بررسیها نشان میدهد دولت فعلی آمریکا به اولین دولت در تاریخ تبدیل شده که از تصاویر دیپفیک (ویدئوی جعلی) و تصاویر زاییده هوش مصنوعی بهعنوان هسته مرکزی استراتژی ارتباطی خود استفاده میکند. نشریه «وایرد» در این خصوص عنوان «اولین رئیسجمهور مولد هوش مصنوعی آمریکا» را به او اختصاص داده اما نگرانی اصلی کارشناسان از مرز طنزهای سیاسی فراتر رفته و به وادی خطرناک افسانهپردازی ریاستجمهوری و تخریب حریفان با تکنولوژیای پا میگذارد که مرز میان واقعیت و توهم را برای همیشه محو میکند.
«پادشاه» در برابر «نه به شاه»
وسواس ترامپ به انتشار این محتواها، بهویژه در لحظات حساس سیاسی اوج میگیرد. مهرماه گذشته وهمزمان با برگزاری تظاهرات «نه به شاه» در اعتراض به رفتارهای اقتدارگرایانه ترامپ، او ویدئویی جنجالی با عنوان «پادشاه ترامپ» منتشر کرد و در آن سرش را بر تن خلبانی در جنگندهای نشاند و بر سر معترضان زباله میریخت. این ویدئو که با موسیقی فیلم «تاپگان» همراه بود تنها نمونه نیست.
براساس تحلیل پایگاه «پولیتیفکت» از زمان آغاز دوره دوم، حساب تروث سوشیال ترامپ حداقل ۳۶پست با استفاده از هوش مصنوعی منتشر کرده است. از این تعداد ۲۱پست به خودستایی و بزرگنمایی جایگاه او اختصاص داشته و ۱۲پست به تخریب رقبای سیاسی پرداختهاند. در یکی از این صحنهها، ترامپ در لباس ابرمرد در کنار شیرها غرش میکند و در صحنهای دیگر، رهبران دموکرات در برابر شمشیر تاجگذاری او زانو زدهاند.
هنر دستکاری حقیقت
اما آنچه این پدیده را از شوخیهای اینترنتی متمایز میکند، هدفمند بودن آن است. مارک آلفانو استاد فلسفه دانشگاه مککوری، اصطلاح جدیدی برای این پدیده ابداع کرده: «اسلوپاگاندا»، تلفیقی از «زباله» و «تبلیغات سوگیرانه».
آلفانو معتقد است این تصاویر لزوما برای فریب بیننده طراحی نشدهاند که باور کند آن اتفاق واقعا حادث شده. او به شبکه خبری «آیمد» گفت: شاید قرار است آرزوها و امکانات جدیدی را در ذهن بیننده قفلگشایی کند. ترامپ در حال راه رفتن با یک پنگوئن در گرینلند. آیا این حقیقت دارد؟ اتفاق نیفتاده اما هدف نشان دادن جاهطلبی است تا گزارش رویداد.
وینسنت برتیه، رئیس دپارتمان فناوری و روزنامهنگاری سازمان «مرزهای بدون سانسور» هشدار میدهد که استفاده یک نهاد قدرتمند مانند کاخ سفید از چنین محتوایی به منزله «مجوز دروغ گفتن به شهروندان» است. او میگوید: این یک حمله مستقیم به حق مردم برای دسترسی به اطلاعات شفاف است.
مرزهای اخلاقی از توهین نژادی تا توهمات پزشکی
نگرانیها زمانی عمیقتر میشود که این محتواها مرزهای نژادپرستی آشکار را درمینوردند. در یکی ازموارد تکاندهنده، حساب کاخ سفید تصویری از نکیما لوی آرمسترانگ فعال حقوق مدنی، در حال دستگیری منتشر کرد. در حالی که تصویر واقعی او آرام و با صلابت بود، نسخه تولیدشده توسط هوش مصنوعی چهرهای گریان، بیآرایش و بهشدت ناراحت از او نشان میداد تا او را بهعنوان یک آشوبگر خطرناک معرفی کند.
در نمونه دیگر، ترامپ ویدئویی منتشر کرد که سرهای باراک اوباما و میشل اوباما را بر تن میمونها نشان میداد که پس از جنجال گسترده حذف شد. دکتر اومکونگو دیبینگا، استاد ارتباطات میان فرهنگی در دانشگاه آمریکا این اقدامات را چهره سیاه دیجیتال مینامد و معتقد است ترامپ آگاهانه از کلیشههای قرن نوزدهمی برای تحریک پایگاه رأی خود استفاده میکند. عجیبتر از همه، ایمان ترامپ به توهمات هوش مصنوعی است. شهریور گذشته، او ویدئویی ساختگی به سبک شبکه خبری فاکسنیوز منتشر کرد که قول میداد «تختهای درمان جادویی» بتوانند همه بیماریها را درمان کنند. این نظریه توطئه که در حلقههای راست افراطی رایج است توسط ترامپ بهعنوان یک طرح ملی معرفی شد.
آسیبپذیری رئیسجمهور در برابر دروغ
تناقض بزرگ اینجاست: مردی که از هوش مصنوعی برای القای آبرومندی خود استفاده میکرد، خود قربانی اصلی همان تکنولوژی میشود. هفته گذشته ترامپ در جمع هواداران اعتراف کرد ویدئوی ساختگی از آتش گرفتن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن که توسط رسانههای ایرانی منتشر شده بود او را فریب داده است.
به گفته مشاوران، ترامپ پس از دیدن تصاویر، مستقیما با ژنرالهای نظامی تماس گرفته و با نگرانی پرسیده «ژنرال قضیه آتشسوزی ناو چیست؟» در حالی که هیچ آسیبی به ناو وارد نشده بود. استفان لواندوفسکی، استاد روانشناسی دانشگاه بریستول در این خصوص میگوید: این فقط یک داستان سادهلوحی رئیسجمهور نیست. این داستانی است درباره اینکه چگونه محتوای احساسی و ساخته دست هوش مصنوعی، استدلال منطقی را در هر کسی مختل میکند. وقتی رئیس یک کشور نگرانی نظامی خود را براساس یک ویدئوی جعلی بنا میکند، ما با یک مشکل جدی روبهرو هستیم.
حقیقت قربانی نهایی
کارشناسان نگرانتر از آن هستند که تمرکز بر مضحک بودن این تصاویر، ما را از خطر بنیادین آن غافل کند. هدف نهایی این جریان «ابرطوفان محتوای مصنوعی» از بین بردن مفهوم حقیقت عینی است. زمانی که یک عکس از رئیسجمهور در قالب مسیح حذف شده اما بلافاصله با یک تصویر دیگر از او در کنار مسیح جایگزین میشود، دیگر نه هوادار و نه مخالف نمیتوانند بهطور قطعی بگویند رهبر جهان چه کرده و چه نکرده. در این وضعیت همانطور که محققان دانشگاه نیویورک اشاره میکنند، ترامپ «دوران تصدی خود را یک مبارزه انتخاباتی بیوقفه میبیند» و هوش مصنوعی را به سلاحی برای «کمپین انتخاباتی از طریق اراذلنمایی» تبدیل کرده اما بهای این بازی را تمام جامعه میپردازد. فرسایش اعتماد، عادیسازی دروغ و در نهایت تنهایی مخاطب در اقیانوسی از توهمات که تشخیص قطره حقیقت از آن محال است.