پروپاگاندای شیطانی

در تازه‌ترین قسمت برنامه «پرگار» شبکه بی‌بی‌سی فارسی، این رسانه انگلیسی برای نخستین‌بار به اعتراف علنی و بی‌سابقه‌ای دست زد و با ارائه پژوهش مستندی رسما اعلام کرد که در جریان آشوب‌های دی‌ماه سال گذشته به همراه شبکه اسرائیل اینترنشنال دست به بزرگ‌نمایی فریبکارانه زده است.
در تازه‌ترین قسمت برنامه «پرگار» شبکه بی‌بی‌سی فارسی، این رسانه انگلیسی برای نخستین‌بار به اعتراف علنی و بی‌سابقه‌ای دست زد و با ارائه پژوهش مستندی رسما اعلام کرد که در جریان آشوب‌های دی‌ماه سال گذشته به همراه شبکه اسرائیل اینترنشنال دست به بزرگ‌نمایی فریبکارانه زده است.
کد خبر: ۱۵۴۹۲۲۵

طبق آمار ارائه‌شده در این برنامه، تنها ۱۷درصد شعارهای خیابانی در حوادث دی‌ماه حامی رضا پهلوی بوده اما بی‌بی‌سی فارسی با صددرصد و  اسرائیل اینترنشنال با ۴۰۰‌درصد اغراق، این جریان شکست‌خورده سلطنت‌طلب را به‌عنوان «موج مردمی» جا زدند تا توهم فروپاشی نظام را القا کنند.این اعتراف، سند زنده‌ای است بر ماهیت پروپاگاندای رسانه‌های معاند که با بودجه‌های کلان بیگانگان، واقعیت را وارونه جلوه می‌دهند و به جای انعکاس صدای ملت ایران، در خدمت پروژه‌های براندازی قرار می‌گیرند.درحالی که این شبکه‌ها با دروغ‌های زنجیره‌ای به دنبال التهاب‌آفرینی بودند، رسانه‌های معتبر انگلیسی‌زبان از‌جمله نیویورک تایمز در تحلیلی صریح اعلام کرده‌اند که خبری از «فروپاشی» نیست‌؛ بلکه ایران به‌سرعت به‌عنوان«چهارمین مرکزقدرت جهانی»درحال ظهوراست وبا تکیه بر موقعیت استراتژیک تنگه هرمز و مقاومت هوشمندانه در برابر توطئه‌های آمریکایی ــ صهیونیستی، معادلات جهانی را به نفع خود تغییر می‌دهد. 
 
خط بطلان بر سلطنت‎طلبی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، ملت ایران با رأی قاطع خود در همه‌پرسی، سلطنت ۲۵۰۰ ساله را برای همیشه به زباله‌دان تاریخ سپرد و جمهوری اسلامی را به‌عنوان نظام مردمی برگزید.امروزه، هیچ جریان اجتماعی یا سیاسی داخل کشور حامل ایده بازگشت پهلوی نیست‌؛ حتی در میان مخالفان دولت، سلطنت‌طلبی به حاشیه مطلق رانده شده و پایگاه مردمی ندارد. این واقعیت را خود برنامه پرگار بی‌بی‌سی فارسی هم ۱۸آوریل (۲۹ فروردین ماه) تأیید کرد که اعتراضات نه معطوف به گفتمان جمهوری اسلامی، بلکه عمدتا حول‎محور موضوعات اقتصادی بوده است. 
در راستای همین روند، رضا پهلوی بدون حمایت بازوهای پروپاگاندای معاند، محلی از توجه را یقینا ندارد. او که بیش از چهار دهه در خارج از کشور زندگی می‌کند، هیچ ارتباط ارگانیک با نسل جوان ایران ندارد و ادعایش مبنی بر «نمایندگی ملت» صرفا توهم رسانه‌ای است. 

درواقع، شبکه‎‌های خبری وابسته به‎‌نهادهای امنیتی 
آمریکایی - صهیونی، این حمایت خیالی را بزرگ‌نمایی کردند تا چهره‌ای حاشیه‌ای رابه‌عنوان«رهبر اعتراضات» جا بزنند. نتیجه آن‌که سلطنت‌طلبی نه جنبش، بلکه یک پروژه رسانه‌ای بیگانه است که بدون این پروپاگاندا، حتی یک هوادار واقعی در خیابان‌های ایران ندارد.اعتراف صریح دست‎اندرکاران بی‌بی‌سی در برنامه پرگار، این حباب را ترکاند و ثابت کرد که سلطنت‌طلبی نه در جامعه ایران بلکه فقط در استودیوهای لندن و واشنگتن وجود دارد. به‎عبارت دیگر، بی‌بی‌سی، اسرائیل اینترنشنال و شبکه‌های مشابه با بودجه‌های کلان خارجی،هر از چندگاه با بزرگ‌نمایی مصنوعی، توهم «موج سلطنت‌طلب» می‌سازند تا پروژه شکست خورده براندازی را زنده نگه دارند. 
 
قدرت جدید نظام بین‌‎الملل
باوجود تمام تلاش‎های سیاه خائنان خارجی برای ایجاد فضایی معطوف به «فروپاشی قریب‎الوقوع نظام اسلامی» نکات حقیقی از دیدگان اصحاب رسانه برجسته آمریکایی دور نماند. در راستای همین روند، پروفسور رابرت پاپ، دانشمند سیاسی دانشگاه شیکاگو، صراحتا اعلام کرد که جهان دیگر سه قطب قدرت (آمریکا، چین و روسیه) ندارد. 
وی تأکید کرد که «قطب چهارم قدرت جهانی به‌سرعت در حال شکل‌گیری است و آن ایران است»‌؛ کشوری که نه با اقتصاد عظیم و نه با ارتش غول‌پیکر، بلکه با اهرم استراتژیک بی‌نظیر خود وارد باشگاه قدرت‌های بزرگ شده است. 
این تحلیل جنجالی، سنت فکری قدیمی را به چالش کشید و نشان داد که کنترل ایران بر تنگه هرمز که ۲۰درصد انرژی جهان از آن عبور می‌کند‌؛ به تهران نفوذی جهانی بخشیده که حتی ابرقدرت‌ها را وادار به عقب‌نشینی کرده است. 
درواقع، جنگ اخیر، به جای تضعیف جمهوری اسلامی، آن را به‌عنوان بازیگری تعیین‌کننده در معادلات جهانی تثبیت کرد. پاپ هشدار داد که ادامه سیاست‌های خصمانه علیه تهران، تنها بر نفوذ جهانی ایران خواهد افزود و جهان را با واقعیت جدیدی روبه‌رو خواهد کرد که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت. 
نیویورک‌تایمز با استناد به پاپ می‌نویسد که ایران برخلاف تصور سنتی، با تکیه بر «جغرافیای تسلیحاتی» و توانایی بستن یا تهدید تنگه هرمز، قدرت خود را فراتر از اندازه اقتصادی و نظامی نشان داده است. 
این اهرم، جهانی را وادار کرده تا ایران را به‌عنوان چهارمین مرکز قدرت به رسمیت بشناسد‌؛ قدرتی که با هزینه کم و با استفاده از پهپاد و موشک، پاسخ‌های نامتقارن مؤثری به حملات می‌دهد. مقاله تأکید دارد که این تحول، نظم جهانی را برای همیشه تغییر داده و نشان می‌دهد قدرت امروز تهران بیشتر از «کنترل گلوگاه‌های حیاتی» ناشی می‌شود تا از تولید ناخالص داخلی (GDP) یا تعداد هواپیماهای جنگنده. 
 
استحکام ابدالمدت
برخلاف توهمات مخالفان مطرود نظام و دستگاه‎های تبلیغاتی آنها، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی حتی نزدیک به بحران حاکمیتی‎ هم نیست. 
درهمین راستا ولی نصر، تحلیلگر برجسته در گزارش مؤسسه بروکینگز تأکید کرده که جمهوری اسلامی برخلاف رژیم‌های شخصیتی، بر ایدئولوژی ریشه‌دار مقاومت و عدالت اجتماعی تکیه دارد که نسل جوان را همچنان به خود جذب می‌کند. وی با بررسی داده‌های میدانی نشان می‌دهد که حمایت مردمی از ارزش‌های انقلابی، حتی در شرایط فشار، مانع هرگونه فروپاشی داخلی شده است. 
مطالعه مؤسسه رند (RAND) نیز تأیید می‌کند که اعتراضات پراکنده هرگز به جنبش فراگیر تبدیل نشده‌اند زیرا مردم نظام را دارای مشروعیت تاریخی می‌دانند. این انسجام عمیق اجتماعی، هر پروژه اسقاط را از درون خنثی کرده و آینده را به‌نفع انقلاب تضمین می‌کند. 
مؤسسه بین‌المللی بحران (ICG) در گزارش ویژه آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرده که ساختار توزیع‌شده سپاه و نیروهای مردمی، هر تهدید را در نطفه خفه می‌کنند و قابلیت بازدارندگی را به سطحی رسانده‌اند که حمله مستقیم را برای دشمنان غیراقتصادی جلوه می‌دهد.
فناوری‌های بومی موشکی و پهپادی ایران، تعادل قدرت را به‌طور کامل به نفع تهران تغییر داده و اسقاط نظامی را به رویایی پرهزینه تبدیل کرده است. این توانمندی‌ها بدون وابستگی به اقتصاد جهانی، نظام را در برابر فشارهای خارجی مقاوم ساخته‌اند همچنین مجله اکونومیست در شماره آوریل ۲۰۲۶ صراحتا اعتراف کرده که تحریم‌های چنددهه‌ای نه‌تنها رژیم را ضعیف نکرده، بلکه آن را به سمت خودکفایی و مقاومت اقتصادی سوق داده در نتیجه، جمهوری اسلامی ایران با این معماری امنیتی هوشمند، هر سناریوی براندازی را ناکام گذاشته است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۲ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها