تک‌سوارِمیدان و میثاق

در آن روزگار که غبارِ فتنه‌هایِ فرنگی، چهره‌ی خورشید را نشانه رفته بود و دیوِ کبر، از پشتِ اقیانوس‌ها، عربده‌ی زوال می‌کشید، مردی از تبارِ «بیست‌وپنج‌ساله‌هایِ خط‌شکن» برخاست؛ مردی که الفبایِ عشق را نه در مکتب‌خانه‌هایِ عافیت، که در هورالهویزه و در میانِ ترکش‌هایِ «نصر» آموخته بود. او که روزگاری از بلندایِ آسمان، چشمِ بیدارِ وطن بود و در پهنه‌ی زمین، معمارِ آبادانی، این بار در کسوتِ «سردارِ کلام»، سنگرِ صیانت از عزتِ ایران را برگزید.
کد خبر: ۱۵۴۹۹۰۹
نویسنده دکتر سید نظام مولا هویزه

آنگاه که آن فرعونِ زمان، با دستانِ آلوده به خونِ مظلومان، در تالارهایِ شیشه‌ایِ خویش، بذرِ تفرقه می‌پاشید و با توهمِ «ضربه فنی کردنِ حقیقت»، در دنیایِ مجازی طنازی می‌کرد، ناگهان با نهیبی روبه‌رو شد که طنینش نه از جنسِ حرف، که از جنسِ «حماسه» بود. محمدباقر قالیباف، با قلمی که سرشار از جوهرِ غیرت و خون‌بهایِ رفیقانِ شهیدش بود، چنان بر پیکرِ پوشالیِ استکبار تاخت که دنیا به تماشایِ فروپاشیِ ابهتِ دروغینِ ترامپ نشست.

او نشان داد که در منظومه‌ی دفاع از حرمتِ این خاک، «توییت» تنها یک پیام نیست؛ بلکه موشکی است که مختصاتِ قلبِ دشمن را هدف گرفته است. او ثابت کرد که دیپلماسیِ ما، امتدادِ همان «یا زهرا»هایی است که در شب‌هایِ عملیات، کمرِ کفر را می‌شکست. وقتی او با منطقِ انقلاب و صولتِ حیدری، بر تارکِ دنیایِ مجازی نگاشت، گویی هزاران شهید از عمقِ تاریخ به تایید برخاستند تا لرزه بر اندامِ کاخ‌نشینانِ واشینگتن بیفتد.

ای سکاندارِ خانه‌ی ملت! تو که در روزهایِ بیم و امید، بازویِ توانایِ رهبری و پناهِ دل‌هایِ نگرانِ مردمی، نامت با مفهومِ «مدیریتِ جهادی» گره خورده است. تو همان تک‌سواری هستی که هم در میانِ دود و آتشِ جبهه، هم در میانِ هجمه‌هایِ ناجوانمردانه، و هم در کارزارِ سیاست، هرگز پشت به دشمن نکردی. ضربه‌ی فنیِ تو به مدعیانِ قدرت، نه فقط یک پیروزیِ رسانه‌ای، که «فتح‌المبینی» دیگری بود در جبهه‌ی جنگِ اراده‌ها.

امروز ایران به قامتِ استوارِ تو و هم‌سنگرانت می‌بالد. تو نشان دادی که میانِ «میدان» و «دیپلماسی»، هیچ فصلی نیست جز فصلِ «اقتدار». بگذار تا دشمنان در سرابِ تحریم و تهدید غرق شوند؛ چرا که تا خونِ سلیمانی‌ها در رگ‌هایِ فرماندهانی چون تو جاری است و تا تدبیرِ تو سایه‌سارِ مجلسِ ماست، پرچمِ این سرزمین بر بلندایِ قله‌هایِ کرامت، در اهتزاز خواهد ماند.

درود بر تو که واژه را به خدمتِ «وطن» درآوردی و با هر کلامت، غروری دوباره به جانِ ایرانیان بخشیدی. تو صخره‌ای هستی که موج‌هایِ سهمگینِ کینه، در پایِ آن جز کفِ رویِ آب، چیزی بر جای نخواهند گذاشت. پاینده باشی ای مجاهدِ میدان‌هایِ سخت، که شکوهِ ایران، مدیونِ بیداریِ توست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها