چگونه اطلاعات نخبگان و موقعیت دقیق مراکز علمی استراتژیک در اختیار رژیم اسرائیل قرار گرفته است؟

آن‌چه امروز در نظام آموزش عالی کشور می‌گذرد، دیگر یک بحران عادی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از بی‌عملی‌ها، تناقض‌های آشکار و سکوت‌های مرگبار است که هر روز عمیق‌تر از قبل، پیکر علم و فناوری ایران را نشانه می‌رود. سؤال اصلی اینجاست: چگونه اطلاعات نخبگان و موقعیت دقیق مراکز علمی استراتژیک در اختیار رژیم اسرائیل قرار گرفته است؟
کد خبر: ۱۵۴۷۷۸۶
نویسنده علی کرامت / تحلیل گر مسائل سیاسی

تا امروز، بیش از ۳۰ دانشگاه ایران هدف حملات مستقیم قرار گرفته‌اند. بنابر اعلام رسمی وزیر علوم، در مجموع ۱۵ استاد و بیش از ۶۰ دانشجو در این حملات به شهادت رسیده‌اند و ساختمان‌های متعددی ویران شده است. از پژوهشکده لیزر و پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی گرفته تا دانشگاه علم و صنعت، که ویدیوهای منتشرشده تخریب گسترده و آتش‌سوزی را در آن نشان می‌دهد. این حملات، قتل عامی هدفمند از سرمایه‌های انسانی و زیرساخت‌های دانش بنیان کشور است. در کنار این جنایات بمباران شرکت های دانش بنیان و ترورهای هدفمند (به شهادت رساندن نخبه ایرانی به همراه خانواده در منزلش) را هم باید افزود.

در چنین شرایطی، نه تنها شاهد برخورد جدی با عوامل نفوذ نیستیم، بلکه برخی رفتارهای مسئولین جای پرسش‌های اساسی باز کرده است. در روزهایی که دشمن مراکز علمی ما را بی‌امان هدف قرار می‌دهد، رئیس دانشگاه تهران در نامه‌ای رسمی به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه برتر کشور، از نیروهای مسلح خواست «از حمله به دانشگاه‌های منطقه خودداری کنند تا حرمت علم فرو نهاده نشود». این درخواست که در رسانه‌ها به «نامه عجیب» و «شلیک به خودی» تعبیر شده است، نه تنها خارج از وظایف تعریف شده یک مسئول دانشگاهی است، بلکه در عمل سیگنالی از انفعال و عقب‌نشینی به دشمن می‌فرستد.

با این حال، وزیر علوم در برابر چنین اقدامی سکوت کرده است. وظیفه روابط عمومی وزارتخانه است که با انتشار اطلاعات دقیق و روشن، افکار عمومی را از واقعیت‌ها مطلع و شبهات را برطرف کند. وزارت علوم به عنوان متولی عالی علم و فناوری، وظیفه ذاتی دارد که در قبال اماکن و امنیت زیرساخت‌های علمی پاسخگو باشد. مردم باید بدانند چه افرادی در این «انحراف و کج‌فهمی در نظام آموزش عالی» نقش داشته‌اند و چرا تاکنون با متخلفین و عناصر نامطلوب برخورد نشده است.

اگر اتهام دخالت یا نفوذ عوامل بیگانه در مراکز علمی صحت ندارد، پس علت تداوم حملات دقیق و هدفمند چیست؟ و اگر صحت دارد، سکوت و بی‌عملی در برابر آن، خود به مثابه مشارکت در نابودی و کوچ اجباری نخبگان است. آیا وزارت علوم به جای بیانیه‌های تشریفاتی محکومیت، نباید سازوکاری شفاف برای پالایش محیط‌های علمی از هرگونه نفوذ جاسوسی ایجاد کند و پاسخگوی جامعه دانشگاهی و ملت ایران باشد؟

به ماند مطالب متعدد از بد عهدی و مانع تراشی در مسیر شکوفایی جوان مومن انقلابی در شرکت های نوپا و شبهات متعدد در حوزه های مالی و انتفاع از امضاهای طلایی آن وزارتخانه که به زودی درباره شیوه های نفوذ و اخلال در این مرکز حساس علمی جمهوری اسلامی خواهیم پرداخت.

در نظامی که مدعی آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات است، سکوت در برابر این پرسش‌ها خود سندی بر تداوم انحراف است. ما اصحاب رسانه‌ها موظفیم با مطالبه پاسخ از نهادهای حاکمیتی، مانع از این چرخه شکست محتوم شویم. زمان آن رسیده که وزیر محترم علوم و معاونین ایشان با حضور در مقابل دوربین ها و نشست های خبری شفاف، هم از اقدامات قاطعانه خود برای برخورد با هرگونه نفوذ در نظام علم و فناوری بگویند و هم مشخص کنند چرا در برابر رفتارهای ضد دفاعی برخی مسئولان دانشگاهی سکوت کرده‌اند. ملت و جامعه دانشگاهی منتظر پاسخ‌هایی قانع‌کننده هستند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها