در ادامه به بررسی دلایل روانشناختی و اجتماعی الگو قرار دادن سلبریتیها میپردازیم و با استناد به پژوهشهای معتبر، علل و پیامدهای این پدیده را تحلیل میکنیم. همچنین راهکارهایی برای مقابله با این پدیده و جلوگیری از اثرات منفی آن در جامعه ارائه خواهیم داد.
دلایل روانشناختی الگو قرار دادن سلبریتیها
نیاز به امنیت روانی: یکی از دلایل اصلی تمایل انسانها به الگو قرار دادن سلبریتیها، نیاز به یافتن کسانی است که به آنها احساس امنیت و اطمینان میدهد. انسانها تمایل دارند در زندگی خود از افرادی که در یک حوزه خاص موفق هستند الگو بگیرند. این تمایل بهدنبال رفع نیازهای روانی انسانها بهویژه نیاز به هویت و حس تعلق شکل میگیرد. براساس نظریه «نیاز به تایید اجتماعی» انسانها تمایل دارند از طریق ارتباط با افرادی که در جامعه موفق بهنظر میرسند، احساس تایید و ارزشمندی پیدا کنند. به همین دلیل است که موفقیت سلبریتیها در زمینههایی مثل سینما، ورزش و... باعث میشود بسیاری از مردم چشم بسته از آنها تقلید کنند.
اثر دنبالهروی اجتماعی: یکی دیگر ازعواملی که باعث تقلید کورکورانه از سلبریتیها میشود پدیده «دنبالهروی اجتماعی» است. طبق تحقیقات روانشناسی اجتماعی، انسانها در بسیاری از موارد تمایل دارند رفتارها و عقاید خود را با رفتارها و عقاید افراد موفق همسو کنند. این امر بهویژه در زمانهایی که افراداحساس میکننداطلاعات و دانش کافی برای تصمیمگیری ندارند بیشتر بروز میکند. در چنین شرایطی آنها به سلبریتیها بهعنوان افرادی که در چشم عموم موفق بهنظر میرسند، بهعنوان مرجع اعتبار میدهند و این تمایل به دنبالهروی از افراد مشهور بهویژه در دورههایی که دچار عدم اطمینان و بحران میشوند تقویت میشود.
نقش رسانهها در قدیسسازی از سلبریتیها
رسانههای جمعی نقشاساسی درشکلدهی به تصویرسلبریتیهادرذهن مردم دارند.این رسانههابااستفاده ازتبلیغات، مصاحبهها و پوششهای گسترده، تصویری از سلبریتیها به نمایش میگذارند که انگار این افراد نهتنها در حوزههای خاص خود بلکه در بسیاری از مسائل زندگی صاحبنظر هستند. طبق نظریه «ساخت واقعیت» رسانهها میتوانند تصویری به مردم ارائه دهند که ممکن است با واقعیتهای اجتماعی فاصله زیادی داشته باشد اما آنچه رسانهها به نمایش میگذارند بهطور گسترده در ذهن افراد پذیرفته میشود.رسانهها و بهویژه شبکههای اجتماعی، این افراد را بهعنوان کسانی که زندگیشان ایدهآل است و در تمام ابعاد زندگی موفق هستند معرفی میکنند. این تصویر رسانهای باعث میشود مردم بهویژه جوانان، بدون در نظر گرفتن تخصص سلبریتیها در زمینه خاص آنها را بهعنوان مرجع در سایر حوزهها هم بپذیرند.
شبکههای اجتماعی و تأثیر آن بررفتار اجتماعی: باظهور شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، توییتر و یوتیوب، سلبریتیها بهراحتی میتوانند ارتباط مستقیمتری با مخاطبان خود برقرار کنند. این ارتباطات که بهطور مستقیم و بدون واسطه از رسانههای رسمی صورت میگیرد باعث میشود مخاطبان احساس کنند سلبریتیها جزو زندگی روزمره آنها هستند. طبق تحقیقات هر چه ارتباط میان سلبریتیها و مخاطبان در شبکههای اجتماعی بیشتر شود، تأثیرات اجتماعی آنها افزایش مییابد و افراد بهراحتی تحت تأثیر نظرات آنها قرار میگیرند.
چگونه میتوان از پرستش سلبریتیها جلوگیری کرد؟
تقویت تفکر انتقادی و آگاهیبخشی: اولین و مهمترین گام در مقابله با الگوپذیری بیچون و چرا از سلبریتیها، توسعه تفکر انتقادی در جامعه است. افراد باید بیاموزند نظرات و اطلاعات منتشر شده در شبکههای اجتماعی یا رسانهها را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهند. آموزش تفکر انتقادی از سنین پایین و در محیطهای آموزشی میتواند به افراد کمک کند تا از پذیرش بدون تحقیق نظرات سلبریتیها جلوگیری کنند. بهعبارت دیگر افرادی که دارای مهارتهای تفکر انتقادی هستند، کمتر تحت تأثیر تبلیغات یا به قولی اداهای سلبریتیها قرار میگیرند.
ترویج فرهنگ احترام به تخصص و علم: در مقابل تسلیم بیچون و چرا در برابر سلبریتیها، باید فرهنگ احترام به متخصصان و دانشمندان در جامعه را گسترش داد. سلبریتیها باید آگاه شوند که تأثیرات حرفهای آنان بر مردم میتواند منفی باشد و بهجای اظهار نظر در حوزههایی که تخصص ندارند، از متخصصان واقعی کمک بگیرند. علاوه بر این باید به مخاطبان یادآوری شود که موفقیت در یک حوزه خاص بهمعنای شایستگی در تمام ابعاد زندگی نیست.
استفاده از رسانهها برای آگاهیبخشی: رسانهها باید به معرفی افرادی که در زمینههای علمی و اجتماعی توانایی دارند و نظرات ارزشمند ارائه میدهند بپردازند. این اقدام میتواند بهویژه در دوران بحرانها و شرایط اجتماعی حساس مفید باشد و اثرات منفی تقلید کورکورانه از سلبریتیها را بکاهد. بنابراین الگوبرداری بیچون و چرا از سلبریتیها پدیدهای پیچیده و چندجانبه است که ریشه در نیازهای روانی انسانها، تأثیرات رسانهها و شبکههای اجتماعی دارد. در حالی که سلبریتیها در حوزههای خاص خود ممکن است الگوهای موفقیت باشند، نباید نظرات آنها در دیگر زمینهها بهعنوان مرجع معتبر پذیرفته شود. برای مقابله با این پدیده باید تفکر انتقادی را در جامعه ترویج داد، به افراد آگاهی داد و نقش رسانهها را در معرفی اشخاص متخصص و علمی تقویت کرد.