
به گزارش جام جم آنلاین چین و ژاپن هر دو کشورهایی بودند که هرکدام به نوبه خود ابتدا جنگ و قحطی را تجربه کردهاند. پس از مدتها بود که توسعه را تجربه کردند. البته توسعه هر دو سریع اتفاق افتاد. چین با بازگذاشتن درهای اقتصادی، ژاپن با ورود و مداخله آمریکا، اما ما در اینجا قصد داریم توسعه چین را مورد واکاوی قرار دهیم.
سال ۱۹۷۰ را باید نقطه عطف تاریخ چین به حساب آورد. چرا که در این دهه چین شاهد تغییر سیاستهای خود و همچنین توسعه اقتصادی سریع بود. چرا که پیش از این چین در فقر، انقلاب روستایی، سیاست گنجشک کشتی و... به سر میبرد. سیاستهای مائو و انقلاب روستایی مارکسیستی او باعث شد تا قطحی بزرگی بر این کشور حاکم شود. مائو جهان را روستا محور میدانست و مردم را به سمت انقلاب علیه شهرها و زندگی در روستاها شهر سوق میداد. این در حالی است که او به روستاییان مالکیت شخصی قائل نمیشد. سیاستهای وی و افکار تخیلی مارکسیست انقلاب روستایی، موجبات قحطی و نابودی بیشتر جمعیت چین شد. به طوری که تقریبا میلیونها نفر طی آمار در چین بر اثر گرسنگی از بین رفتند.
با این حال مائو پس از مدت کوتاهی کنارهگیری از قدرت با شعار انقلاب فرهنگی به قدرت بازگشت. حتی در زمان بازگشت خود افراد مخالف ایدئولوژی خود را به اعدام محکوم کرد. حتی دن شیائوپینگ یار غار خود را از قدرت برکنار کرد. پس از این بود که دن شیائوپینگ پس از مرگ مائو به دبیرکلی حزب کمونیست چین رسید اما برخلاف مائو و یاران او عمل کرد. همسر مائو نیز پس از مرگ همسرش به حبس ابد محکوم گردید. شیائوپینگ انتقام خود را از مائو با حبس همسرش گرفت اما انتقام ولی به اینجا ختم شد. وی با ایجاد درهای باز اقتصادی در برخی استانهای چین نظیر شنژن پایههای پیشرفت چین را بنیان نهاد. سیاستهای دن شیائوپینگ حساب شده بود. چرا که وی فقط چند استان را مجاز به برقراری رابطه اقتصادی با دیگر نقاط جهان کرد. چرا که ممکن بود صدای چپ گرایان کمونیست را دربیاورد. حتی در عین ناباوری دن شیائوپینگ دستور سرکوب میدان تیان آن من را در زمان رهبری خود صادر کرد. اینها نشان میدهد که گذر از دوران تاریک و رسیدن به توسعه به راحتی ممکن نیست. با این حال سیاست درهای باز اقتصادی دن شیائوپینگ جواب داد. پس از دو دهه صنعت و اقتصاد چین توسعه پیدا کرد. به طوری که امروزه دیگر این کشور را با واژه توسعه به جای تاب آوری میشناسند.
ایران امروزه مناطق ویژه تجاری و آزاد دارد. این مناطق میتواند به اقتصاد کشور کمک کند. اما موانع اصلی بر سر راه این مناطق قوانین دست وپا گیر هستند. این قوانین جلوی رشد اقتصاد کشور را میگیرند. ایران میتواند با توسعه شهرهای آزادتجاری خود و حذف کامل عوارض گمرکی، اقتصاد را حتی در سطح کشوری بهبود ببخشد. علاوه بر اینها حاکمیت میتواند با اجازه دادن دایر شدن دفاتر شرکتهای خارجی، احداث مراکز گردشگری و رفاهی، خطوط هوایی ویژه حمل و نقل و... اقتصاد کشور را به سوی توسعه سوق دهد. ایران میتواند با الگو برداری از چین از این نقاط شروع کند. چرا که مراکز تجاری و مناطق آزاد هاب اقتصادی ایران هستند. نقاطی مثل چابهار، گناوه و مکران برای تجارت و بازگشایی درهای اقتصادی بر روی جهان مناسب هستند. اما در عین حال نمیتوان آنها را به عنوان پایتخت در نظر گرفت. چرا که این نقاط همواره در تیررس نیروهای دشمن هستند. دشمن نیز با استفاده از این موقعیت میتواند به اقتصاد کشور ضربه بزند. شهرهایی که ما برای بازگذاشتن درهای اقتصادی کشور انتخاب میکنیم. حتما باید پراکنده و دارای موقعیت جغرافیایی مناسبی باشد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟