سرابِ فراوانی در اقلیمِ سبز؛

چرا بحران آب گرگان با مُسکن‌ها درمان نمی‌شود؟

گرگانِ امروز، در پسِ چهره‌ی سرسبز و اقلیمِ به ظاهر مرطوب خود، با یک تناقضِ تلخ و بحرانی خاموش دست‌وپنجه نرم می‌کند: «تنش پایدارِ آبی». تقلیل دادن این بحران صرفاً به کاهش نزولات جوی، یک خطای راهبردی است. ریشه‌ی اصلیِ تشنگیِ امروزِ گرگان، بیش از آنکه در آسمان باشد، روی زمین و در «مدیریت جزیره‌ای»، «هدررفتِ پنهان» و فقدانِ «حکمرانیِ یکپارچه‌ی شهری» نهفته است.
گرگانِ امروز، در پسِ چهره‌ی سرسبز و اقلیمِ به ظاهر مرطوب خود، با یک تناقضِ تلخ و بحرانی خاموش دست‌وپنجه نرم می‌کند: «تنش پایدارِ آبی». تقلیل دادن این بحران صرفاً به کاهش نزولات جوی، یک خطای راهبردی است. ریشه‌ی اصلیِ تشنگیِ امروزِ گرگان، بیش از آنکه در آسمان باشد، روی زمین و در «مدیریت جزیره‌ای»، «هدررفتِ پنهان» و فقدانِ «حکمرانیِ یکپارچه‌ی شهری» نهفته است.
کد خبر: ۱۵۴۸۸۶۲
نویسنده ناصر سنگدوینی

بررسیِ علمی وضعیت موجود نشان می‌دهد که پدافندِ آبیِ شهر دچار شکنندگی جدی است. اتکای مطلقِ آبِ شربِ گرگان به منابع آب زیرزمینی (چاه‌های عمیق) و افتِ شدیدِ سطحِ ایستابیِ این سفره‌ها، زنگ خطری است که سال‌هاست به صدا درآمده، اما پاسخِ مدیریتی به آن، غالباً اقداماتی واکنشی و مقطعی بوده است.

در کالبدشکافیِ ریشه‌ایِ این بحران از منظر مدیریت شهری و حقوق عمومی، سه چالشِ ساختاری به وضوح خودنمایی می‌کند:

۱. فقدانِ شبکه مستقلِ آبِ خام و الگوی فضای سبز:

یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌ها در اقتصاد آبِ شهر، تداخلِ مصارف است. با وجود هشدارهای کارشناسی، هنوز بخش قابل توجهی از فضای سبز شهری با آبِ تصفیه‌شده و باکیفیت آبیاری می‌شود. تا زمانی که اجرای کامل «شبکه مستقل آب خام» به عنوان یک تکلیفِ قطعیِ عمرانی برای مدیریت شهری تعریف نشود و پوشش گیاهی شهر به سمت گونه‌های بومی و کم‌آب‌بر تغییر نکند، هدررفتِ این منبع استراتژیک ادامه خواهد داشت.

۲. غفلت از الزامات حقوقیِ شهرسازی و بازچرخانی آب:

مدیریتِ تقاضا، نیازمندِ اهرم‌های قانونی است. در شهرسازیِ نوین، صدور پروانه ساختمانی و پایان‌کار برای مجتمع‌های بزرگ، منوط به اجرای سیستم‌های بازیافت آبِ خاکستری (Greywater) است. متأسفانه نظاماتِ شهرسازیِ ما در این حوزه منفعل عمل کرده و قوانینِ بالادستیِ مقررات ملی ساختمان، به درستی در سطح محلی بومی‌سازی و به یک الزامِ غیرقابل‌تخطی تبدیل نشده‌اند.

۳. گسستِ نهادی و فرسودگی شبکه‌های توزیع:

بحران آب در گرگان حل نخواهد شد، مگر آنکه موازی‌کاری میان دستگاه‌های متولی (آب و فاضلاب، آب منطقه‌ای و شهرداری) پایان یابد. حجم بالایی از آب شرب، پیش از رسیدن به دست مصرف‌کننده، در شبکه‌های فرسوده هدر می‌رود. در اینجا، شورای شهر به عنوان پارلمان محلی، تنها نهادی است که می‌تواند از جایگاهِ حقوقیِ خود برای ایجادِ همگرایی و «مطالبه‌گریِ قانونی» از دستگاه‌های خدمات‌رسان جهت نوسازی زیرساخت‌ها استفاده کند.

نتیجه‌گیری:

عبور از این شرایط، نیازمندِ تغییرِ پارادایم از «مدیریتِ تأمینِ کوتاه‌مدت» به «حکمرانیِ پایدارِ آب» است. زمان آن فرا رسیده که با نگاهی واقع‌بینانه، مبتنی بر دانشِ شهرسازی و اقتصادِ شهری، با این بحران مواجه شویم. درمانِ دردهای زیرساختیِ گرگان، در گروِ تصمیماتِ کارشناسی، اجرای بدون تنازلِ قوانین و نظارتِ دقیقِ حقوقی بر پروژه‌های شهری است؛ تصمیماتی که شاید اثرِ نمایشی و فوری نداشته باشند، اما حیات و توسعه‌ی پایدارِ شهر را تضمین می‌کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها