در تازهترین اتفاق، آلمان نیز بهدنبال اعمال محدودیت دسترسی به رسانههای اجتماعی برای کودکان زیر ۱۴ سال است و علاوه براین، کاربران زیر ۱۶ سال نیز باید از یک «نسخه جوانان پلتفرمها» بهصورت اجباری و البته با درنظرگرفتن شروط مختلف استفاده کنند.اعمال محدودیت در فضای مجازی برای کودکان و نوجوانان در کشورهای اروپایی درحالی است که در کشورمان بسیاری از نوجوانان بهراحتی و بدون هیچ محدودیتی به انواع محتوای فضای مجازی دسترسی دارند و روزانه ساعات زیادی از وقت خود را در این فضا سپری میکنند و تحت تاثیر آن قرار میگیرند. در سالیان اخیر، محدودسازی و فیلترینگ از جمله سیاستهای محدودکننده در ایران بهشمار میآید که البته راه به جایی نبرده و نتوانسته مانع دسترسی افراد به محتوای نامناسب شود.
آش شور شبکههای اجتماعی!
فضای مجازی حالا مدتهاست که افسار بریده و نوجوانان و جوانان را غرق در خود کرده است؛ افرادی که روزانه ساعات زیادی را در این فضای جذاب و دلفریب سپری میکنند و قدرت تشخیص محتوای درست از نادرست را ندارند. همین چند وقت پیش بود که این فضا باعث فریب جوانان و بهدامافتادن آنها در تله دشمن شد. با وجود این، این فضا در ایران همچنان به حال خود رها شده و خبری از مدیریت آن برای کودکان و نوجوانان نیست.
علیرضا چابکرو، پژوهشگر فضای مجازی در اینباره به جامجم میگوید: «آشفتگی حاکم بر شبکههای اجتماعی تاحدی پیش رفته که حتی متولیان اولیه این فضا نیز به فکر ساماندهی آن افتادهاند. بیتردید، آنها نیز به این درک رسیدهاند که هویت ملی و مسائل اخلاقی کودکان و نوجوانان درگیر در این فضا و در نتیجه سبک زندگی و ارزشهای آنان، با مخاطرات جدی مواجه شده است. اگرچه محدودیتهایی در این زمینه در کشورهایی مانند آمریکا و اروپا وجود داشته، اما در ایران چنین موضوعی هنوز مشاهده نمیشود؛ درحالی که اکنون، مدتهاست متوجه شدهاند تاثیرات فضای مجازی میتواند برای جوانان و نوجوانان مخاطرهآمیز باشد.»
غفلت از یک خطر واقعی
جذابیتها و امکانات گسترده فضای مجازی وهمچنین سهولت دسترسی باعث شده تا بسیاری از افراد به آن اعتیاد پیدا کنند و دیگر نتوانند از آن دل بکنند. برخی کارشناسان حوزه فضای مجازی معتقدند اعتیاد اقشار جامعه به فضای مجازی و همچنین مخاطرات این پدیده از منظر طب و فیزیولوژی، (بهگونه ای که حتی مخربتر از مواد مخدر ارزیابی میشود)، متولیان را به تفکر واداشته تا قوانینی وضع کنند.
این مدرس دانشگاه ادامه میدهد: بهنظر میرسد این رویکرد را باید «تنظیمگری محتوا» نامید، نه «تنظیمگری مخابرات.» این دو مفهوم متفاوت هستند و آنچه در ایران معمولا مورد بررسی قرار میگیرد، تنظیمگری بهمعنای تمرکز بر پهنای باند و افزایش سرعت، بدون توجه جدی به محتواست. در حالی که همه جوامع، نه فقط جوامع غربی، وقتی با پدیدهای مخرب روبهرو میشوند، به فکر ساماندهی و درمان آن میافتند.
او ادامه میدهد: کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه و آمریکا و پرتغال نیز در پی جلوگیری از این تخریب هستند؛ امری که ما هنوز به آن نرسیدهایم و بهجای برخورد با آن بهعنوان یک آسیب، اغلب درگیر بازیهای سیاسی شده و تصور میکنیم که این موضوع صرفا مربوط به بحث آزادی بیان است یا یک سیاست دولتی که میتوان در انتخابات از آن بهعنوان ابزاری برای لغو فیلترینگ استفاده کرد؛ درحالی که اعتیاد جوانان و نوجوانان به این فضا جدی بوده و با اختلالات روانشناختی نظیر افسردگی، پرخاشگری و بحران هویت ارتباط مستقیم دارد.
تفسیر نامناسب از مدرنیته
تأثیرات فضایمجازی برکودکان ونوجوانان بیشماراست؛پیامدهایی که باعثکاهش ارتباطاتاجتماعیوانزوای آنها میشود.
چابکرو عنوان میکند: «استفاده نامناسب از فضای مجازی در جامعه پیامدهای ناگواری را به همراه دارد، برای نمونه شاهد انزوای بیشتر افراد و کاهش تمایل آنها به تشکیل خانواده و ازدواج و تغییر در کارکرد ساختارهای اجتماعی هستیم.»
به گفته او تنظیمگری محتوا بحثی بسیار جدی است که متولی مشخصی ندارد.
این پژوهشگر حوزه فضای مجازی خاطرنشان میکند: «هرچند ما فعالیتهایی در فضای مجازی داریم و مدارس را هوشمند میسازیم و گمان میکنیم با آوردن دو تابلوی هوشمند و تأمین اینترنت هوشمند برای دانشآموزان به مدرنیته رسیدهایم اما این رویکرد نتیجه عکس خواهد داد. البته این به آن معنا نیست که پیشرفته شدن مدارس یا دسترسی مردم به سکوهای اطلاعاتی نکوهش شود، بلکه اگر بدون تفکر به آن بپردازیم، پیامدهای خوبی نخواهد داشت.»
آینده تاریک فضای مجازی
آمارها حاکی از این است که درحال حاضر بیش از۸۵درصد نوجوانان۱۲تا۱۸ساله حداقل در یک شبکه اجتماعی عضویت دارند وبهراحتی ازاین فضا تأثیر میپذیرند. به گفته چابکرو، توجه به این نکته ضروری است که فضای مجازی مجموعهای پیچیده از شبکهها، بازیها، تسهیلات دولتی (مانند دولت الکترونیک) و استفاده از سایتهایی نظیر یوتیوب است. این یک فضای پیچیده است که هریک از اجزای آن بخشی از پازلی بزرگتر را تشکیل میدهند و ما تأثیرات کل آن را بر جوانان و نوجوانان میبینیم. اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، شاهد افت تحصیلی در مقاطع مختلف ازجمله دانشگاهها و ترک تحصیل و همچنین پرخاشگریهای غیرقابل کنترل خواهیم بود و این مسائل در آیندهای نزدیک خود را نشان خواهد داد.
او ادامه میدهد: «حتی اگر محدودیتهایی اعمال شود، هرچه بیشتر بخواهیم این موضوع را نادیده بگیریم و ساختار مناسبی برای آن در نظر نگیریم، مهاجرت به فضای دارکوب و اینترنت پنهان افزایش خواهد یافت. این امر هم بر اقتصاد و هم بر کنترل دولتهای مرکزی بر این فضا تأثیر منفی میگذارد و نمیتوان آینده روشنی برای آن در نظر گرفت.»
سرعت یا کیفیت محتوا؟
افسارگسیختگی فضای مجازی و همچنین تولید و بازتولید انواع محتوای نادرست و سوءاستفاده دشمن از این مسأله نشاندهنده اهمیت ساماندهی این فضا در ایران است.
چابکرو عنوان میکند: «تنظیمگری در این حوزه بسیارحیاتی به نظر میرسد، زیرا نمیتوان نسخه واحدی در این خصوص پیچید و لازم است در اعمال سیاستها، هماهنگی و تعادل (هارمونی) وجود داشته باشد. بخشی ازآن همان تنظیمگری محتواست، زیرا متأسفانه دغدغه غالب افراد، سرعت بالاست و نه کیفیت محتوا. آموزش نیز اهمیت دارد و همچنین ایجاد تسهیلات برای مراکز دادهها (دیتا سنترها). این اقدامات باعث ایجاد خودایمنی در شهروندان میشود و بسیاری از مشکلات را مرتفع خواهد ساخت.»
این استاد دانشگاه راهکار ساماندهی فضای مجازی را راهاندازی قرارگاه تولید محتوا میداند و ادامه میدهد: «ما باید هرچه سریعتر «قرارگاه تولید محتوا» را با مشارکت عمومی تشکیل دهیم. ویژگی فضای مجازی این است که همه باید در تولید محتوا مشارکت کنند. وظیفه این قرارگاه باید هدایت تواناییهای هنری، فکری و محتوایی افراد به سمت نقاط مطلوب و دلخواه باشد. لذا، تشکیل سریع این قرارگاه برای تولید محتوا ضروری است.»