جام جم آنلاین – خداداد عزیزی درست بشو نیست، به خصوص که مدام سنش هم بالا میرود و دیگر اندک امیدی به این نیست که تجدیدنظری اساسی روی رفتارهای خود داشته باشد. او میتواند آیینه تمام قد بیاخلاقیهای فوتبال ایران باشد. او مدام در فوتبال حضور دارد و پست میگیرد. نه تحصیلات عالیه و آکادمیک دارد و نه از دانش تجربی کافی برخوردار است. خداداد عزیزی به عنوان سرپرست تراکتور کارهای زیادی را بلد نیست انجام بدهد. در این مطلب راهنمای کاملی وجود دارد که خداداد عزیزی چه کارهایی را بلد نیست انجام بدهد!
یک: مربی گری بلد نیست
نخستین نقد جدی به خداداد عزیزی مربوط به تواناییهای او در مربیگری است. او در تیمهایی، چون ابومسلم مشهد، پیام مشهد، استقلال اهواز، سیاه جامگان مشهد، شهرداری تبریز و سپیدرود رشت روی نیمکت نشست؛ اما حاصل این حضورها هیچ چیز نبود جز جنجال و درگیریهای لب خط و شکستهای متعدد و سقوطها و افتادن ها. تیمهای تحت هدایت او اغلب با بیثباتی فنی، نتایج نوسانی و در برخی موارد سقوط یا جدایی زودهنگام او از نیمکت همراه شدند.
دو: مدیریت بلد نیست
کار دیگری که خداداد عزیزی اصلا بلد نیست انجام بدهد و اتفاقا یک مدت هم در انجام دادن آن خیلی اصرار داشت، مدیریت بود.
عزیزی در مقاطعی در باشگاههایی، چون شهرخودرو مشهد و خوشه طلایی ساوه نقش مدیریتی داشت و حالا نیز در ساختار باشگاه تراکتور حضور دارد. این در حالی است که خوب میدانیم او نه تنها تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی در این حوزه ندارد، از داشتن دانش حقوقی، مالی، بازاریابی و منابع انسانی هم محروم است، حوزههایی که بدون آموزش تخصصی و تجربه اجرایی گسترده اداره آنها دشوار است.
سه: سرپرستی تیم بلد نیست
کدام سرپرست؟ خداداد عزیزی با رفتارهایش سرپرست کدام تیم میتواند باشد؟ او اکنون در جایگاه سرپرست تراکتور فعالیت میکند. اما یک سرپرست ویژگیهای زیادی میخواهد مثل آرامش، مدیریت و ارتباط قوی. خداداد بدون بهره مندی از هر یک از این ویژگیها خالق انواع حواشی در مقام سرپرست است. از فحاشی گرفته تا درگیری لفظی کنار خط. او بارها نشان داده به درد سرپرستی نمیخورد. شگفت آنکه تراکتور بیش از هر تیم دیگری بابت سرپرستی خداداد ضربه میخورد.
چهار: مصاحبه کردن بلد نیست
یکی دیگر از محورهای انتقاد به عزیزی نحوه مصاحبهها و اظهارنظرهای رسانهای اوست. لحن تند، کنایههای مستقیم و گاه استفاده از واژگان نامناسب و حتی رکیک باعث شده برخی مصاحبههای او بیش از آنکه به تحلیل فنی بپردازد به جنجال خبری تبدیل شود. در فوتبال امروز که باشگاهها به برندینگ و تصویر عمومی خود اهمیت میدهند هر جمله میتواند پیامد رسانهای و حقوقی داشته باشد.
خداداد عوض میشود؟
موفقیت در زمین مسابقه الزاماً به معنای موفقیت در مربیگری یا مدیریت نیست. فوتبال حرفهای امروز بیش از کاریزما به دانش ساختاری، برنامهریزی بلندمدت و مهارتهای ارتباطی نیاز دارد و خوب میدانیم خداداد عزیزی فاقد هر یک از اینهاست. خداداد وارد یک دوره زوال رفتاری شده است، زوالی که باعث شده خیلیها حتی آن خاطره سالهای دور ملبورن و آن گل طلایی را از یاد ببرند. خداداد اکنون فاصله زیادی با آن خدادادی دارد که محبوب همه بود. اما او میتواند در ۵۴ سالگی خود را چنان تغییر بدهد که دوباره به چهره محبوب سالهای دور تبدیل شود؟