گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
واکاوی این اثر از دو منظر زمینهگرایی اجتماعی و تحلیل تممحور، علاوه بر بازنمایی ارزشهای بالقوه آن، دلالتهای عمیقتری را در چرایی شکست در تبدیل یک سوژه روزآمد به اثری ماندگار آشکار میسازد.
از منظر زمینهگرایی، انتخاب سوژه پولشویی و مبارزه مأمور مالیاتی با بازی سجاد بابایی در بستر امروز ایران، حرکتی جسورانه و مرتبط با دغدغههای عمومی است. این انتخاب، فیلم را در زمره آثاری قرار میدهد که میخواهند بازتاب شرایط تاریخی ــ اجتماعی خاص خود باشند.
موفقیت یک اثر در انتخاب سوژه، در توانایی تبدیل آن به یک تجربه زیسته دراماتیک و باورپذیر است. اما نقطه ضعف بنیادین کارواش به ساختار دراماتیک آن بازمیگردد؛ فیلم فاقد روایتی منسجم و علت و معلولی قانعکننده است.
این ضعف، دقیقا پیوند حیاتی اثر با واقعیت بیرونی را سست میکند؛ چراکه وقتی منطق درونی قصه متقاعدکننده نباشد، ادعای آن در بازنمایی واقعیتهای پیچیده بیرونی نیز زیر سؤال میرود. شخصیتها بهجای آنکه از دل شرایط اجتماعی ــ اقتصادی پرتنش بیرون بیایند، بیشتر به عروسکهایی شبیه هستند که دیالوگهای شعاری را به سمت یکدیگر پرتاب میکنند. این شعارزدگی، بهجای ایجاد همذات پنداری به دلزدگی تماشاگر منجر میشود و اثر را از هدف زمینهگرایانه خود دور میسازد، زیرا بهجای واکاوی علل و سازوکارهای فساد، به بیان نتیجهگیریهای از پیش تعیینشده اکتفا میکند.
تحلیل تممحور فیلم نیز بر این ناکامی صحه میگذارد. سه تم اصلی وسوسه، اصالت و انتقام میتوانستند اسکلت قدرتمندی برای یک درام اخلاقی پیچیده باشند. وسوسه ثروت ناشی از فساد یا وسوسه کنارگذاشتن مبارزه، میتوانست زمینه ساز تعارض درونی عمیقی برای شخصیت اصلی باشد. بااینحال، قوس شخصیتی بهدرستی انجام نشده و بازی بازیگران نیز نتوانسته این فرآیند درونی را به تصویر بکشد. فقدان این سفر درونی سبب میشود فیلم در تم اصالت یا همان ایستادگی بر سر ارزشها را به انتخابی ساده و فاقد هزینه تبدیل کند و از دراماتیزهکردن جدال واقعی بین اصالت و فساد بازمیماند. درنهایت، تم انتقام بهعنوان محرک اصلی شخصیت برای افشای شبکه، جایگزین کشف تدریجی و پرداختی سیاست زدایانه به موضوع میشود.
اینجاست که ضعف کارگردانی در هدایت بازیگران و خلق فضایی قابل باور و همچنین ضعف قاب بندی و تدوین که نمیتواند ریتم و تعلیق لازم را ایجاد کند بهطور کامل نمایان میشود. یک تریلر اقتصادی ــ اجتماعی موفق، از تلفیق دقیق همین مؤلفههای فرمی و محتوایی به وجود میآید.
کارواش، اما با وجود داشتن بازیگران توانا نتوانسته از ظرفیت آنان برای خلق شخصیتهایی فراتر از کلیشه استفاده کند. در نتیجه، فیلم مرادپور، علیرغم دستگذاشتن بر نقطهای حساس از واقعیت اجتماعی نتوانسته است از سطح تبیین شعارگونه فراتر رود و با زبانی سینمایی و دراماتیک، لایههای پنهان و پیچیده فساد اقتصادی و تبعات روانی و اخلاقی آن را واکاوی کند.
این اثر، بیش از هر چیز، یادآور میشود که در سینمای متعهد، حسننیت و انتخاب سوژه مناسب شرط لازم است، اما بههیچوجه شرط کافی نیست و غفلت از اصول سینمایی میتواند بهراحتی یک فرصت تاریخی را به تجربهای فراموش شدنی بدل کند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
در گفتوگوی جام جم آنلاین با حجتالاسلام دکتر قاسم خانجانی بررسی شد