار فراتر از همکاری اقتصادی صرف دارد. در چنین شرایطی، ترامپ نه‌تنها در برابر ایران، بلکه در برابر چین نیز در موقعیت ضعف قرار گرفته است. 
به همین دلیل است که عصبانیت و آشفتگی ترامپ را باید فراتر از یک واکنش شخصی تحلیل کرد. آنچه امروز در مواضع کاخ سفید دیده می‌شود، بازتاب یک شکست بزرگ‌تر است‌؛ شکستی که از تنگه هرمز آغاز شد اما آثار آن تا رقابت راهبردی آمریکا و چین امتداد پیدا کرده است. 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها