همیشه پای یک زن در میان است

آمارها نشان میدهد اساسا آثاری که بر محور شخصیت زنها ساخته شدهاند، در تلویزیون ما با اقبال روبهرو میشوند ، خصوصا اگر سازندگان سلیقه ایرانی جماعت را درست تشخیص داده باشند
کد خبر: ۱۵۴۷۲۰
و اثری که برای تلویزیون پدید میآورند، پتانسیل بازی با احساسات مردم را داشته باشد و بتواند آنها را در خشم و امید و ترس و هیجان فرو ببرد و در نهایت هم قهرمان اصلی از همه ماجراها جان سالم به در ببرد و خیال مخاطب را راحت کند. کم نیستند آثاری که براین اساس شکل گرفتهاند و توانستهاند موجی راه بیندازند که حداقل در زمان نمایش میشد گرمای حضور آن را تجربه کرد. برای چنین آثاری میتوان مثالهای متعددی ردیف کرد. در سالهای نهچندان دور که هنوز شبکهها اینقدر زیاد نبودند، تلویزیون سریال پرمخاطب «سالهای دور از خانه» را پخش کرد که اساسا برمحور زندگی یک زن ژاپنی شکل گرفته بود. این سریال یکسره به مشقات زندگی قهرمان قصهاش یعنی «اوشین» میپرداخت و میکوشید او را در موقعیتهای مختلف، محور اصلی اتفاقات به وجود آمده نشان دهد، تمهیدی که البته جواب داد و سالها بعد در یک اثر کرهای نمودی دیگر یافت.
سریال «جواهری در قصر» خیلی خوب از همان پارامترها دوباره مدد جست. راوی یک قصه زنانه شد که تنها بر مظلومیت و پشتکار و هوش قهرمان اصلی داستانش یعنی یانگوم بنا شد و البته به هنگام پخش تلویزیونی نه تنها در ایران که در جهان نیز با موفقیتهای چشمگیری همراه بود. این پارامترها یعنی زنانه کردن داستان با همه مصالحش که مهمترین وجهش مظلوم واقع شدن قهرمان قصه در موقعیتهای گوناگون بود، یکی از قواعد امتحان شده در جذب مخاطب انبوه است. ما البته نمونه ایرانی هم داریم. سریال نرگس سیروسمقدم کمابیش از همین قاعده پیروی کرد و توفیق خوبی هم یافت. با وجود این معلوم نیست چر این قاعده جواب داده آنقدرها مورد توجه قرار نگرفته و اغلب کارگردانها تلاش میکنند به وجوهی بپردازند که برای مخاطب امروز آنچنان که باید جذاب نیست. اما هستند آثاری که بر علایق مخاطب تکیه میکنند و حوادث و ماجراها را به گونهای پیش میبرند که مخاطب به آن روی خوش نشان میدهد. یکی از سریالهایی که این روزها از شبکه 3 سیما پخش میشود، چنین حال و هوایی دارد. بیداری عنوان این سریال است و بهرام عظیمپور هم آن را کارگردانی کرده است. بیداری داستانی کمابیش آشنا دارد. پسر پولداری عاشق دختر فقیری میشود که به لحاظ اجتماعی هیچ مناسبتی با هم ندارند. با وجود مخالفتها ازدواج صورت میگیرد و دختر به دنیایی وارد میشود که پیشتر آن را تجربه نکرده است. دنیایی که هویت او را به چالش میکشد و علتی میشود تا ماجراهای داستان ادامه پیدا کند.
اتمسفر سریال بیداری زنانه است چیزی که باعث میشود مخاطب ایرانی که بخش اعظمش زنان هستند، روی آن حساس باشند. تا اینجای کار میشود گفت بیداری حداقل در داستان این برگ برنده را دارد که داستانش چیزی است که مخاطب آن را دوست دارد.
در بحث شخصیتپردازی هم بیداری نشان داده که قصد ندارد اغراق کند و به مخاطب چیزی را نشان بدهد که واقعیت ندارد یا دستکم آنقدرها واقعیت ندارد. علاوه بر این به نظر میرسد داستان آنقدر مصالح دارد که در هر قسمت چیزی را به داشتههای مخاطب اضافه و او را درگیر ماجراهای داستانی کند که در ادامه بسط نیز خواهد یافت. نوع رودرویی دو خانواده و مقتضیاتی که دو خانواده با آن درگیر هستند، به اضافه ماجراهایی که عروس تازه وارد خانواده را در برگرفته، همه میتواند به شکیل شدن قصه و البته جذابتر شدن آن کمک کند. عظیم پور تا اینجا نشان داده که توانسته کار کماشتباهی را جلوی دوربین ببرد. و بازی پرویز پورحسینی و الهام پاوهنژاد نیز به اندازه کافی باورپذیر بوده که بخواهیم آن را دنبال کنیم. بیداری اگر بتواند براساس همان قواعدی که آمد حرکت کند و بر محوری بودن زن قهرمان قصهاش تکیه کند، شاید بتواند از آثار پرمخاطب نیمه دوم سال برای تلویزیون باشد. کسی چه میداند، مگر باید همیشه آثار نامآورن سینما و تلویزیون مخاطب را پای این جعبه جادو بکشاند؛
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها