به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده جنایی از سال ۱۳۹۹ و درپی گزارش مرگ مشکوک پسر جوانی در شهرستان بهارستان در غرب استان تهران در دستور کار پلیس و دستگاه قضایی قرار گرفت. ماجرا از زمانی آغاز شد که مأموران با اعلام مرکز درمانی، در جریان مرگ جوانی ۲۲ ساله به نام مراد قرار گرفتند؛ جوانی که بر اثر اصابت ضربه چاقو به پهلو بهشدت مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان، به دلیل شدت خونریزی و جراحات وارده جان خود را از دست داده بود. بررسیهای اولیه در محل حادثه نشان میداد که درگیری خونینی در خانه این جوان رخ داده و همین موضوع، فرضیه وقوع یک قتل خانوادگی را تقویت کرد.
با آغاز تحقیقات میدانی و بازجویی از اعضای خانواده مقتول، سرنخها خیلی زود به یکی از نزدیکان خانواده رسید. طبق اظهارات آنان، عامل این جنایت کسی جز نصیر، داماد خانواده نبود. همین موضوع باعث شد تا پرونده وارد مرحله تازهای شود و تلاشها برای شناسایی و دستگیری متهم آغاز گردد.
در جریان تحقیقات مقدماتی، خواهر مقتول که همسر متهم نیز هست، در اظهاراتی تکاندهنده جزئیات بیشتری از اختلافات خانوادگی را فاش کرد. او گفت: «من و نصیر نسبت فامیلی داریم و یک سال پیش با هم ازدواج کردیم. دو ماه قبل صاحب فرزند شدیم اما تولد دخترمان باعث تغییر رفتار همسرم شد. او بهشدت علاقهمند به داشتن فرزند پسر بود و وقتی متوجه شد صاحب دختر شدهایم، رفتارش به کلی تغییر کرد. به مرور، رفتارهایش خشن و غیرقابل کنترل شد و من و فرزندم را آزار میداد. حتی احساس میکردم ممکن است به دخترمان آسیب بزند.»
او در ادامه افزود: «برای حفظ جان خودم و فرزندم، به خانه پدرم پناه بردم تا شاید با دخالت خانوادهها، رفتار نصیر اصلاح شود اما شب حادثه، او به خانه پدرم آمد. در آنجا با برادرم مراد درگیر شد و در جریان این درگیری، با ضربه چاقو او را به قتل رساند.» باتوجه به این اظهارات، تلاش پلیس برای دستگیری متهم شدت گرفت، اما نصیر پس از ارتکاب جنایت متواری شده بود. بررسیها نشان میداد او احتمالا از کشور خارج شده و به افغانستان گریخته است. همین موضوع باعث شد روند دستگیری او با پیچیدگیهای بیشتری مواجه شود. درنهایت و با گذشت حدود سه سال از وقوع قتل، به دلیل عدم دسترسی به متهم، پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی غیابی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
با این حال، قضات دادگاه پس از بررسی دقیق پرونده، آن را برای تکمیل تحقیقات و شناسایی دقیق محل اختفای متهم به دادسرا بازگرداندند. آنها با اشاره به برخی سرنخهای موجود در پرونده، خواستار ادامه تلاشها برای دستگیری متهم فراری شدند. این تصمیم موجب شد تا پرونده بار دیگر در دستور کار جدی پلیس قرار گیرد.
سرانجام پس از گذشت چهار سال از این جنایت، ردپای نصیر در تهران شناسایی شد. تیمی از مأموران پلیس با انجام اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی، موفق شدند محل اختفای او را شناسایی و در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر کنند. با انتقال متهم به اداره آگاهی، بازجوییها از او آغاز شد.
نصیر در جریان تحقیقات، اصل درگیری با مراد را پذیرفت اما مدعی شد که قصد قتل نداشته و در دفاع از خود، مرتکب این اقدام شده است. او در توضیح ماجرا گفت: «من با مراد پسرخالهام اختلافی نداشتم. روز حادثه برای بردن همسر و فرزندم به خانه پدرزنم رفتم اما دخالتهای پدرزنم، باعث ایجاد تنش شد. مراد مقابلم ایستاد و درگیری میان ما شکل گرفت. در آن شرایط، برای دفاع از خودم به او ضربه زدم.»
پس از تکمیل تحقیقات، برای متهم به اتهام قتل عمد کیفرخواست صادر شد و پرونده باردیگر برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال گردید. در جلسه دادگاه، اولیای دم مقتول، بهویژه پدر او با حضور در جایگاه، خواستار اجرای حکم قصاص شدند.
پدر مقتول در تشریح جزئیات روز حادثه گفت: «نصیر رفتار مناسبی با دختر و نوهام نداشت و بارها به او تذکر داده بودم. روز حادثه، نوهام را برای تزریق واکسن به درمانگاه برده بودند و حالش خوب نبود. نصیر در اوج عصبانیت، کودک را به زمین کوبیده بود. دخترم وحشتزده با من تماس گرفت و گفت جان بچه در خطر است. وقتی خودم را رساندم، حال نوهام نامساعد بود و او را به درمانگاه بردیم.»
او ادامه داد: «بعد از بازگشت به خانه، از نصیر خواستم به آنجا بیاید تا موضوع را حل کنیم. من در حمام بودم که او به خانه آمد. پسرم مراد قصد داشت به محل تحصیلش برگردد اما نصیر اصرار داشت همسر و فرزندش را همان لحظه با خود ببرد. در این میان، مراد به شوخی حرفی زد اما ناگهان نصیر چاقویی از زیر آستینش بیرون آورد و به پهلوی پسرم ضربه زد. بعد هم از محل فرار کرد.»
در ادامه جلسه،رئیس دادگاه ازمتهم خواست ازخود دفاع کند.نصیر دردفاعیات خود،اتهام قتل عمد رارد کردوگفت: «پدرزنم بدون اجازه من، همسر و فرزندم را به خانهاش برده بود. من فقط برای بازگرداندن آنها رفتم وقصد درگیری نداشتم. حتی چاقویی هم همراهم نبود. مراد راه را بر من بست و خودش چاقو در دست داشت. درجریان درگیری، چاقو از دستش افتاد و من برای دفاع از خودم از آن استفاده کردم.» او افزود: «اگر من این کار را نمیکردم، ممکن بود او به من آسیب بزند. بعد از حادثه هم از ترس فرار کردم. هنوز هم از اتفاقی که افتاده، پشیمانم و از خانواده مقتول درخواست بخشش دارم.»
رئیس دادگاه در ادامه به تناقضگوییهای متهم اشاره کرد و گفت: «در مراحل اولیه تحقیقات، اعلام کرده بودی که چاقو همراه داشتی.» که متهم در پاسخ مدعی شد: «آن اظهارات تحت فشار بازجویی بیان شده و صحت ندارد.»
در ادامه، وکیل مدافع متهم نیز در جایگاه حاضر شد و با اشاره به برخی ابهامات پرونده گفت: «سه نفر از شهود اعلام کردهاند که موکلم با قمه وارد خانه شده، در حالی که گزارش پزشکیقانونی نشان میدهد علت مرگ، اصابت چاقو بوده است. این تناقض، اعتبار شهادت شهود را زیر سؤال میبرد.»
او همچنین افزود: «براساس مستندات، مقتول با تأخیر به بیمارستان منتقل شده و این تأخیر میتواند در تشدید خونریزی و مرگ او مؤثر بوده باشد. بنابراین لازم است بررسی شود که آیا قصور احتمالی در انتقال بهموقع به مرکز درمانی، در وقوع مرگ نقش داشته یا خیر.»
در پایان جلسه، پس از استماع اظهارات متهم، اولیای دم و وکیل مدافع، قضات دادگاه برای اتخاذ تصمیم نهایی وارد شور شدند.