اقتصادِ پنهانِ تخلف در گرگان؛ وقتی «قانون‌فروشی» جایگزینِ درآمدهای پایدار می‌شود

قدم زدن در بسیاری از محلات نوساز، محورهای پرتراکم (نظیر محدوده‌های منتهی به شالیکوبی) و حتی حریم بافت تاریخی ارزشمند گرگان، تصویری مشترک و آزاردهنده را به نمایش می‌گذارد: ساختمان‌هایی که فراتر از ظرفیت معبر قد کشیده‌اند، کوچه‌های مسدود از خودروهای پارک‌شده و ترافیکی که به مویرگ‌های شهر نیز کشیده شده است.
قدم زدن در بسیاری از محلات نوساز، محورهای پرتراکم (نظیر محدوده‌های منتهی به شالیکوبی) و حتی حریم بافت تاریخی ارزشمند گرگان، تصویری مشترک و آزاردهنده را به نمایش می‌گذارد: ساختمان‌هایی که فراتر از ظرفیت معبر قد کشیده‌اند، کوچه‌های مسدود از خودروهای پارک‌شده و ترافیکی که به مویرگ‌های شهر نیز کشیده شده است.
کد خبر: ۱۵۴۹۲۱۷
نویسنده دکتر ناصر سنگدوینی

بسیاری از شهروندان این وضعیت را صرفاً ناشی از افزایش خودروها می‌دانند، اما کالبدشکافیِ دقیق‌ترِ این عارضه، ما را به یک «بیماری پنهانِ اقتصادی» در سیستم مدیریت شهری می‌رساند: اعتیاد به تأمین بودجه از مسیرِ «فروشِ قانون».

در حقوق شهری، کمیسیون‌های ماده ۱۰۰ و جرایم ساختمانی (به‌ویژه در حوزه کسر پارکینگ و مازاد تراکم) رسالتی «بازدارنده» دارند. اما واقعیتِ تلخِ امروز این است که با کاهش منابع پایدار، این ابزارِ بازدارنده تغییر ماهیت داده و به یکی از شریان‌های اصلیِ «تأمین بودجه جاری» تبدیل شده است.

این انحرافِ ساختاری، ریشه در یک نامعادله‌ی ساده اما مخربِ اقتصادی دارد: تا زمانی که در محاسباتِ سوداگرانِ مسکن، هزینه جریمه تخلف ($F$) از هزینه احداث پارکینگ یا رعایت استانداردهای شهرسازی ($C$) بسیار کمتر باشد (یعنی $F < C$)، منطقِ بازار ایجاب می‌کند که تخلف صورت گیرد و جریمه پرداخت شود. در این سو، مدیریت شهری نیز که برای تأمین هزینه‌های اداره شهر تحت فشار است، نه‌تنها مانع این روند نمی‌شود، بلکه با تقلیل دادنِ «تخلفِ کالبدی» به «عوارض ریالی»، عملاً در یک توافق نانوشته شریک می‌شود.

اما تاوانِ این «تراکم‌فروشی کور» را چه کسی می‌پردازد؟

پولی که امروز تحت عنوان جریمه به صندوق واریز می‌شود، شاید در کوتاه‌مدت ترازِ مالیِ یک سال را مثبت کند، اما در بلندمدت، «حق بر شهرِ» شهروندان را نقض می‌کند. افتِ شدیدِ زیست‌پذیری، گره‌های کورِ ترافیکی، نزاع‌های روزمره بر سر جای پارک، فشار مضاعف بر شبکه آب و فاضلاب و مخدوش شدن هویت تاریخی استرآباد، صورت‌حساب‌های معوقه‌ای هستند که این اقتصادِ بیمار روی دست نسل آینده می‌گذارد.

ادامه‌ی این روند، به معنای «پیش‌خور کردنِ» آینده‌ی گرگان است. شهری که اقتصادش بر پایه‌ی جریمه‌ی تخلفات استوار باشد، هرگز روی توسعه‌ی پایدار را نخواهد دید.

خروج از این بن‌بست، نیازمند یک جراحی شجاعانه در ساختار بودجه‌ریزی است. پارلمان شهری به عنوان نهاد ناظر و سیاست‌گذار، باید این چرخه‌ی باطل را با دو اهرم متوقف کند: نخست، اصلاحِ ضوابط به گونه‌ای که هزینه‌ی تخلف ($F$) به‌شدت از سودِ حاصل از آن فراتر رود تا توجیه اقتصادی تخلف از بین برود. دوم، تغییر ریلِ بودجه به سمت «درآمدهای پایدار» (نظیر سرمایه‌گذاری در اقتصاد دیجیتال، استحصال ثروت از گردشگری ضابطه‌مند و مشارکت‌های شفاف عمومی-خصوصی). شهر، بنگاهِ اقتصادیِ کوتاه‌مدت نیست و قانونِ شهرسازی نباید قابل خرید و فروش باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها