من مستند‌ساز متمدن‌ترین کشور جهانم

نام جواد قارایی برای بسیاری از مخاطبان فارسی‌زبان، بی‌واسطه تداعی‌گر «ایرانگرد» است؛ مستندساز و گزارشگری که با نگاهی متفاوت و انسانی، سال‌هاست جغرافیای فرهنگ، آداب و زیبایی‌های پنهان ایران را به تصویر می‌کشد. قارایی این روزها  به‌عنوان چهره‌ای تلویزیونی و صدای جست‌وجوگر نسل جوان مستندسازی ایران، بیش از پیش در مرکز توجه قرار گرفته است.
نام جواد قارایی برای بسیاری از مخاطبان فارسی‌زبان، بی‌واسطه تداعی‌گر «ایرانگرد» است؛ مستندساز و گزارشگری که با نگاهی متفاوت و انسانی، سال‌هاست جغرافیای فرهنگ، آداب و زیبایی‌های پنهان ایران را به تصویر می‌کشد. قارایی این روزها  به‌عنوان چهره‌ای تلویزیونی و صدای جست‌وجوگر نسل جوان مستندسازی ایران، بیش از پیش در مرکز توجه قرار گرفته است.
کد خبر: ۱۵۵۰۲۰۱
نویسنده زهرا عباسی - گروه رسانه
 
آنچه او را از بسیاری همتایانش متمایز می‌کند، نه صرفا سفرهای پرشمار، که درکی عمیق از زیست‌بوم‌های گوناگون و روایتی صادقانه از مردمان این سرزمین است. در نشستی صمیمانه در دفتر روزنامه جام‌جم، قارایی با روایتی تأمل‌برانگیز از مسیر تحول حرفه‌ای خود گفت؛ از نقطه‌شروع مستندسازی‌اش درتلویزیون تا خلق اثری که اکنون به یکی از ماندگارترین مجموعه‌های مستند ایران بدل شده است.
   
یک زبان مشترک انسانی

قارایی با نگاهی به ریشه‌های شکل‌گیری ایرانگرد چنین بیان کرد: حقیقتا ورود من به عرصه مستند تلویزیونی، مدیون همکاری با زنده‌یاد اینانلو بود؛ آنجا بود که فهمیدم مستند چیزی فراتر از تصویر متحرک است. در آن مقطع، با تکیه بر تحصیلات آکادمیکم در سینما، دوره‌های تخصصی فیلمسازی و مهم‌تر از همه، تجربیات زیسته‌ام از سال‌ها ایرانگردی میدانی، ایده‌ «مستند ایرانگردی» را طرح کردم. ایده‌ای که در آن، راوی نه یک ناظر بیرونی، که بخشی از روایت است. خوشبختانه همان فصل اول، ایرانگرد بدون هیچ غوغاسالاری توانست با مخاطب خود ارتباطی صمیمانه و البته ناخودآگاه برقرار کند. از فصل اول تا ششم، هربار تلاش کردیم فرم را پخته‌تر، پژوهش را عمیق‌تر و نگاه را بی‌پیرایه‌تر کنیم. افزایش بی‌سابقه مخاطبان در فصل‌های میانی تا ششم، نه به خاطر جنجال، که نتیجه‌ وفاداری به یک زبان مشترک انسانی بود؛ زبانی که مرز بین مستندساز و سوژه را کمرنگ می‌کند. این مستندساز، مجموعه‌ای به‌نام 
«خوراک ایرانی» را هم در روبیکا تهیه و تولید کرده. او درباره رسیدن به این نقطه از مسیر حرفه‌ای خود گفت: ماجرا از یک تجربه ساده آشپزی شروع شد. برای نخستین‌بار غذایی را در یکی از قسمت‌های ایرانگرد درست کردم و آن قسمت با بازخوردهای بسیار خوب مردم مواجه شد؛ همه از جذابیت آن غذا گفتند و این واکنش‌ها من را به سمت تولید خوراک ایرانی برد. البته این باعث نشده که بخواهم ایرانگرد را هم به سمت سوژه‌های تخصصی مثل زبان، لباس، عروسک، کشاورزی و ... ببرم. در ایرانگرد معتقدیم در هر نقطه‌ای از روایت که هستیم در کنار معرفی منطقه، المان‌ها و زیست‌بوم، خوراک‌های محلی هر منطقه را که مختص همان‌جاست و بسیاری از مردم ایران اصلا نمی‌شناسند نیز معرفی کنیم، چراکه با آوردن مجموعه‌ای از اطلاعات می‌توان طیف متفاوتی از مخاطبان را در جمع خود داشته باشیم.
از یک دوره به بعد، در برنامه ایرانگرد نکاتی مطرح می‌شود که به‌ گفته برخی مخاطبان و منتقدان، بازتاب‌دهنده مواضع سیاسی قارایی است. او با ذکر این نکته که ترجیح می‌دهد این مواضع را «ملی» بنامد نه «سیاسی» ادامه داد: یک مستندساز فقط به واقعیت‌ها و حقایق استناد می‌کند؛ این واقع‌گرایی چنان در من پررنگ است که اهل رمان و فیلم‌های تخیلی نیستم و در شغلم هم همواره متکی بر واقعیت‌های ایران، هویت و تاریخ بوده‌ام.
   
نمی‌توانم نظاره‌گر باشم

قارایی با حسرت و نگرانی عنوان کرد: من نمی‌توانم ببینم که ما ایرانی‌ها ۱۰هزار سال زحمت کشیده‌ایم و حالا غاصبان و قاتلان جهانی کمر به نابودی این مرز و بوم برداشته باشند. دقت کنید که ۱۰هزار سال معادل صد نسل ایرانی است که در این سرزمین رنج برده و تمدن آفریده‌اند، درحالی‌که تمام عرب‌های حاشیه خلیج‌فارس تنها یک نسل هستند که ۷۰ سال از عمرشان می‌گذرد. کل اروپا، به‌جز تمدن یونان و روم باستان نیز شاید تنها ۱۰ یا ۱۵ نسل قدمت داشته باشد. در چنین شرایطی، خود را ناتوان از سکوت در برابر بمباران کشور یا دعوت فردی همچون رضا پهلوی می‌بینم که هرگز در ایران زندگی نکرده، مردم آن را نمی‌شناسد، دلسوزی‌ای برای این کشور ندارد و مردم را به تصرف خیابان‌ها و اماکن دولتی فرامی‌خواند. چگونه می‌توانم سکوت کنم و ببینم تمدن ۱۰هزار ساله من در حال نابودی است؟
یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های سخنان این مستندساز، دفاع آشکار از ساخت بمب‌اتم است. قارایی دراین‌باره گفت: برخی طعنه می‌زنند که مگر تو طبیعت‌دوست و ایرانگرد نیستی؟ اتفاقا چون من عاشق طبیعت، تمدن و تاریخ هستم می‌گویم باید بمب اتم بسازیم. در جنگ‌های اخیر، بخش بزرگی از طبیعت، محیط‌زیست، بناهای تاریخی و هویت ملی ایران آسیب دیده است؛ اگر بازدارندگی وجود داشت، این آسیب‌ها رخ نمی‌داد. بمب اتم برای استفاده نیست، برای بازدارندگی است. او به توهین دونالد ترامپ به مردم ایران اشاره می‌کند و می‌پرسد که در کجای تاریخ، یک رئیس‌جمهور به ملتی با ۱۰هزار سال تمدن چنین اهانتی کرده؛ آن‌هم از کشوری که تنها ۲۵۰سال قدمت دارد و بیشتر آن سال‌ها را هم صرف چپاول و تجاوز شده است. این ایرانگرد، در ادامه صراحتا گفت: روز پنجم جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، تنها کسی بودم که روی آنتن زنده تلویزیون از رهبری وقت خواستم برای حفظ ایران بمب اتم ساخته شود، چراکه این درخواست را از سر عشق به ایران، طبیعت و مردم می‌دانم.
وی منشأ نگرش خود درباره ساخت بمب اتم را مطالعات گسترده و دهه‌ها تجربه زیسته معرفی می‌کند: با مطالعه و ایرانگردی‌ای که انجام دادم،۴۸سال ازعمرم راطوری زندگی کرده‌ام که انگار۴۸۰هزار سال تجربه دارم.تحلیل سیاستمداران بزرگ جهان را دنبال کردم و نمی‌توانم مانند مردم عادی در تاکسی و اتوبوس بیندیشم. هدفم از ساخت ایرانگرد در این ۲۰ سال، نه‌فقط نشان‌دادن زیبایی‌های ظاهری ایران، که معرفی «هویت ملی» به مردم کشورم بوده است. معتقدم شناخت، مقدمه عشق است و عشق، انگیزه جان‌دادن و تلاش کردن است. کسانی که برای ایران شهید شدند، از هر قشری که بودند، به‌دلیل شناخت و عشق آگاهانه به ایران جان خود را تقدیم این خاک کردند.
   
ایران، مادر تمدن جهان

قارایی در برآورد برخی نگاه‌ها به جنگی که در جریان است و تشویق عده‌ای در هنگام آسیب به دستاوردهای ملی با این تفکر که این جمهوری اسلامی است که خسارت دیده، مثال می‌زند: «پل کرج، مردم عادی، دانشجویان، انستیتوپاستور، دانشگاه شریف و خواجه‌نصیر، همه ایران هستند.» او تأکید می‌کند که ایران نخستین و کهن‌ترین کشور تمدن‌ساز جهان است و تمام دانشگاه‌های جهان مدیون ایران هستند. درست همان‌گونه که ما آمریکا را به‌عنوان یک ابرقدرت نظامی می‌پذیریم، دیگران نیز باید ایران را به‌عنوان متمدن‌ترین و دیرینه‌ترین کشور جهان به رسمیت بشناسند و احترام بگذارند. تهیه‌کننده مستند ایرانگرد به ناآگاهی تاریخی برخی افراد اشاره کرد و گفت: بسیاری حتی تاریخ صدساله اخیر کشور خود را نمی‌دانند. برخی شعار «این آخرین نبرده ...» سر می‌دهند، درحالی‌که نمی‌دانند محمدرضا پهلوی توسط همان آمریکا و اروپایی‌هایی که با آنها دوست بود، از درمان در بیمارستان‌های‌شان محروم و کشته شد. اوکسانی را که شعارهای تفرقه‌افکن سر می‌دهند و خواستار بازگشت پهلوی هستند، به بی‌اطلاعی از این حقیقت معرفی می‌کند که «رضا پهلوی دست دوستی به قاتلان پدرش داده است.» قارایی با افتخار این‌گونه بیان کرد: در تاریخ ۴۸ساله صداوسیما، هیچ فیلمسازی به اندازه من منتقد نبوده.۲۰ سال از تریبون ایجادشده در جهت بیان نواقص و مدیریت‌های ضعیف استفاده کردم، اما این انتقاد را همچون رفتار یک پدر نسبت به فرزندش می‌بینم که نه از روی دشمنی، بلکه از روی عشق است. امروز هم که دشمن بیرونی قصد حمله دارد، موضع «تعادل» را برمی‌گزینم و از هر نوع تندرویی که به هر شکلی حمله می‌کند فاصله می‌گیرم. به تعالیم قرآن و طبیعت که بر تعادل استوارند استناد می‌کنم و می‌گویم انسان باید هم خوبی‌ها و هم بدی‌های هر نظامی را ببیند و بگوید؛ وظیفه ما آگاهی‌رسانی به جامعه است. این مستندساز تأکید کرد:پیش از آغاز اعتراضات دی‌ماه، در صفحه اینستاگرام خود با۹۰۰هزاردنبال‌کننده، اعتراض راحق مردم دانستم.او قانون اساسی ایران راحامی‌حق اعتراض مسالمت‌آمیز معرفی می‌کند، وی می‌گوید: پیشنهاد می‌دهم که در هرشهر، مکان مشخصی (مانند استادیوم) برای اعتراض تعیین و تریبون و دوربین گذاشته شود و دولت نیز امنیت معترضان را تأمین کند. اگر چنین سازوکاری وجود داشت، اوضاع به شکل دیگری رقم می‌خورد. اما هشدارم این است که مردم ایران علاوه بر حق اعتراض، باید تاریخ و جغرافیای سیاسی خود را نیز بشناسند. اگر اعتراض از مسیر مسالمت‌آمیز خارج شود، دشمنان - که تنها آمریکا و اسرائیل نیستند، بلکه تجزیه‌طلبان بی‌تاریخ و بی‌تمدن نیز در اطراف ایران کمین کرده‌اند - از آن سوءاستفاده خواهند کرد. باید دقت داشت که دشمنان به قدرت، هژمونی و جایگاه ایران حسادت می‌ورزند و اگر ایرانیان در زمین آنها بازی کنند، کشور خود را نابود خواهند کرد.

فقط یک گزینه معقول وجود دارد
قارایی با قاطعیت اعلام کرد: اسرائیل یک کشور جعلی و غاصب است که با کشتار زنان وکودکان، سرزمینی به وسعت شاید یک استان‌کوچک ایران(مانند همدان)را اشغال کرده‌است.درمقابل، ایران باوسعتی۵۰برابرفلسطین واسرائیل، ۹۰میلیون جمعیت و انبوهی از قدرت و منابع، تنها گزینه معقول برای هژمونی در غرب آسیاست. خواهان محو هیچ گروه و مسلکی نیستم، اما تأکید می‌کنم: «اینجا یا جای ماست یا جای آنها؛ و قطعا، اینجا جای امپراتوری ایران است.» از نیروهای مسلح ایران به خاطر ایستادگی‌شان کار تشکر می‌کنم. امیدوارم جهان بداند در جنوب‌غربی آسیا، ملتی با ۱۰هزار سال تمدن، صلح‌دوست و تمدن‌ساز زندگی می‌کند. او تأکید کرد: مسئولیت معرفی این هویت عظیم بر دوش مسئولان فرهنگی و تبلیغاتی است و مردم عادی را در این کم‌کاری مقصر نمی‌دانم. اگر نخبگان جهانی آگاه از جایگاه واقعی ایران در تاریخ، علم، همنوع‌دوستی و جغرافیا آگاه شوند، شاید گام‌هایی مؤثر برای تصحیح نگاه مغرضانه ابرقدرت‌های مزدور برداشته شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها