به گزارش جامجمآنلاین ازباشگاه خبرنگاران جوان؛ در دنیای پرهیاهوی امروز که نبرد روایتها جایگزین نبرد خاکریزها شده، نقش رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی و حفظ انسجام ملی بیش از پیش اهمیت یافته است. در این میان، رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران، صداوسیما، همواره در بزنگاههای تاریخی کشور، به ویژه در دوران جنگ و بحران، نقشی بیبدیل ایفا کرده است.
از روزهای سخت جنگ تحمیلی که رادیو و تلویزیون تنها پنجره مردم به جبههها و پشت جبهه بود، تا امروز که در میان انبوه رسانههای رقیب، میکوشد روایتگر واقعیتها و پیشرفتهای کشور باشد. این تحلیل، با نگاهی ژورنالیستی و تحلیلی به بررسی جایگاه و عملکرد صداوسیما در بزنگاه جنگ، تمهیدات آن برای پوشش سراسری، مرجعیت خبری، برنامهسازی هدفمند و در نهایت، چگونگی گره خوردن این عملکرد با سند تحول و روایت پیشرفت در شرایطی که دشمن زیرساختها را هدف قرار داده، میپردازد.
بخش اول: میراث جنگ تحمیلی و مرجعیت خبری شبکه خبر
صدای رادیو، تصویر تلویزیون؛ دو ابزار قدرتمند که در روزهای آتش و خون جنگ تحمیلی، نه تنها مرهمی بر دلهای نگران مردم بودند، بلکه به عنوان شریان حیاتی اطلاعرسانی، نقش بیبدیلی در حفظ روحیه ملی و آگاهیبخشی ایفا کردند. در آن دوران، با وجود محدودیتهای فراوان، حملات دشمن به زیرساختها و کمبود امکانات، صداوسیما با تمام توان ایستاد.
فرستندههای رادیویی و تلویزیونی در سختترین شرایط به کار خود ادامه دادند و با تمهیداتی نظیر استفاده از ایستگاههای محلی و حتی سیار، تلاش شد تا هیچ خانهای از اخبار جبههها و دستورالعملهای دفاعی بیخبر نماند. این تلاش بیوقفه، صداوسیما را به تنها مرجع خبری موثق و قابل اعتماد مردم تبدیل کرد و "زنده بودن رسانه ملی در جنگ نه یک شعار که واقعیتی ملموس بود.
امروز در دوران جنگهای ترکیبی و عملیات روانی گسترده، این مرجعیت در قالب شبکه خبر تبلور یافته است. شبکه خبر به عنوان بازوی تخصصی صداوسیما در بحرانها، میکوشد با سرعت، دقت و صحت، آخرین تحولات را به اطلاع مخاطبان برساند. از پوشش لحظهای رزمایشها و عملیاتهای نظامی تا تحلیلهای کارشناسی از مسائل منطقهای و بینالمللی، این شبکه تلاش میکند تا در کوران اخبار ضد و نقیض، به قطبنمای اطلاعاتی جامعه تبدیل شود.
برنامههای تحلیلی و گفتوگو محور با دعوت از کارشناسان و فرماندهان نظامی، عمق بیشتری به اخبار میبخشند و به مخاطب کمک میکنند تا از ورای هیاهو به درکی جامع از واقعیتهای جنگی و امنیتی دست یابد. این رویکرد، یادآور همان مرجعیتی است که در دوران جنگ تحمیلی، صداوسیما را به پناهگاه خبری ملت تبدیل کرده بود.
بخش دوم: روایتگری هوشمندانه: از روایت فتح تا روایت پیشرفت
صداوسیما تنها یک خبررسان صرف نبوده و نیست؛ بلکه همواره یک روایتگر بوده است. این روایتگری هوشمندانه، به ویژه در حوزه جنگ و مقاومت، از برجستهترین ابعاد عملکرد رسانه ملی است. سلسله برنامههای روایت که با روایت فتح شهید آوینی آغاز شد و امروز با عناوینی، چون روایت اقتدار، روایت همدلی و روایت خدمت ادامه یافته، تلاشی است برای زنده نگه داشتن حماسه دفاع مقدس و انتقال مفاهیم آن به نسلهای جدید.
این برنامهها فراتر از نمایش صحنههای جنگ، به ابعاد انسانی، فرهنگی و اجتماعی ایثار و مقاومت میپردازند و ارتباطی عمیق میان گذشته پرافتخار و حال پویای کشور برقرار میکنند.
علاوه بر این، رویکرد صداوسیما برای پرداختن به موضوع جنگ، محدود به یک شبکه یا قالب خاص نبوده است. در تمامی شبکهها، شاهد برنامهسازیهای متنوعی در این حوزه هستیم از مستندهای عمیق و پژوهشمحور در شبکههای مستند و افق، تا فیلمهای سینمایی و سریالهای داستانی که ابعاد مختلف جنگ را از منظر خانوادهها، رزمندگان و جامعه به تصویر میکشند.
برنامههایی نظیر من ایرانم (و دیگر برنامههای مشابه که به هویت ملی و پیشرفتهای کشور میپردازند)، با درآمیختن مفاهیم پایداری و خودباوری، تلاش میکنند تا روحیه مقاومت و امید به آبنده را در جامعه تقویت کنند. این تنوع در قالبها و محتواها، نشان از درک صداوسیما از نیاز به جذب مخاطبان مختلف و ارائه روایتی جامع و چندوجهی از جنگ و پیامدهای آن دارد.
بخش سوم: حضور مردم، پوشش برخط و تجلی روایت پیشرفت در بحرانها
حضور پر شور مردم در صحنههای مختلف اجتماعی و ملی، همواره یکی از ارکان قدرت جمهوری اسلامی بوده است. صداوسیما نیز با پوشش گسترده و برخط این حضور، از راهپیماییهای میلیونی تا تجمعات حمایت از آرمانهای انقلاب، تلاش کرده است تا این همبستگی ملی را به تصویر بکشد.
این پوشش لحظهای با استفاده از فناوریهای نوین و تیمهای خبری میدانی، نه تنها به انعکاس صدای مردم کمک میکند، بلکه خود به عاملی برای تقویت مشارکت و شور اجتماعی بدل میشود.
تلویزیون در این بستر به یک تریبون عمومی تبدیل میشود که در آن، صدای اقشار مختلف جامعه شنیده میشود و حس تعلق خاطر به میهن تقویت میگردد. اما شاید مهمترین خط روایتی که در شرایط کنونی برجسته میشود، این گزاره است که "الان که دشمن زیرساختها را زده، خیلی از ظرفیتهای کشور تازه شناخته شده است.
این جمله نه تنها یک واقعیت میدانی، بلکه یک فرصت برای رسانه ملی است تا سند تحول خود را که روایت پیشرفت جزو لاینفک آن است، به بهترین شکل ممکن عملیاتی کند.
در شرایطی که دشمن با تحریم و حملات سایبری، قصد فلج کردن زیرساختها را دارد، بروز و ظهور ظرفیتهای داخلی در حوزههای مختلف، از دفاعی و صنعتی تا فناوری و رسانهای، خود بهترین روایت از پیشرفت است. صداوسیما در این بزنگاه، باید پیشرو در شناساندن این ظرفیتهای پنهان، نمایش توانمندیهای بومی و برجستهسازی خودباوری ملی باشد. این نه تنها یک وظیفه رسانهای، بلکه یک استراتژی ملی برای مقابله با جنگ شناختی دشمن است. رسانه ملی خود باید به عنوان یک زیرساخت زنده و پویا در شرایط بحران، نمونهای از همین ظرفیتهای جدید و راهبردی باشد.
صداوسیما در طول تاریخ انقلاب اسلامی، به ویژه در دوران جنگ و بحران، همواره فراتر از یک ابزار صرف، به عنوان یک نهاد حیاتی و استراتژیک عمل کرده است. از پوشش بیوقفه اخبار جنگ تحمیلی و ایجاد مرجعیت خبری، تا برنامهسازیهای هوشمندانه و روایتگری از حماسه و پیشرفت. در شرایط پیچیده کنونی که نبرد روایتها و جنگهای ترکیبی، میدان اصلی رویارویی است، رسانه ملی با تکیه بر تجربیات گذشته و رویکردهای نوین خود، به ویژه در چارچوب سند تحول و روایت پیشرفت، وظیفهای خطیر بر عهده دارد.
شناسایی و بازتاب ظرفیتهای تازه کشور، نمایش خودباوری ملی و حفظ انسجام اجتماعی، مسئولیتهایی هستند که صداوسیما را در مقام صدای مقاومت و تصویر حقیقت ملت ایران، بیش از پیش برجسته میسازد. آینده، میدان نبردی است که رسانه در آن، نقش تعیینکنندهای خواهد داشت و صداوسیما باید با نوآوری و تعهد، این نقش را به شایستگی ایفا کند.