جام جم آنلاین – تیوی بیفوما. یک نام گران، سن بالا، اما ناکارآمد. نه تجربه اش تا الان به درد پرسپولیس خورده نه چیزی از آن شمه گلزنی دیدهایم که پیش از نهایی شدن قراردادش میگفتند.
آمار او برای یک مهاجم چندان امیدوارکننده نیست: تنها یک گل در طول فصل. برای بازیکنی که وظیفه اصلیاش گلزنی است چنین آماری طبیعتاً زیر استانداردهای تیمی مدعی قهرمانی مانند پرسپولیس قرار میگیرد. بیفوما اصلا در پرسپولیس چه کار میکند؟
مهاجمی با سبک متفاوت
بیفوما مهاجمی کلاسیکِ ایستاده در محوطه جریمه نیست. سبک بازی او بیشتر مبتنی بر تحرک در کنارهها، نفوذ از جناحین و استفاده از سرعت اولیه است. او تمایل دارد از چپ به داخل بزند، مدافع مستقیمش را در موقعیت یک به یک قرار دهد و با دریبل یا شوت ناگهانی خلق موقعیت کند. در تیمهایی که ضدحمله سریع و فضای باز در اختیار دارند این مدل بازی میتواند کارآمد باشد.
اما در پرسپولیس که اغلب مقابل تیمهای تدافعی قرار میگیرد و باید در فضای فشرده بازی کند چنین سبکی بهراحتی خنثی میشود. بیفوما در فضاهای بسته کارایی کمتری دارد و در نبردهای فیزیکی مداوم با مدافعان مرکزی چندان موفق نشان نداده است. او نه تمامکنندهای بیرحم در ششقدم بوده و نه مهاجمی که بتواند با بازی پشت به دروازه توپ نگه دارد و تیم را جلو بکشد.
آمار گل؛ مهمترین معیار
برای هر مهاجم آمار گل نخستین شاخص قضاوت است. یک گل در طول فصل عددی نیست که بتوان از کنار آن گذشت. مهاجم و فقط یک گل؟ پرسپولیس تیمی است که همواره برای قهرمانی میجنگد و مهاجمش باید حداقل در مقاطعی بار گلزنی را به دوش بکشد. وقتی این اتفاق رخ نمیدهد طبیعی است که انتقادات شدت بگیرد و طبیعی است که فشار روی بازیکنی مثل علی علیپور چند برابر شود.
اما مشکل دیگری که وجود دارد این است که بیفوما انگار به درد سبک بازی پرسپولیس نمیخورد. شاید دلیل بی انگیزگی او نیز همین باشد.
حاشیه به جای تحلیل فنی
نکته عجیب ماجرا اینجاست که بخشی از انتقادات به جای تمرکز بر عملکرد فنی به زندگی شخصی این بازیکن معطوف شده است؛ موضوعی که خود بیفوما را نیز متعجب کرده. در فوتبال حرفهای، نقد فنی و آماری بخشی طبیعی از بازی است، اما ورود به حریم خصوصی بازیکن نه کمکی به بهبود تیم میکند و نه معیار درستی برای ارزیابی کیفیت فنی است.
اگر بیفوما در زمین موفق نبوده باید درباره جایگیری، تصمیمگیری در یکسوم نهایی، هماهنگی با هافبکها و کیفیت ضربه آخر او صحبت کرد نه مسائل خارج از مستطیل سبز.
۳۴ سالگی؛ تجربه یا افت؟
سن ۳۴ سال برای یک مهاجم میتواند هم نشانه تجربه باشد و هم زنگ خطر افت فیزیکی. بسیاری از مهاجمان در این سن هنوز مؤثر هستند به شرط آنکه از تجربه خود به بهترین شکل ممکن استفاده کنند. اما به شرطی که سبک بازیشان مبتنی بر هوش، جایگیری و تمامکنندگی باشد. بیفوما بیشتر به سرعت و شتاب اولیه متکی بوده؛ ویژگیای که معمولاً با افزایش سن کاهش مییابد.
اگر قرار باشد او همچنان بر پایه دریبلهای انفجاری و فرارهای سرعتی بازی کند، احتمالاً در لیگ فشرده و فیزیکی ایران با مشکل روبهرو خواهد شد. اما اگر بتواند نقش خود را به مهاجمی باتجربه با تحرک هوشمندانه و ضربات دقیق تغییر دهد، شاید هنوز بتواند مفید باشد.
پرسپولیس و یک بحران بزرگ
پرسپولیس بعد از شکست سه بر یک مقابل گل گهر در بحران بزرگی دست و پا میزند. این شکست پس لرزههای متعددی داشت، از کسر ۲۰ درصدی قرارداد بازیکنان گرفته تا استعفای اوسمار که مورد پذیرش واقع نشد. حالا ناکارآمد بودن بیفوما بیشتر به چشم میآید. او به درد پرسپولیس میخورد؟
پاسخ این پرسش ساده نیست. از نظر آماری، یک گل برای مهاجم اصلی تیمی مدعی کافی نیست و ادامه این روند توجیه فنی ندارد. از سوی دیگر اگر کادر فنی بتواند از تواناییهای او در سیستم مناسب استفاده کند و خود بازیکن نیز با شرایط فوتبال ایران تطبیق یابد هنوز میتوان به بازگشت امیدوار بود.
پرسپولیس برای رقابت در سطح بالا به مهاجمی نیاز دارد که تضمین گل بدهد نه صرفاً تلاش و دوندگی. آمار حرف اول را میزند. اگر بیفوما نتواند این آمار را تغییر دهد حتی تجربه ۳۴ سالگی هم برای ماندنش کافی نخواهد بود.