استاد غلامحسین بارونی، هنرمند نجیب، متین و دوستداشتنیِ تئاتر، تلویزیون و سینما، چشم از جهان فروبست؛ چهرهای آرام و خوشاخلاق که نامش سالها با فرهنگ و هنر بوشهر گره خورده بود.
غلامحسین بارونی مسیر هنر را از دل آیین آغاز کرد. نخستین مواجهههای او با جهان نمایش، در مجالس تعزیه محله شِکری بوشهر ــ محله زادگاهش ــ رقم خورد؛ جایی که هنوز نوجوانی بیش نبود و خیلی زود بهعنوان شبیهخوان با گروههای تعزیه همکاری کرد. صدای خوش و تواناییاش در اجرا، او را به اولیاخوانی رساند و همین تجربههای اولیه، بنیان شخصیتی و هنری او را شکل داد.
پیش از انقلاب و همزمان با استخدام در وزارت فرهنگ، سالهای آغازین معلمیاش را در کنگان گذراند؛ دورهای که یکی از مهمترین نقاط عطف کارنامه فرهنگی و هنری او بهشمار میآید. تئاتری که امروز در کنگان شاهد بالندگی و درخشش آن هستیم، ریشه در همان سالها دارد؛ زمانی که آقای بارونی، در شهری که هنوز تئاتر به معنای امروزیاش وجود نداشت، تئاتر دانشآموزی را پایهگذاری کرد. نخستین جریانهای نمایشی کنگان، پیش از انقلاب، با همراهی همکاران و شاگردانش و به همت او شکل گرفت و چندین سال بهصورت مستمر ادامه یافت؛ اتفاقی ماندگار که جایگاه او را در تاریخ فرهنگی این منطقه تثبیت کرد.
در دهه ۵۰ و پس از بازگشت به بوشهر، غلامحسین بارونی در بسیاری از نمایشهای شاخص آن دوران به ایفای نقش پرداخت. مهمترینِ آنها نمایش «قلندرخونه» اثر استاد ایرج صغیری بود؛ نمایشی که بارونی در آن، بهویژه در اجراهای خارج از استان، نقشهای اصلی را بر عهده داشت. اگرچه تصویری از آن اجراها در دست نیست، اما روایتهای خود او، استاد صغیری و دیگر بازیگران «قلندرخونه» گواهی روشن بر نقشآفرینیهای مؤثرش در این اثر دارد. اعتماد استاد ایرج صغیری به بارونی چنان بود که او در جشن هنر شیراز، بهعنوان مدیر برنامههای استاد صغیری، مسئولیت هماهنگیها، برنامهریزی مسابقهها و گفتگوها را نیز بر عهده داشت.
بارونی در دهههای بعد، هرگز از تئاتر فاصله نگرفت؛ هرگز. اما پس از انقلاب، فعالیتهای هنری او وارد دو عرصه پررنگ و تأثیرگذار شد. نخست، سینما و تلویزیون؛ جایی که در بخش قابلتوجهی از آثار سینمایی و مجموعههای تلویزیونی تولیدشده در بوشهر، و همچنین پروژههایی که گروههایی از پایتخت یا دیگر استانها اجرا میکردند، حضور داشت. کارنامه تصویری او از دهه ۶۰ به بعد، بهلحاظ کمّی و کیفی، بسیار پررنگ و قابلاعتناست.
نکته مهمتر، همراهی بیدریغ او با نسل جوان فیلمسازی بود. همکاری نزدیک با انجمن سینمای جوان و فیلمسازان نوپا، بخشی جداییناپذیر از شخصیت حرفهای غلامحسین بارونی بود؛ هنرمندی که هیچگاه به یک فیلمساز تازهکار «نه» نمیگفت. او در دهها فیلم کوتاه ایفای نقش کرد تا جوانان بتوانند مسیر علاقه و استعدادشان را با دلگرمی طی کنند؛ آثاری که امروز، هرکدام سندی از این منش فرهنگی هستند.
در کنار همه اینها، تعزیه همچنان جایگاهی ویژه در زندگی او داشت. پس از انقلاب، همان عشق دیرینه به اهلبیت(ع) که پیشتر در مجالس تعزیه نمایان بود، با جدیت بیشتری ادامه یافت. غلامحسین بارونی سالها شبیهخوان و اولیاخوان بود و سپس بهعنوان تعزیهگردان محله شکاری بوشهر، چندین دهه فعالیت کرد؛ هم تعزیهگردان و هم ایفاگر نقشهایی چون امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع). از این منظر، او یکی از چهرههای اثرگذار تعزیه بوشهر بهشمار میآید و شاگردان بسیاری را در این حوزه پرورش داد؛ شاگردانی که نامآشناترینشان فرزندانش هستند: محمد، عباس، میثاق و میعاد بارونی که راه پدر را در تعزیه و تئاتر ادامه دادند و در آثار نمایشی متعددی در بوشهر حضور یافتند.
غلامحسین بارونی در حافظه جمعی فرهنگ و هنر بوشهر، بهعنوان هنرمندی آرام، متین، خوشاخلاق، محترم و دوستداشتنی باقی خواهد ماند؛ چهرهای که هم در زندگی شخصی و هم در مسیر حرفهایاش، فرهنگ و هنر را زیست.
روحش شاد، راهش سبز و نامش بر تارک فرهنگ و هنر این دیار ماندگار.
به خانواده آن مرحوم و جامعه فرهنگ و هنر بوشهر، بهویژه اهالی تئاتر و سینما، صمیمانه تسلیت میگوییم.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد