
واقعا چه فضای درامی؛ مرگ، مرگ زود هنگام در جنگی که هیچ ربطی به آنها ندارد؛ چیزی شبیه مردههای متحرک. وقتی بر فراز شمال سرزمین اشغالی، محل اصلی تجمع امکانات نظامی، قرار میگیرم که بیوقفه موشک میبارد، این فضا بیشتر شبیه افسانه است، عجب مردابی.
یک سؤال: در بیستوچهارمین روز جنگ، چند، چندیم؟
وقتی پس از مشاهدۀ انفجار هر موج، برمیگردم به شهر. با شنیدن ترور فرماندهان نازنینی، چون سردار نائینی، که هر شب پیام آور پیروزی ما بود، احساس میکنم ترامپ زخم خورده نیاز به زمان دارد تا با با برنامۀ جدید ادامه دهد. تا کجا؟ تا جایی که به یک پیروزی حتی سطحی برسد و بعد، ..
چه باید کرد؟
۱- سردار موسوی، فرمانده سرفراز هوافضا، حاج مجید نقطهزن، رهبر موشکهای غیرقابل پیشبینی دشمن، افتخارات شما در این روزها مرا به سوم خرداد ۱۳۶۱ برده، جایی که امام فرمود "خرمشهر را خدا آزاد کرد. " آیا این کد رهگیری موشکها به واسطۀ دعای مردم حاضر در میدان از جانب خدا نیست؟ فریاد مقدس شما و یارانت این پیام را در جهان طنین انداخته: "موشکها را خدا هدایت میکند. " ما که میدانیم برادران لانچری هنگام شلیک، چشم بسته، لب به ذکر و دست به دعا شلیک میکنند.
۲- این حملات متوالی و بیوقفه، نیازمند یک مکمل است که باید به صورت اضطراری در فضایی کاملا امنیتی در دستور کار قرار گیرد. اعتنایی هم به تهدیدهای ترامپ، مثل زدن نیروگاها و ... نکنید؛ که نکنید. ترور، ترور غیر قابل جبران فرماندهان. پیام مردم این است؛ "اهمیت حفظ جان دست اندارکار جنگ رمضان، کمتر از حفظ تنگه هرمز نیست. به همان دلیل که تا دیروز لازم بود قاطی مردم شوید، امروز نبایستی آفتابی شوید. خانۀ امن لازم دارید؟ تمام خانههای مردم سرای شماست. همه جا باشید، اما هنگام رهگیری رادار دشمن غیبتان بزند. اگر این ترورها کمرنگ شود، همچنان اهمیت تنگه هرمز، این پاشنه آشیل دشمن، مرکز ثقل جنگ باقی خواهد ماند. "
دیر وقت است. باید آماده شوم. میخواهم همسفر موج ۷۶ شوم. تماشای تحقیر استکبار در حیفا، دیمونا و تل آویو چه لذتی دارد. کاش مردم ایران پس از ۴۷ سال مقاومت، از آسمان اسرائیل شاهد این حقارت صهیونیستها باشند.
عجب هیبتی دارد این جنگ روانی.