تحولات جنگ تحمیلی سوم نشان می‌دهد در صورت پایان یافتن سکوت میدان، ایران گزینه‌های زیادی برای تحمیل درد به دشمن دارد

کارت‌های دست‌نخورده ایران

آتش‌بس میان ایران و آمریکا‌ بیش از آن‌که یک توافق پایدار باشد، به وضعیتی شکننده و پرتنش شباهت دارد؛ وضعیتی که در آن نه نشانه‌ای از اعتماد متقابل دیده می‌شود و نه اراده‌ای از سوی آمریکا برای عبور از بحران. در حالی که واشنگتن تلاش می‌کند با ترکیبی از فشار روانی، محاصره دریایی و جنگ روایت‌ها تهران را به عقب‌نشینی وادار کند، شواهد میدانی و سیاسی حکایت از آن دارد که ایران نه‌تنها از مواضع خود عقب ننشسته بلکه در حال تثبیت دستاوردهای خود به‌عنوان طرف برنده در ‌جنگ تحمیلی سوم‌ است.
آتش‌بس میان ایران و آمریکا‌ بیش از آن‌که یک توافق پایدار باشد، به وضعیتی شکننده و پرتنش شباهت دارد؛ وضعیتی که در آن نه نشانه‌ای از اعتماد متقابل دیده می‌شود و نه اراده‌ای از سوی آمریکا برای عبور از بحران. در حالی که واشنگتن تلاش می‌کند با ترکیبی از فشار روانی، محاصره دریایی و جنگ روایت‌ها تهران را به عقب‌نشینی وادار کند، شواهد میدانی و سیاسی حکایت از آن دارد که ایران نه‌تنها از مواضع خود عقب ننشسته بلکه در حال تثبیت دستاوردهای خود به‌عنوان طرف برنده در ‌جنگ تحمیلی سوم‌ است.
کد خبر: ۱۵۴۹۷۶۴
 
هشدار صریح قرارگاه خاتم: پاسخ ایران آماده است  
در میانه این فضای پرتنش، اطلاعیه اخیر قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا به‌عنوان عالی‌ترین نهاد فرماندهی عملیاتی، حامل پیامی روشن و بدون ابهام به واشنگتن است. در این بیانیه تاکید شده است: چنانچه ارتش متجاوزآمریکابه محاصره، راهزنی و دزدی دریایی در منطقه ادامه دهد، مطمئن باشند که با عکس‌العمل نیروهای مسلح مقتدر ایران مواجه خواهند شد. 
این بیانیه با یادآوری تجربه آمریکا ازجنگ تحمیلی سوم تصریح می‌کندکه نیروهای مسلح ایران نه‌تنهااز اقتدارخود نکاسته‌اند بلکه با آمادگی بیشتر، آماده وارد کردن خسارات شدیدتر در صورت هرگونه تجاوز هستند. تاکید بر «مدیریت و کنترل تنگه راهبردی هرمز» نشان می‌دهد که ایران این گذرگاه حیاتی را نه صرفا یک مسیر انرژی بلکه یک ابزار راهبردی برای اعمال قدرت می‌داند. 

هرمز؛ جایی که معادله قدرت تغییر کرد  
کنترل قاطع ایران بر تنگه هرمز و جلوگیری از عبور شناورهای متخلف عملا به معنای قرار دادن فشار مستقیم بر شریان حیاتی اقتصاد جهانی است. این وضعیت را می‌توان به «چکمه ایران بر گلوی آمریکا» تعبیر کرد؛ جایی که هرگونه اختلال، بلافاصله آثار خود را دربازارهای انرژی و اقتصاد جهانی نشان می‌دهد. با وجود ژست‌های رسانه‌ای واشنگتن مبنی بر بی‌اهمیت جلوه دادن این وضعیت، رفتار عملی آمریکا چیز دیگری را نشان می‌دهد. از تشدید محاصره دریایی گرفته تا تهدیدات مکرر نظامی و حتی فضاسازی برای کشاندن ایران به میز مذاکره با شروط یکجانبه، همگی نشان‌دهنده تلاش مستمر برای رهایی از فشار هرمز است. 
   
جنگ روایت‌ها؛ از شایعه مذاکره تا عملیات روانی 

یکی از محورهای اصلی تحرکات آمریکا در این مقطع، جنگ روایت‌هاست. ادعاهایی درباره درخواست ایران برای مذاکره، اعزام قریب‌الوقوع تیم‌های آمریکایی به اسلام‌آباد و روایت‌سازی از عجله تهران برای گفت‌وگو، بخشی از این عملیات روانی است. در مقابل، سفر وزیر امور خارجه ایران به اسلام‌آباد نه برای مذاکره با آمریکا بلکه برای تبیین مواضع تهران برای طرف‌های منطقه‌ای انجام شد. واقعیت این است که هیچ برنامه‌ای برای مذاکره با واشنگتن وجود ندارد؛ به‌ویژه در شرایطی که آمریکا تلاش دارد موضوعات حساسی مانند برنامه هسته‌ای و توان موشکی را وارد دستور کار کند. 
   
زمان علیه واشنگتن: چرا ترامپ عجله دارد؟  

برخلاف ادعای دونالد ترامپ مبنی بر عجله نداشتن، مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی نشان می‌دهد که زمان به‌شدت علیه آمریکا در حال حرکت است.نزدیک شدن به پایان مهلت قانونی ۶۰روزه برای اقدام نظامی بدون مجوز کنگره، افزایش قیمت انرژی در داخل آمریکا، فشارهای اقتصادی جهانی، نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و حتی رویدادهایی مانند جام جهانی فوتبال، همگی به متغیرهایی تبدیل شده‌اند که کاخ سفید را تحت فشار قرار می‌دهند.در کنار این موارد، افزایش اختلافات داخلی در دولت ترامپ، نارضایتی نظامیان از مدیریت جنگ و باز شدن مجدد پرونده‌های جنجالی مانند ماجرای اپستین، شرایط را برای ادامه بحران پیچیده‌تر کرده است. 
   
بازی هنوز تمام نشده است  

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این مقطع آن است که ایران هنوز از تمامی ظرفیت‌های خود استفاده نکرده. برخلاف تصور برخی تحلیلگران غربی، آنچه تاکنون رخ داده تنها بخشی از توان ایران در حوزه‌های مختلف بوده است. 
یکی ازمهم‌ترین اهرم‌ها در حوزه سیاسی موضوع خروج ازNPT  است. ایران تاکنون با خویشتنداری به تعهدات خود پایبند بوده اما همزمان این پیام را نیز منتقل کرده که ادامه این مسیر، نیازمند دریافت امتیازات متقابل است. در غیر این صورت، بازنگری در این عضویت می‌تواند به‌عنوان یک گزینه جدی مطرح شود. 
در کنار ابزارهای سنتی، برخی ناظران بین‌المللی به گزینه‌های کمتر دیده ‌شده نیز اشاره می‌کنند؛ از جمله احتمال اختلال در کابل‌های فیبر نوری کف خلیج فارس. 
این کابل‌ها، ستون فقرات اقتصاد دیجیتال منطقه را تشکیل می‌دهند؛ اقتصادی که ارزش آن به بیش از ۱.۸تریلیون دلار در سال می‌رسد. بر‌اساس برآوردها قطع یک کابل می‌تواند به کاهش سرعت اینترنت در سطح منطقه منجر شود، قطع سه کابل اختلالات جدی در ارتباطات ایجاد می‌کند، قطع پنج کابل سیستم‌های بانکی، رایانش ابری و تجارت الکترونیک را مختل می‌سازد و قطع هفت کابل می‌تواند جایگاه خلیج فارس به‌عنوان هاب دیجیتال را به‌طور کامل از بین ببرد. 
با توجه به زمان طولانی تعمیر این زیرساخت‌ها که ممکن است هفته‌ها به طول بینجامد این گزینه می‌تواند به یک ابزار فشار جدی تبدیل شود؛ به‌ویژه در شرایطی که دسترسی به منطقه برای کشتی‌های تعمیرکار  نیز محدود باشد. 
علاوه بر اینها بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ایران توانایی مسدود کردن تنگه باب‌المندب را نیز دارد و در صورت استمرار جنگ می‌تواند اقتصاد جهانی را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. 
 
محاصره دریایی؛ فشاری که کارایی خود را از دست داده است 

در حالی که آمریکا در تلاش است با تشدید محاصره دریایی ایران را تحت فشار قرار دهد، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که این ابزار کارایی محدودی دارد. ایران با برخورداری از مرزهای گسترده زمینی و دریایی همچنین شبکه‌های جایگزین تجاری، توانسته اثر این فشارها را به حداقل برساند. 
از سوی دیگر این بار شرایط متفاوت است. ایران خود نیز ابزارهایی برای اعمال فشار متقابل در اختیار دارد. این تغییر، معادله را به‌طور کامل دگرگون کرده است. 

خطوط قرمز پابرجاست: نه مذاکره، نه عقب‌نشینی 
درنهایت آنچه بیش ازهمه در این شرایط برجسته است، ثبات مواضع ایران است.موضوعاتی مانندغنی‌سازی،سطح اورانیوم، توان موشکی و کنترل تنگه هرمز همچنان خارج از دایره مذاکره قراردارند. ایران به‌عنوان طرفی که خود را پیروز میدان می‌داند، نه‌تنها دلیلی برای عقب‌نشینی نمی‌بیند بلکه بر مطالبه حقوق خود شامل غرامت‌ها و خسارت‌ها نیز تاکید دارد. این رویکرد نشان می‌دهد که تهران در حال حرکت به‌سوی تثبیت یک موقعیت جدید در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است. 
   
آتش‌بسی روی لبه بحران 

آتش‌بس فعلی بیش از آن‌که پایان یک بحران باشد، توقفی موقت در مسیر یک تقابل پیچیده است. در یک‌سو آمریکایی قرار دارد که با محدودیت‌های فزاینده مواجه است و در سوی دیگر، ایرانی که با اعتماد به‌نفس بیشتر ابزارهای متنوع‌تری در اختیار دارد.در چنین شرایطی آینده این آتش‌بس نه به بیانیه‌ها بلکه به رفتارها و تصمیمات طرفین بستگی دارد اما یک نکته روشن است: بازی هنوز تمام نشده و ایران هنوز همه کارت‌های خود را رو نکرده است. 
newsQrCode
برچسب ها: جنگ
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها