چرا پس از شکست در هوا و دریا، نبرد زمینی مطرح شد؟ چرا انگلیس مدعی شد به کمک امریکا و فرانسه، تنگه هرمز را آزاد خواهند کرد؟ چرا تلآویو مثل آب خوردن موشکباران میشود؟ چرا سیاستمداران چپ و راست به ترامپ میتوپند؟ چرا کشورهای عربی مجبورند تن به جنگ انتحاری بدهند؟ نکند جنگ جهانی سوم آغاز شد و ما بیخبریم؟ کجای جنگ جهانی دوم دیدهاید که مردم اینگونه در حین جنگ در میدان باشند و این شعر حماسی را بسرایند؟
اگر سربهسر، تن به دشمن دهیم.
از آن به که کشور به دشمن دهیم
آیا این حماسهها در جایی ثبت میشود؟
وقتی جنگ رمضان را از آسمان خاورمیانه زیر ذرهبین قرار میدهم، میفهمم که واقعا جای حماسهسرایی، چون فردوسی خالیست. چنان محو یک جنگ شگفتی آفرین شدیم که حواسمان نیست ترامپ کمکم دارد پای غرب را هم به این جنگ میکشاند. نه، خواب نمیبینیم، واقعیت دارد؛ و شاید این تهدیدهای غرب در کنار استکبار بستر یک جنگ روانی فراگیر و جهانیست، بلکه ایران کوتاه بیاید، ایرانی که قرار نیست از یک سوراخ دوبار گزیده شود.
نبرد زمینی، نبرد زمینی یعنی تبدیل بخشی از خاک ایران به موزۀ تاریخی قبرستان آمریکاییها. نبرد زمینی بهعهدۀ فرماندهانی است که تجربۀ هشت سال دفاع مقدس را در کولهبار دارند. کاش بتوانم بخشی از نبرد شبهای قدر کربلای ۵ را به ژنرالهای آمریکا برسانم، و یا نبردی به طریق قدس، برای فتحی مبین، الی بیتالمقدس. اینجا سوریه و لیبی نیست که از روی اتوبان تا پایتخت برانند. تجربۀ منافقین در عملیات مرصاد را فراموش کردید؟ خیلی باید احمق باشند که باز هم به این چریکهای پیر و ورشکسته و یا ایرانیهای خوشنشین در غرب اعتماد کنند. ما باقری، باکری، خرازی، حاجقاسمها داریم.
تصور کنید، چند لشکر سرباز آمریکایی از غرب، جنوب و یا جنوب شرق وارد کشور شوند و همچون ارتش عراق در مرحلۀ نخست، به بخشی از زمین ایران مسلط شوند. بعد چه خواهد شد؟
هنوز جهادگران، این سنگرسازان بیسنگر، وارد میدان نشدند تا شاهد هیبت خاکریزهای خط مقدم باشید. به فرمانده نیروی زمینی سپاه و ارتش پیشنهاد میکنم فیلمی از اقتدار زمینی ایران برای ترامپ ارسال کنند بلکه حماقت نکرده و سربازان جوان آمریکایی را راهی این قتلگاه نکند؛ تصور تودۀ عظیمی از جسد سربازان آمریکایی که در کیسههای حمل جسد به خانههای خود برمیگردند.
واقعاٌ قرار نیست وجدان قرن ۲۱ بیدار شود؟