
در جنگ دوازده روزه، در بدترین وضعیت جنگ را به پایان بردیم و پیشنهاد مذاکره و آتش بس و این پرده از بازی موذیانه آمریکا پذیرفتیم در حالی که کمی صبر و شجاعت و عدم خوف از دشمن پلید، آمریکا و اسراییل را ذلیل و ما را عزیز میکرد. ما قدمی با اظهار عجز علنی رژیم غاصب فاصله داشتیم. درجنگ رمضانجهان و مردم با چهره دیگری از جمهوری اسلامی روبهرو شدند آمیزهای از درستی و شجاعت و قاطعیت و عزم و صدق؛ و پاداش خداوند، برای این مقاومت و بندگی، اعتماد ملت و بلکه مردم جهان به جمهوری اسلامی بود. در برابر، دروغ گوی قماز باز و فاسد و متجاوز، مردم و نظام ایران، مظلومی مقتدر و مقاوم صادق جلوه گر شد؛ و اعتبار تازهای بدست آورد.
این جنگ ومقاومت مظلومی مقتدر، سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی را به نحو حیرت انگیزی ترمیم کرد و اعتماد و اعتبار آن را فزونی بخشید، و ملت ایران و مسلمانان منطقه و جهان را به تکریم ایران و تایید حقانیت او و دفاع جانانه وادار کرد، گویی ایران یک تنه در پیشاپیش همه مخالفتها با پلیدی و تبهکاری و جنایت و جهالت و خشونت غرب و آمریکا ایستاده است.
آنان که باوری به پروردگار یکتا و نصرتها و سنتهای الهی ندارند، البته قادر به معرفت عمیق در فتنهها و دیدن یاریهای خدا نیستند. حتی معجزهها دمی گرداگردشان را روشن میکند، گرفتار تحیّر میشوند و سپس باز در تاریکی فرو میروند و برای حل مشکلات به نفس خود و بتهای دنگارنگ و قدرتهای وهمی و شیاطین و طاغوت و فرعون متوسل گشته، مرعوب قدرت شان میگردند و طوق بردگی و سرسپردگی به اجنبی و غیر خدا را به گردن میگیرند. از آنان میهراسند و از آنان طلب ترحم میکنند و خدا را به فراموشی میسپرند. آنان از اینکه آمریکا و اسراییل میخواهند از ایران غزه بسازند، بجای پناه بردن به خدا و استقامت، به همین دو جنایتکار پناه میبرند؛ و چنین عملی بدون تردید ذلت بار و کفر آلود و مرگبار است.
حال ببینیم آیا سرمایه اجتماعی، و اعتماد و اعتبار ملی و جهانی، فایدهای برای ما دارد؟
ومی تواند مایه پیروزی شود؟
اولین قدرتی که برای کشوری پیروزی ببار میآورد حمایت مردم است. سرمایه اجتماعی و اعتبار گسترده و مردمی که با اعتماد به رهبر خود در خیابانها اردوگاه مقاومت بپا میکنند، همان طلیعه پیروزی هستند. چنین عزمی به معنای آن است که سختیها را تحمل میکنند و تن به ترس و زبونی و تسلیم نمیدهند و در برابر این قدرت شیطان فلج خواهد شد و خدا نصرت خود را ارزانی خواهد داشت. این سنت الهی است.
☆☆☆☆☆
نیرو و سرمایه اجتماعی ایران اکنون سرو جان در راه استقامت بر حق فدا میکند
رهبری این مقاومت، از روح اسلام ناب آغاز میشود، انواع منازل را از استقامت رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم تا استقامت مولا علی و حسن و حسین علیهم السلام و در شرایط تقیه مقاومت ائمه معصومین علیهم السلام تا استقامت در عصر غیبت را در بر میگیرد و میرسد به انقلاب اسلامی؛ و استقامت و انتشار معرفت خمینی بزرگ و خامنهای شهید رضوان الله تعالی علیهما در جان مردم.
امروز این مقاومت دارای نوری جاری است در دل و جان میلیونها مرد و زن رزمنده در کف خیابانها و میدانها که از سر چشمه معرفت حسینی مینوشند و انقلاب اسلامی این معرفت را به قلب همه مردم شریف جاری کرده و میدانند مالک قلوب خداست و اوست که قلبها را در اختیار دارد. معنای مقاومت برای ما در این جا جز ایستادگی بر پیمان الست در بندگی حق یگانه و مقابله با همه وجوه کفر درونی و بیرونی و با همه جلوههای وجودی شرک به سود پرستش حق متعال نیست. نیرو و سرمایه اجتماعی که اکنون اعتماد به رهبری ایتقامت علیه کفر پلید و متجاوز جهانی را فریاد میزند، از آب این مقاومت مینوشد
اگر به مقاومت این گونه بنگریم، ان را پایان ناپذیر تا آخرین روز زندگی در دنیا خواهیم یافت. ما مکلف به مقاومت هستیم و، چون هر تکلیف الهی این مقاومت آمیزه عشق و عقل و ایمان و تدبیر و رها از خود راُیی و افراط و تفریط است. رها از سرگشتگی و نومیدی و ترس و ... است. عمیقا در آن همه نیروهای قلبی و آرمانی و عقلی و فکری و طرح و تدبیر در بستر تکلیف و بندگی پروردگار بکتا به کار گرفته میشود و ساختار و نظام و رهبری در آن از عالم غیب تا زندگی دنیوی گسترش دارد؛ و با اشکال گوناگون و با تاکتیکهای مختلف پیش میرود و در هیچ شرایط اختناق و قدرت جهتمی کفر و ظلم نیست که مقادمت ولو با تقیه، ادامه نیابد.
چه امرات و چه عربستان. اینان باید توبه کنند و دست از خیانت به اسلام بکشند و در گور اسراییل دفن نشوند.
این کارنامه آمریکا و اسراییل و اروپا و دسته خیانتکار رهبران کشورهای مسلمانان از عربستان
تا همکاران ناتو و اسرائیل در غرب ما و از امارات تا آذربایجان و تا داعش و.. چنان ننگین است که نه تنها در محضر الهی بلکه در تمام تاریخ بشریت آینده، جز لعن و شکست نصیبی نخواهد داشت.
☆☆☆☆☆
اکنون بسته به هر کس است که بخواهد در کدام صف باشد. صف کفر و شیطان و آمریکا و نفاق بد خیم که سرنوشتش در دو دنیا دوزخ است یا صف ایران صف عدالتخواهی جهانی، صف امام عادل موعود موجود عج، صف انتظار و امید و یقین به ظهور عدل جهانی، صف مقاومت پایان ناپذیر، صف ضدیت با فرعونیت و بردگی میلیاردها انسان جهان و صف پایداری در مقاومت به هر شکل ولو در خفیگاه قلبی خاشع برابر حق است. صف حسین که زیباترین بهشت لقاء الله است.
☆☆☆☆
معلوم است در این راه پیروی با همه عقل و عشق از رهبری معظم مقاومت اولین شرط ایستادگی برحق و یاری جبهه حق است.
مقاومت هواداران فراوانی دارد. اما تنهامومنان و عاشقان ولایت الهی بدون لغزش و نفسانیت و دنیا طلبی با پیروی از ولی فقیه، تا به آخر سرباز هوشیار امام زمان عج باقی میمانند. چه بسا انقلابیون بی باور به قرآن و عترت، در وسط راه اسیر افراط و تفریط شده و به چوب لای چرخ بدل میشوند. انان هرگز در مقیاس یک امت و یک کشور پایدار با دید استراتژیک در مقاومت باقی نمیمانند. افق دید کوتاه شان در حد یک گروه انتحاری عمل میکند و از بردباری و درک نقشه راه شیعی و امام زمانی عج عاجز است.
گروههای روشنفکری دیگر و نیروهای گرفتار در رویای امپراطوری از سوی دیگر ناتوان در درک حقیقت الهی مقاومت و عدالت هستند و برای همین آنان هم تا زمانی که از ولایت فقیه سید حسن وار و سلیمانی وار و سنوار گونه و هنیه مانند پیروی میکنند نیروی همسو با حق طلبانبشمار میآیند. در این میان مردم پاکباز و عاشق ایران که ملت خدایی و امام رضایی و حسینی و مهدیی هستند، همان سربازان ظهور امام زمان عج بشمار میآیند؛ و سرمایه اجتماعی استقامت در راه موعود انانند.
☆☆☆☆☆☆
اهل ولایت خوب میدانند که راه مقاومت طولانی باشد یا کوتاه، تا ظهور امام ومنجی جهان ادامه دار وپیچاپیچ است پس از عاشوراها نه تنها نمیگریزند و نمیهراسند و نومید نمیشوند بلکه بر ضرورت آن واقفند و از آن نیرو میگیرند و با آمیزه عقل و عشق پیش میتازند. آنان از کسانی نیستند که به سبب نفاق و آلودگی به شرک و غربگرایی مترصد خیانت و فعالیت علیه مقاومت هستند. چنان که به سلیمانیها به سود رویکرد سازش با شیطان پشت کردند و آماده پشت کردن به ولی فقیه شدند این دسته ستون پنجم در جهنم اسیرند.. این مردم در بدترین جای جهنم و جهل و بی آبرویی جا دارند. وقتی وظیفه عمل امام رضایی است باید البته گوش به فرمان امام رضا جون فرمانده پادگان صاحب الزمان بود؛ و امروز همه و ولی فقیه در خدمت اوامر امام زمان. علیه السلام هیتند و تعلل در استقامت بخشودنی نیست. همین طور بریدن از ولی فقیه و همدستی با کفر و شیطان بزدگ و توجیه این خیانت ممکننیست و فقط احمقها را گول میزند. پس بباد داشته باسیم پرچم ما ولی فقبه یعنی رهرو راه ولیعصر عج است و این راه کربلا دارد، اما شکست ندارد و پیروزی غایی آن قطعی است. پس زنده باد مقاومت!
اگر چنین عمیقا و صادقانه و با خلوص ویقین و خرد و عشق به امر مقاومت بنگریم و آن را درککنیم و بدان معرفت داسته و به ان عمل کنیم در هیچ شرایطی سرخوردگی از مقاومت معنا نخواهد داشت .. در شکست و پیروزی دنیوی و ظاهری، مقاومت عبد در عبودیت همواره همان پیروزی اوست. چه در فتح مکه و چه در عاشورا پیروز است. در زندان سندی باشد و در ولایتعهدی اجباری و در ترک مخاصمه با معاویه باشد و، در خیانت و فشار فرماندهان و فشار برای صلح، آن چه تکلیف است انجام شود، آن خود مقاومت است. مقاومت پایانی ندارد چه علی خیبر باشی و چه علی در مدینه پس از عاشورا و زینت عابدین و چه در محبس اردوگاه سامری! چنین است که استقامت کنونی تکلیف همیشه پیروز ماست و شکست ندارد و یک درصد هم احتمال نابودی در آننیست. زیرا خدا ضامن آن است و سنت الهی ان را تضمین کرده است.
میخواهم در باره برخورد اهل ایمان و تمایزش به برخورد اهل نفاق و شرک و افراط و تفریطها در تحلیل اوضاع کنونی و وضع ایران و حوادث منطقه از منظر فرهنگی سخن بگویم. به طور روشن به وضع محور مقاومت در شرایط کنونی اشاره کنم.
☆☆☆☆☆
صرب المثلی است که میگوید وقتی کشتی آسیب میببند اول موشهای هراسان میگریرند و از ترس خود را به آب میاندارند وپیشاپیش در واقع بجای نجات خود کشی میکنند. اهل ایمان شهید شوند و یا اسیر و طاهرا شکست خورده، در هرحال و در هر انعطافی، راه مقاومت متناسب با وضع واقعی را پیدا کرده و به تکلیف عمل میکنند. اما انان که از قلمرو عبودیت بیرون هستند، چپ و رادیکال و انقلابی باشند یا
سازشکار و لیبرال و ترسزده در هردو حالت افراط و تفریط خود ر
ا میبازند. اول بیایید واقعگرایانه صحنه میدان را راستگویانه مرور کنیم.
☆☆☆☆☆
فرض میکنیم همه آگاهیهای کلان همه تضادهای اساسی منطقه همه موجودیت و مقاومت اسلامی و ایرانی و طی صد سال و پنجاه سال اخیر و پس از انقلاب اسلامی تا امروز را واقفیم و میشناسیم و نیروهای مقاومت در منطقه را درست رصد کردهایم.
مقاومت برای دفاع ار توحید و در اصل ولایت الهی و صراط مستقیم اسلام یعنی صراط علی امیرالمومنین وصی رسول اکرم (صلوات برآنان) را درک میکنیم. مقاومت علیه سیطره کفر ظالم و برای آزادی و استقلال جامعه مسلمان و نفی سرپرستی طاغوت را میفهمیم بر چهل هشت سال مقاومت جمهوری اسلامی به تنهایی برابر انواع دشمنان همدست و داخلی و خارجی آگاهیم و حالا بر بستر این واقعیات و مقاومت اسلامی میخواهیم وضع کنونی را بشناسیم و تکلیف خود را بدانیم. پس بیایید اول صحنه را مرور کنبم:
☆☆☆☆☆
میگویند، نقشه آمریکا آن است که ایران را غزه کند و کلا همه دیوانگی ترامپ بازی است و کل سرمایه داری جهانپشت این بازی است و امید پیروزی نیست.
میپرسم فرض کنیم درست میگویید. خوب تکلیف جز کار حسبنی ومس دادن دزس عاشورا چیست؟ انسان مومن خیالش کاملا آسوده است در بدر یا فتح مکه یا کربلا، پیروز اوست.
ماجرای غزه با شرافتمندانهترین مقاومت پرشکوه ومقتدر، در مظلومانهترین وضع قرار دارد. کشتار و نسل کشی و وحشیگری خونخواران جنایت پیشه و تبهکار، اسرائیل صهیونی و آمریکا جائر و اروپای مفلوک و هواداران شان نمایش عریانی از نظامی بپا داشته که جز نابودی چارهای ندارد بس که پستی و درندگیش عیان شده است. در غزه ما با عالیترین سجایای انسان مفاوم مقتدر مسلمان، مقاومت مردم و مقاومت رهبران باشکوه روبهرو شده و عبنا جهان شاهد ان بوده و از سوی دبگر پست ترینچهره ددمنش و بی شرافت و دروغگوی انسان شیطان صفت که جز انزجار و نفرت و محکومبت به نابودی چارهای برایش نمانده به تماشا نهاده شده است. هیچ فرد با ذرهای شرافت نیست که این داوری واقعی و این شناخت مهم را نفی کند مگر خود جنابتکاران. پس مثال غزه لجای آن که ما را به مدگ ذلت بار و خاموش دعوت کند به صحت ایستادگی شرافتمندان تشویق مینماید؛ و پیروزی دست خداست.
تنها پرچم در اهتزاز دفاع از انسانیت و شرافت و استقلال و پاکی و ضدیت با ظلم سیاه و تجاوز و سلطه و قدرتهای تباهکار از آن اسلام انقلابی و تشیع اهل البیتی شد. تنها صدای حق خواهانه در کشورها متعلق به ایران و شبعیان لبنان و عراق و یمن و مسلمانان و برادران هم میمان همپیمان با ایران انقلابی گشت؛ و اصالت تشیع به اثلات رسید.
در عوض وهابیت و اخوانیهای همدست اسرائیل و امارات و گروههای وابسته به اسلام آمریکایی، اسلام صهیونیستی را پدیدار کردند. خیانت به اسلام و به مقاومت و چاکری قدرت دزنده جهان سلطه گر و جنایتکار و تکه پاره شدن لیبی و سوریه، بر خلاف فریادهای ریا کارانه، و خدمت به دشمنان اسلام و همدستی با آمریکا و اسراییل، کارنامه ننگین اینان است.